بیان مسیله
موضوع تحقیق
فرضیه اصلی
فرضیه فرعی
اهمیت و ضرورت تحقیق
هدف تحقیق
تعریف اصطلاحات
تعریف نظری
تعریف عملیاتی
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه:
در این تحقیق برآنیم که سوءمصرف1 مواد را از دریچه دیگر عوامل که کمتر مورد توجه قرار گرفته، مورد بررسی قرار دهم. در این تحقیق بررسی می‌کنیم که به غیر از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و … عوامل دیگری به نام عامل شخصیت نیز در سوء مصرف مواد نقش دارد.
باورهاونگرشهایافراددربارهیموادوپیامدهایمنفیومثبت مصرفآن،دراصطلاحگرایشبهمصرفموادتعریفشدهاست. گرایشبهمصرفموادرابطهمستقیمباحوزههاینگرشیافرادازقبیل درکآنهاازقانونیبودنومیزانپذیرشاجتماعیمواد،ضررهایناشی ازمصرفموادویاحالاتوپیامدهایخوشایندمصرفمواددارد.
به دلیل در بسیاری از تحقیقاتی که توسط محققان انجام شده به این نتیجه رسیده اند که عامل شخصیت در ناسازگاری افراد با محیط که در نهایت منجر به سوء مصرف مواد شده رابطه وجود داشته است. در این راستا بایستی به نقش ویژگی های شخصیتی که در نوع رفتار افراد وجود دارد باید توجه کرد که آیا این ویژگی ها باعث مقاومت در مصرف مواد می شود یا خیر. با توجهبهاینکهسوءمصرفموادموضوعیپیچیدهودارایابعادگوناگون میباشد،هرنوعبرخوردومداخلهدراینزمینهمستلزماقداموپژوهش گسترده است.
بیان مسئله:
صفات مشخصی مانند، شیوه های کنار امدن، و نحوه تعامل کردن فرد در محیط اجتماعی، در سال های کودکی نمایان می شوند و معمولا در پایان نوجوانی یا اوایل بزرگسالی به صورت الگوهای تثبیت شده تبلور می یابند. این الگوها شخصیت فرد را تشکیل می دهند ،مجموعه ای از صفات و رفتارهای منحصر به فرد که شخص را توصیف می کنند.
این روزهادر بین پژوهشگران شخصیت در مورد پنج صفت اصلی شخصیت که بتوان از انها برای مشخص کردن شخصیت بهنجار استفاده کرد، اتفاق نظر گسترده ای وجود دارد.این مدل پنج عاملی صفات شخصیت عبارتند از: روان رنجورخویی، برون گرایی/درون گرایی، تجربه پذیری، خوشایندی/ ضدیت، وظیفه شناسی(یحیی سید محمدی 1389).
چراکهباشناختاینمواردمیتواندر ارتباطفردبادیگرانوحفظبهداشتروانیگامهای مؤثریبرداشتوبرایبهبودسلامتروانیانسان چارهاندیشیکرد.اساس تفاوت های رفتاری ناشی از شخصیت افراد است.
شخصیت مفهوم پیچیده ای است که هر روان شناس شخصیت، تعریف خاصی از آن بیان داشته است. در معنای این مفهوم، اکثر روان شناسان توافق دارند که شخصیت به عنوان منحصربه فرد بودن هر انسانی در نوع تفکر، احساس و رفتارش تلقی می شود.شخصیت به تفاوت های روان شناختی بین افراد، تفاوت های پایدار در هیجان، احساس، انگیزش و رفتار آنها اشاره دارد(هاسلام،2007).
بیشتر تفاوت های فردی انسان در این پنج بعد طبقه بندی می شوند که با بررسی و مطالعه این عوامل می توان بخش بزرگی از رفتارها از جمله سوءمصرفو وابستگی به مواد را پیش بینی کرد.سوءمصرفو وابستگی به مواد مخدر پدیده ای شایع در سراسر دنیاست که به عنوان مهم ترین آسیب اجتماعی، جامعه انسانی را مورد هجوم قرار داده است (بخشی پور، 2004 نقل از دهقانی، زارع، صدقی و پور محمد،1389)
در این راستا باید دانست که عوامل مختلف شخصیتی با مصرف مواد ارتباط دارند. از این میان، برخی از صفات بیشتر پیش بینی کننده احتمال اعتیاد هستند.داشتن اعتماد به نفس بالا و مهارت های اجتماعی،علاوه بر کاهش استرس های محیطی ناشی از ارتباط با دیگران، باعث توانایی مقاومت در مقابل خواسته های خلاف دیگران و اصرار دوستان برای مصرف می شود همچنین مهارتهای انطباقی موجب می شود که فرد هنگام برخورد با استرس، برای حل مشکلات و تطابق با ان از شیوه مناسبی استفاده نماید (تاجری ،1389).
آمارها نشان می دهند نزدیک به نیمی از معتادان ،اختلال شخصیت ضداجتماعی دارند.اگر دیگر انواع اختلال های شخصیتی و بسیاری از صفات شخصیتی زمینه ساز را به این آمار اضافه کنیم، به این نتیجه می رسیم که این اختلال در شکل گیری، رشد شخصیت و وجود شخصیت های نابهنجار، عامل مهم در زمینه سازی و استعداد به وابستگی مواد است (تاجری، 1389) .
در سال های اخیر،پژوهش های قابل ملاحظه ای روی ارتباط بین اختلال های سوء مصرف و اختلال دیگر از قبیل شخصیت ضد اجتماعی، افسردگی و اسکزوفرنی تمرکز کرده اند.تقریبا نیمی از افراد مبتلا به اسکزوفرنی، سوء مصرف با وابستگی به داروی مخدر نیز دارند.اکثر پژوهش های مربوط به همایندی چند اختلال، شخصیت ضد اجتماعی را با اختلال های اعتیادی مرتبط دانسته اند، به طوری که تقریبا 75 تا 80 درصد تحقیقات، ارتباط نیرومندی را نشان داده اند.
جالب اینکه،اختلال شخصیت ضداجتماعی، الکل، و پرخاشگری ارتباط نیرومندی دارند.در شخصیت های ضد اجتماعی، میزان بالای سوء مصرف مواد یافت شده است و مورگان استرن، لانگن باچر و همکاران(1997) دریافتند که 9/57 درصد اختلال شخصیت داشتند، طوری که 7/22 درصد ملاک های اختلال شخصیت ضداجتماعی را برآورده می کردند (یحیی سید محمدی 1398)..
اعتیاد به مواد مخدر به عنوان یک مشکل اجتماعی پدیده‌ایست استعماری که علاوه بر زمینه‌های ناسالم اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی زمینه‌های شخصیتی، روانی و تربیتی نیز در چگونگی ابتلاء به آن از اهمیت زیادی برخوردار است امروزه وسعت این مشکل در جهان چنان گسترده است که لودوینگ سم‌شناس معروف گفته است: اگر غذا را مستثنی کنیم هیچ ماده‌ای در روی زمین نیست که به اندازه مواد مخدر این چنین آسان وارد زندگی ملت‌ها شده باشد.
مساله پیشگیری از سوء مصرف مواد،موضوعی بود که به سختی مورد توجه مردم و مسئولان قرار می گرفت، زیرا به دلیل گستردگی تعداد مخاطبان، نیاز به انجام اقدامات همگانی داشت و اقدامات هماهنگ مسئولان مختلف را طلب می کرد، علاوه بر اینکهانجام اقدامات درازمدت که ذات فعالیت های پیشگیری است برای مردم و مسئولان خوشایند نبود .
اما فعالیت های آگاه سازی و اجرای طرح های جامع پیشگیری با مخاطب افراد سالم به تدریج رشد یافت به نحوی که لزوم انجام اقدامات مختلف کاهش تقاضا به مرور توانست بر تفکر یک جانبه مقابله با عرضه به صورت قهرآمیز به افراد معتاد غلبه کند.در اینجا عوامل شخصیتی را که به نظر می رسد از عوامل مهم سوء مصرف مواد می باشد را بررسی خواهیم کرد.
موضوع تحقیق:
بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی افراد با سوء مصرف مواد
سوال تحقیق:
آیا بین ویژگی های شخصیتی افراد معتاد با مصرف مواد رابطه معناداری وجود دارد؟
فرضیه اصلی:
بین ویژگی های شخصیتی افراد معتاد به مواد مخدر رابطه معناداری وجود دارد.
متغیر مستقل عبارتند از:
ویژگی های شخصیتی
متغیر وابسته عبارتند از:
سوء مصرف مواد
فرضیه فرعی:
آیا ویژگی شخصیتی روان نژندی با سوء مصرف موادرابطه معناداری وجود دارد.
آیا ویژگی شخصیتی برونگرایی/درونگرایی با سوء مصرف موادرابطه معناداری وجود دارد.
آیا ویژگی شخصیتی انعطاف پذیری با سوء مصرف موادرابطه معناداری وجود دارد.
آیا ویژگی شخصیتی توافق پذیری با سوء مصرف موادرابطه معناداری وجود دارد.
آیا ویژگی شخصیتی مسئولیت پذیری با افرسوء مصرف موادرابطه معناداری وجود دارد.
اهمیت و ضرورت مساله:
اعتیاد به مواد یکی از مهمترین مشکلات اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی است و عوارض ناشی از آن، تهدیدی بسیار جدی برای جوامع انسانی محسوب شده و موجب مشکلات اجتماعی در زمینه های مختلف می گردد. همچنین ویرانگری های حاصل از آن زمینه ساز سقوط بسیاری از ارزش ها و هنجارهای متعدد فرهنگی و اخلاقی شده و بدین ترتیب سلامت جامعه را به طور جدی به مخاطره می اندازد.
و علاوه بر آن از جمله چیزهایی که انسانیت را نه تنها نابود می‌سازد بلکه از بعد حیوانیش هم او را می‌اندازد وانسان را از جماد هم بدتر می‌کند، مساله اعتیاد است. اعتیاد نه تنها قدرت اندیشیدن را که از خصایص انسان است، را از آدمی سلب می‌نماید و نیروی عرفان و شناخت او را از بین می‌برد بلکه قوای حیوانی را هم از انسانی می‌گیرد و انسان را تبدیل به موجودی می‌کند که از هر جهت از تمام منافع و استعدادها دور افتاده است.
یکی از اهداف مشترک تمامی تمدن‌های انسانی دستیابی به توسعه همه جانبه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است از این رو شناخت موانع موجود بر سر راه رسیدن به این هدف از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و سلامت اجتماعی، صرف‌نظر از مبنی بودن هنجارها در جوامع مختلف بشری، همواره مدنظر تمام فرهنگ‌ها و نژادها بوده است و تمام متفکران و اندیشمندان و مصلحت خواهان جامعه را بر آن داشته تا برای حفظ جامعه خود از آسیب‌ها و عوارض اجتماعی به هم اندیشی بپردازد و علل و عوامل مختلف این معضل خانمانسوز را بررسی کنند.
پیشرفت‌های چشمگیر دو دهۀ گذشته در زمینۀ علوم عصبی و علوم رفتاری، درک ما را از استعمال مواد مخدر و سوءمصرف مواد تا حد زیادی بالا برده است. برخی مدل‌های رفتاری دربارۀ سوءمصرف مواد بیشتر بر رفتار مواد جوئی تاکید کرده‌اند تا نشانه‌های وابستگی جسمی.
بنابراین ما باید با این افراد گرفتار در منجلاب سوءمصرف مانند یک بیمار محتاج برخورد کنیم. همانطور که به درمان افسردگی می‌پردازیم به درمان این افراد نیز همت گماشته و آن‌ها را به مثابه یک بیماری بنگریم که نیاز به مراقبت ویژه دارند.
تحلیل گران مسائل سیاسی و اجتماعی بر این باورند، در استیلای فرهنگی، پدیده مواد مهمترین عامل تباهی کشاندن و انحطاط اخلاقی جوامع به شمار می رود.گسترش دامنه مصرف مواد در جامعه امروزین به حدی است که حتی قشر متفکر و تحصیل کرده را نیز به سمت خود کشانده است.
این پدیده مخرب که در کمین محو و نابودی گرانمایه‌ترین و باارزش‌ترین سرمایه جوامع انسانی یعنی جوانان نشسته و آنان را در چنگال عوارض سوء خود گرفتار می‌کند نه تنها جنبۀ شخصی و فردی ندارد بلکه یک آسیب اجتماعی محسوب می‌شود که علاوه بر تهدید سلامت جسم و روان افراد بر روی جنبه‌های اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی جامعه نیز اثرات زیان‌آور و غیرقابل جبرانی وارد می‌سازد.
همچنین در طی سال‌های اخیر ورود انواع مواد مخدر بازار دائمی پیدا کرده که جای پای محکمی در بطن جامعه و خانواده‌ها برای خود باز کرده است. لذا وظیفۀ خود می‌دانم تا با استفاده از ره‌آوردهای علمی و آموزش خانواده‌ها و جوانان با این پدیدۀ شوم به مبارزه برخاسته و با چاره‌اندیشی‌های به موقع و دادن آگاهی و بصیرت اثرات آنها را تعدیل کرد. اخذ هر تصمیم و چاره‌اندیشی هم نمی‌تواند بدون زمینه سنجی‌های قبلی و کسب اطلاعات اولیه صورت گیرد.
همان‌طور که گسترش اعتیاد بین جوانان و عواقب اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی آن موضوعی نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت بی‌خیالی و سستی جوانان نسبت به این موضوع ویرانی و تباهی را به رگ‌های جامعه جاری می‌سازد. گذشتۀ ویتنام و چین و حال برمه، لائوس و … نمونه‌هایی از عواقب شوم همگانی و گسترده اعتیاد است.
گسترش اعتیاد در بین جوانان واقعاً زنگ خطری است برای تمام جوامع که برای مقابله و مبارزه با آن از هیچ کوششی نباید فروگذاری کنند.به دلیل اهمیت زیاد این موضوع بر آن شده تا به یکی از ابعاد اعتیاد که کمتر مورد توجه و حتی می‌توان گفت مورد غفلت واقع شده پرداخته و به این موضوع پرداخته که اعتیاد هم می‌تواند به عنوان یک بیماری شخصیتی مورد مطالعه قرار گیرد که محیط‌های اجتماعی در آن دخالت دارند.
باید بدانیم عوامل زیادی در بروز این پدیده شوم دخالت دارد از جمله بیماری‌های عصبی، سرخوردگی‌ها و مشکلات روانی و حالت ناشی از آنها نظیر اضطراب همچنین مسائل روانی و واکنش‌های نابهنجار مباحثی همچون رفتار پسیکوزها- نوروزها و … بطور کلی اختلالات رفتاری و از همه مهم تر که در این تحقیق مورد بررسی قرار می دهیم اختلالات شخصیتی می باشد (قربان حسینی، 1370).
هدف تحقیق:
اعتیاد به عنوان یک آسیب اجتماعی، هیچ گاه به طورکامل ریشه کن نخواهد شد، اما با تدبیر، اندیشه و تلاش های مخلصانه حداقل می توان آن را به کنترل درآورد.در این راستا، هدف بر این است تا با ارتقاء سطوح اگاهی اقشار مختلف جامعه در عواملی که مسبب ایجاد این بیماری در افراد می شود از جمله رفتارهای زیربنایی افراد که همان شخصیت می باشد پیشگیری از اعتیاد را برای درمان معتادین مقدم بداریم.
براین اساس بررسی رابطه بین این دو متغیر می تواند ابزاری برای پیشگیری این اسیب اجتماعی پر خطر شود. با درک و آگاهی این عولمل می توانیم عامل های دیگر را که ایجاد آسیب در افراد می شود را در تحقیقات بعدی بررسی کنیم بر این اساس با همبستگی پیرسون به بررسی رابطه بین این دو متغیر پرداختیم.
تعریف اصطلاحات
تعریف نظری:
روان نژندی:
روان آزردگی از داشتن احساس منفی مانند ترس، غم، برانگیختگی، خشم، احساس گناه، احساس کلافگی دایمی و فراگیر تشکیل می شود.نگرانی، احساس عمومی به آزردگی ناخوشایند، انتظار خطر وترس ناشی از خطری است که شخص منتظر آن است و نمی‌داند از کجا سرچشمه می‌گیرد.
برون گرایی:
افراد برون گرا گرم، معاشرتی و دارای ابراز وجود، فعال، هیجان خواه، و دارای هیجان مثبت می باشند.هنگامی که توجه به اشیا و امور خارج چنان شدید باشد که افعال ارادی و سایر اعمال اساسی آدمی نتیجه ارزیابی ذهنی نباشد، بلکه معلول مناسبات امور و عوامل خارجی باشد، برونگرایی خوانده می‌شود.
درون گرایی:
از لحاظ روانی دارای سرعت فعالیت مغزی بالاتر از حد طبیعی هستند و این امر سبب می‌‌شود که افراد درون‌گرا به قوای محرکه کمتر از حد طبیعی نیاز پیدا نمایند. افراد درون‌گرا دارای دیدگاه درونی و ذهنی هستند و آمادگی بیشتری را برای خود داری و تسلط بر نفس خویش از خود نشان می‌دهند.
انعطاف پذیری:
گشودگی به جنبه ها یا محدوده های تجربی که فرد در برابر آنها باز است، اختصاص داده شده است.تخیلی، زیبا پسندی یا زیبا شناسی، احساسات یا عواطف، اعمال یا کنش ها، عقاید یا دیدگاه ها، ارزش ها از ویزگی افراد انعطاف پذیر است.
توافق پذیری:
استفادهوکاربردآندررفتارهایفرااجتماعیاست،باصفاتیمانندهمدردی،بخشندگی،مهربانی،کمککنندگیوملاحظهکاربودنمشخصمیشود،و از دیگر ویژگی های این افراد دارای کفایت وشایستگی، نظم و ترتیب، وظیفه شناسی، تلاش برای موفقیت، خویشتن داری، و محتاط در تصمیم گیری است.
با وجدان بودن:
وجدانگراییباصفاتیمانند افرادی که دارای کفایت و شایستگی، تلاش برای موفقیت، خویشتن داری، و محتاط در تصمیم گیری، منظمبودن،تبعیتازاصولکاروسازمان،وظیفهشناسبودن،خودنظمدهیوافرادیکهحداکثرتلاشخودرابرایبهنتیجهرساندکارهاانجاممیدهند،تعریفمیشود.
اعتیاد:
اعتیاد (سوء مصرف مواد): عبارتست از وابستگی به عوامل یا موادی که تکرار مصرف آنها با کم و کیف مشخص و در زمان معین از دیدگاه معتاد ضروری می‌نماید، تا نوسانات حیاتی و احساس روشن‌بینی را بیش از پیش از میان برده، بتی را که از پیکر خود ساخته و پرداخته و در عین حال تاب و تحمل ندارد و در وادی زمان و مکان گم کند و بر جای آن، برداشت‌های معین از مسایل حیاتی درون و برون را در قالب خیال‌بافی و انحرافی که برای او ردیابی شیرین و سرابی دلنشین می‌نماید در خود محدود کند و بوجود آورد (ایزدی، 1380).
تعریف سازمان بهداشت جهانی “WTO”2 نیز مشکل تعریف سوء مصرف دارو را از نقطه‌نظر خط مشی بهداشت عمومی مورد توجه قرار داده است. الگوی سازمان بهداشت جهانی در تدوین مفهوم «نشانگان وابستگی»، که به‌تدریج جایگزین اصطلاحات «اعتیاد به دارو و سوء مصرف شده»، مؤثر بوده است. در سال 1981 کمیتۀ سازمان بهداشت جهانی، نشانگان وابستگی را به این صورت تعریف کرد.
«مجموعه‌ای از پدیده‌های فیزیولوژیکی، رفتاری، و شناختی که طی آن مصرف یک ماده یا طبقه‌ای از مواد برای یک فرد معین اولویت بسیار بیشتری از رفتارهای دیگری می‌یابد که زمان ارزش والاتری داشتند. ویژگی توصیفی مهم نشانگان وابستگی عبارت است از میل به مصرف داروها، الکل، یا توتون (که اغلب نیرومند، و گاهی اوقات مغلوب‌کننده است) (روزنهان و سلیگمن، ترجمۀ یحیی سیدمحمدی، 1380).
تعریف عملیاتی:
عوامل شخصیتی، متغیریست که به وسیلۀ پرسشنامۀ 60 سؤالی شخصیتی NEO-PI-R مورد سنجش قرار گرفته که پنج مؤلفه شامل روان نژندی، برون گرایی/درون گرایی، انعطاف پذیری، توافق پذیری و مسیولیت پذیری با طیف 5 گزینه‌ای (کاملا مخالفم، مخالفم، نظری ندارم، موافقم، کاملا موافقم) استفاده شده است.
مقدمه
پیشینه تحقیق
ادبیات تحقیق
شخصیت
تعریف شخصیت
بررسی علل و عوامل سوء مصرف مواد
اصطلاح شناسی
فصل دوم
پیشینه پژوهش
مقدمه:
امروزه مساله مواد مخدر و سوء مصرف آن یکی از معضلات بزرگی است که گریبان گیر اکثر کشورهای دنیاست . سوء مصرف مواد که از آن به عنوان بلای خانمان سوز یاد می شود . در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه نمود بیشتری دارد . کشور ما هم به دلیل شرایط خاص جغرافیایی و هم مرز بودن با کشورهای که قانون مشخصی برای مبارزه با مواد مخدر ندارند و همچنین خرید و فروش و کشت خشخاش در آن کشور که یکی از منابع در آمد مردم دولت است ، در معرض انتقال مواد مخدر قرار گرفته است .
در مطالعه تاریخچه افیون ( تریاک ) می بینیم که بشر افیون را از سالهای نخستین می شناخته و به نوعی استعمال می کرده است . نوشته های قدیمی نشان می دهد که استعمال افیون در سراسر ادوار ظهور و سقوط امپراتوری های بابل ، مصر ، یونان و روم متداول بوده است .

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

پیشینه تحقیق:
در تحقیق انجام شده توسط احمدحیدریپهلویان،دکترمحمدعلیامیرزرگر،دکترعبداللهفرهادینسب،دکترحسینمحجوب نشان می دهد کهافرادمعتاددرمقایسهباجمعیتعادیدرکلیهمقیاسهایبالینیآزمون MMPI نمراتبالاتریداشتهاندو اینتفاوتهاازنظرآماریمعنیداربودهاست . ٧٨درصدازگروهمعتادانازنوعیآشفتگیروانیدررنجبودهاند،درحالیکهرقمفوقبرایجمعیتغیرمعتاد 2/26درصدبودهاست. 3/41 درصدازمعتادانمشکوکبهاختلالشخصیتبودهاند،رقمفوقبرایجمعیتعادی 8/5 درصدبودهاست . پروفایل MMPI دردوگروههماز نظرشکلکلیوهمازجهتبرافراشتگیوفرورفتگیمقیاسهابایکدیگرتفاوتآشکاریداشتهاند . پروفایلکلیگروهغیرمعتاددرهیچکدامازمقیاسهاجنبهپاتولوژیکرانشاننداد . اماشکلکلیپروفایلشخصیتیمعتادان نشاندهندهنابهنجاریشخصیتیبارزدراکثرمقیاسهابود. آشفتگیهایروانشناختیدرمعتادانیکهدرسنینپایینتر اقدامبهسوءمصرفموادنمودهبودندبیشازسایرینبودهاست.
در تحقیق دیگر، گرایشبهمصرفمواددرجوانانبراساسویژگیهایشخصیت توسط مهدیهآدرم، زهرانیکمنش انجام شد، نتایجاینمطالعهنشاندادمیانعواملشخصیتیوگرایشبهمصرف موادارتباطمعنیداریوجوددارداینیافتهپژوهشباسایرتحقیقاتدراینزمینههمخوانیدارد. طبقنتایجاینمطالعاتعواملشخصیتی مختلفدرگرایشبهموادوروندشکلگیریاعتیاددرافرادنقشمهمی داشته اند. دادههایحاصلازمعادلههایرگرسیونبرایپیشبینیگرایشبه مصرفمواددرجواناننشاندادمتغیرعواملشخصیتیپیشبینیکنندهی قویبرایاستعداداعتیادمیباشد.یافتهیمهمدیگرپژوهشحاضرآن استکهنحوهیپیشبینیگرایشبهمصرفمواددرجوانانازروی متغیرهایشخصیتیدرمیاندخترانوپسرانازالگوینسبتاًیکسانیبرخوردار است،بدینترتیبکهدرهردوگروهدخترانوپسرانمتغیرهایویژگیهای شخصیتی 47 درصدواریانسگرایشبهمصرفموادراپیشبینیمیکنند.
شخصیت:
شاید بتوان شخصیت را اساسی‌ترین موضوع علم روان‌شناسی دانست. لغت شخصیت که در زبان لاتین Personalite و در زبان انگلوساکسون personality خوانده می‌شود، ریشه در کلمه لاتین پرسونا (persona) دارد. این کلمه به نقاب یا ماسکی گفته می‌شود که در یونان قدیم، بازیگران تئاتر بر چهره خود می‌زدند.
تعریف شخصیت:
روان شناسی شخصیت به آنچه معمولا درباره انسان صادق است یعنی ماهیت انسان و نیز به تفاوت های فردی علاقه مند است گرچه این روان شناسان شباهت های موجود بین افراد را قبول دارند توجه آنها بیشتر به تفاوت های افراد از یکدیگر معطوف است.
بنابراین مفهوم اصلی و اولیه شخصیت، تصویری ظاهری و اجتماعی است که بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی می‌کند، قرار دارد. یعنی در واقع، فرد به اجتماع خود شخصیتی را ارایه می‌دهد تا جامعه بر اساس آن وی را ارزیابی کند.
شخصیت در یک معنای کلی، یعنی جنبه‌های بی‌همتا و نسبتا پایدار درونی و بیرونی منش فرد، که در موقعیت‌های مختلف بر رفتار وی تاثیر می‌گذارند.
شخصیت از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته و هر یک آن را بر اساس چهارچوب نظریه مربوطه، تعریف کرده اند؛ پروین و جان3 (2001)، تعریف زیر را به عنوان تعریف عملی شخصیت پیشنهاد می کنند : «شخصیت، بیانگر آن دسته از ویژگی های فرد یا افراد است که شامل الگوهای ثابت فکری، عاطفی و رفتاری آن ها است» (پروین و جان، ترجمه جوادی و کدیور، 1381،ص3).
همچنین در مورد ابعاد شخصیتی افراد، دانشمندان نظرات گوناگون و تقسیم بندی های مختلفی را ارائه داده اند. از جمله این نظریات می توان به مدل پنج عاملی4 شخصیت مک کرا و کاستا5 (1987) اشاره نمود؛ مدل پنج عاملی، شخصیت افراد را به پنج بعد روان رنجور خوئی6 ( تمایل افراد به تجربه اضطراب، تنش، خصومت، کمروئی، تفکر غیر منطقی، افسردگی و عزت نفس پایین)، برون گرائی7 (تمایل فرد به معطوف ساختن توجه و انرژی خویش به دنیای بیرون از خود، توجه به اشخاص دیگر و لذت بردن از داشتن تعامل با سایرین)، تجربه پذیری8 (جستجوی فعال فرد برای بهره گیری از تجارب دیگران و کشش فرد به کنجکاوی، عشق به هنر، تخیل، روشن فکری و نوآوری)، همسازی9 (گرایش افراد برای احترام گذاشتن به دیگران و داشتن توافق و هماهنگی زیاد با آنها) و وظیفه شناسی10 (توانایی افرد در سازماندهی، پایداری، کنترل و انگیزش در رفتارهای هدفمدار و گرایش به شایستگی، نظم و ترتیب، کوشش برای پیشرفت، خویشتن داری و تأمل) تقسیم می کند.
هریکازافرادبرحسبویژگیشخصیتیخودطبقاینمدلمیتوانندنگرشوگرایشخاصینسبتبهجنبههایمختلفزندگیداشتهباشندبدین ترتیب، تفاوت های شخصیتی افراد می توانند منبع توسعه خلاقیت و یا ریشه بسیاری از مشکلات اجتماعی باشند و بر عمل، رفتار، تصمیمات و رفتار اجتماعی آنان مؤثر خواهند بود (خنیفر و همکاران، 1388،ص 50).نظریهشخصیتبااستفادهازدیدگاههایصفاتوهمچنیندیدگاههایزیستی- روانیاذعاندارندکهشخصیت،نقشحساسیدرپیشبینیسوءمصرف مواد دارد.
بهنظرمیرسدبرخیافراد،ازنظرعواملشخصیتی، بیشترمستعدخطرکردنهستند شخصیترا میتوانبهصورتمجموعهبادواموبینظیرویژگیهایی تعریفکردکهممکناستدرموقعیتهایمختلفتغییر کنند اگرچههنوزدرموردساختاربنیادیصفات شخصیتیاختلافنظراتیوجوددارد،امااکنوناکثر محققانشخصیت،مدلپنجعاملیراپذیرفته اند.
اما با وجود اهمیت این مسئله، در زمینه شناخت ویژگی های رفتاری و نگرشی افراد معتاد علل وجود طیف متفاوت از عملکرد آنان، تحقیقات کافی در کشور صورت نگرفته است.
فرد دارای شخصیت معتاد، دارای ویژگی هایی است که او را برای اینکه این چنین شخصیتی داشته باشد مستعدتر می سازد. چنین افرادی ممکن است به چیزهای دیگری غیر از الکل یا مواد مخدر اعتیاد داشته باشند مثل روابط یا کار.این قابل باور است که حدود 15% از مردم آمریکا دچار شخصیت معتاد هستند .
اختلالات شخصیت ضداجتماعی:
در مطالعات مختلف بین 30 تا 60 درصد بیماران مبتلا به سوء مصرف یا وابستگی به مواد، واجد ملاک‌های تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی هستند. وقتی پژوهشگران افرادی را منظور می‌کردند که به استثنای ملاک شروع در سن پایین، واجد سایر ملاک‌های تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی بودند ارقام حاصله حتی از این هم بالاتر بود.
به عبارت دیگر درصد بالایی از بیمارانی که تشخیص سوء مصرف یا وابستگی به مواد را دارند، دارای یک الگوی رفتار ضد اجتماعی نیز هستند، خواه این الگو قبل از شروع مصرف مواد وجود داشته باشد و خواه در مسیر مصرف مواد پدید آمده باشد. در بیمارانی که تشخیص وابستگی به مواد یا سوء مصرف مواد را توأم با اختلال شخصیت ضداجتماعی دارند احتمالاً مواد غیرقانونی بیشتری مصرف می‌کنند، آسیب روانی بیشتری دارند، از زندگی خود رضایت کمتری دارند و تکانشی‌تر و منزوی‌تر و افسردهتر از بیمارانی هستند که فقط تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی دارند (همان منبع).
نظریه‌ی روان‌شناختی:
نظریه روان تحلیل گرانه را می توان به عنوان اولین دیدگاهمطرح که بر عوامل شخصیتی، در وقوع وابستگی اعتیاد تاکید نمود نام برد. براساس نگرش روان تحلیل گران، وابستگی اعتیادبه عنوان یک اختلال در ردیف سایر اختلالات تلقی می شود.تاکید اصلی و تعابیر ارائه شده توسط محققانی با گرایشات روان تحلیل گری غالبا بر مسائل و مشکلات شخصیتی معتادان و تثبیت شدگی در مراحل رشد متمرکز است (ساسان باوی 1388).
براساس این نظریه،معتادان دارای ویژگی های رفتار برگشت کننده به خاطر تثبیت شدگی در مرحله دهانی می داند.به این ترتیب، معتادان افرادی معرفی می شوندکه به دلیل عدم ارضاء از ناحیه دهان، در مرحله رشد دهانی تثبیت شده، در بزرگسالی به طور افراطی ، این ارضاء را در مصرف مواد مخدر جستجو می نمایند.
سایر نظریه پردازان روان تحلیل گر نیز تا حدودی بر این محرومیت دهانی تاکید دارند. به باور این گروه ، معتادانی با ویژگی تثبیت شدگی در مرحله دهانی، دارای مشخصات بارز تردید نسبت به خود، فعل پذیری، اتکاء به دیگران و دارای توقعات و آرزوهای دور از دسترس می باشند.
رشد نایافتگی شخصیتی و ناتوانی در غلبه بر بحران های رشدی و کسب هویت:
روان تحلیل گرایان در کنار تثبیت شدگی دهانی، تعابیری از رشد نایافتگی شخصیت افراد وابسته به مواد مطرح می کنند و اظهار دارند که افراد معتاد در غلبه بر بحران های رشد و کسب هویت، که هر فردی در زندگی خود با آن مواجه است، دچار ناتوانی های جدی می باشند.اولوین اشتاین معتقد است، افراد معتاد به دلیل رشد نایافتگی شخصیتی، در هنگام بلوغ، خود را چنان ناکام و ضعیف تجربه می کنند که دستیابی به استقلال فردی و هویتی منسجم را غیر ممکن دانسته، با استفاده از مواد مخدر سعی می کنند، فردیت کاذب و استقلال خود را اعاده نمایند.
تایبوت از دیگر نظریه پردازان ، با اشاره به شخصیت ناکاملمعتادان، اظهار می داردکه آنان به شکل افراطی از مکانیسم های انکار و فرافکنی استفاده کرده به نوعی با مصرف موادسعی می کنند تا از خود در مقابل حقایق جهان بیرونی که تجربه ان برای آن ها دردناک است، حفاظت کنند.
برگرت، اعتقاد داشت که اعتیاد به موادمخدر غالبا در افرادی دیده می شود که در غلبه بر بحران های رشدی دوران بلوغ ناموفق بوده اند. این عدم امکان دستیابی به شخصیت مورد دلخواه و ایده آل، معمولا با احساسات منفی توام گشته، به ترتیبی که فرد، رفع آن را در مصرف مواد مخدر به عنوان یک عامل سهل الوصول جستجو می کند. در مجموع به زعم این نظریه پردازان، معتادان دارای ویژگی های نظیر احساس پوچی و بی حاصلی نسبت به خود، کمبود اعتماد به نفس، تمایل به خیال پردازی افراطی، بی اعتمادی نسبت به دیگران و تمایل به گوشه گیری و انزوا می باشند.
طبق این نظریه، احتمال مصرف مواد مخدر در افرادی که عزت نفس پایین دارند یا بیشتر مضطرب می‌شوند، به‌منظور آرامش یافتن، اعتماد به نفس پیدا کردن و رهایی از تنش، همیشه بیشتر است. افرادی که شخصیت وابسته دارند نیز با احتمال بیشتری به مواد مخدر آلوده می‌شوند.
عوامل شخصیتی و روان شناختی:
نظریه‌های روان‌شناختی الکلیسم بر ارتباط بین متغیرهای روان شناختی یا محیطی و ایجاد الکلیسم تأکید دارند. یک مشکل عمده در ارزیابی تفاوتهای روان شناختی موجود در بین افراد الکلی و افراد غیرالکلی گواه این است که بسیاری از تفاوت‌های مشاهده شده می‌تواند ناشی از آثار سال‌ها مصرف الکل باشد و نه علت الکلیسم. به همین خاطر پژوهشگران کوشیده‌اند این موضوع را بررسی کنند که چه عواملی قبل از شروع مشروبخوری سنگین واقع شده و فرد را مستعد الکلیسم می‌سازند.
به طور کلی این تحقیقات نه تنها اهمیت عوامل شخصیتی را در بروز الکلیسم نشان می‌دهد، بلکه پیچیدگی این پدیده را نیز آشکار می‌سازد. نکته‌ای که پیچیدگی موضوع را بیشتر می‌کند این است که در برخی خانواده‌ها، اختلال احتمالاً تنها تظاهری از عوامل محیطی است و در خانواده‌های مختلف عوامل ژنتیک متفاوتی دخالت دارند و نمایی از ناهمگونی ژنتیکی در این زمینه وجود دارد.
برخی شواهد حاکی است که مغز کودکان والدین مبتلا به اختلالات وابسته به الکل در سنجش‌های الکتروفیزیولوژیک (مثلاً پتانسیل‌های فراخوانده و الکترواستالوگرافی) و واکنش به انفوزیون الکل کیفیات غیرعادی نشان می‌دهند. گیرنده‌های ناقلین عصبی نظیر گیرنده‌های D2 ممکن است عواملی مؤثر در توراث اختلالات وابسته به الکل باشند.
در برخی مطالعات در مایع مغزی نخاعی (CSF) بیماران مبتلا به اختلالات وابسته به الکل غلظت‌های غیرطبیعی ناقل‌های عصبی و متابولیت‌های آنها یافت شده است. نتایج بسیاری از این مطالعات غلظت پایین سروتونین، در پایین، GABA و متابولیت‌های آنها را نشان ‌داده‌اند.
همانند سوء مصرف مواد در مجموع، در ارتباط با الکلیسم نیز نوع خاصی از اختلال شخصیت یافت شده است. تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی، مستقل از داشتن سابقه خانوادگی این اختلال، عامل خطری برای ابتلا به الکلیسم است.
علاوه بر این شخصیت ضداجتماعی بر سن شروع، دوره، پاسخ به درمان، و برگشت به الکلیسم تأثیر دارد. در نمونه بزرگی از افراد الکلی، افراد دارای شخصیت ضد اجتماعی، مشروبخوری را زودتر شروع کرده بودند، و بعد از آغاز مشروبخوری، سریعتر به الکلیسم مبتلا شده بودند (هسل بروک، مایر، 1992).
میزان برگشت در این آزمودنیها در مقایسه با افراد الکلی درمان شده‌ای که فاقد اختلال شخصیت ضداجتماعی بودند بیشتر بود. مطالعه جدیدی که روی میمونها انجام شده جز از آن می‌دهد که تجربیات ناگوار زندگی می‌توانند با افزایش مصرف الکل در ارتباط باشند در مطالعه‌ای که هیگلی، هاسرت، سومی، ولینویلا، 1991 انجام داده‌اند میمونهایی که در غیاب مادرشان بزرگ شده بودند بعدها در زندگی خود بیشتر از میمونهایی که توسط مادرشان بزرگ شده بودند الکل مصرف کردند. علاوه بر این استرس شدید (از طریق جدایی اجتماعی) در میمونهای عادی و پرورش یافته توسط مادر) میزان مصرف الکل آنها را نیز افزایش داد. این مطالعه می‌تواند الگوی نویدبخشی برای کاوش پیشاینده‌های سوءمصرف الکل در اختیار بگذارد. (کاپلان و سادوک، ترجمه رحیمی و رضاعی، 1382).
سوء مصرف و وابستگی به مواد:
در سال 1964 سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اصطلاح «اعتیاد11» دیگر یک اصطلاح علمی نیست و اصطلاح «وابستگی دارویی12» را به جای آن توصیه نمود. مفهوم وابستگی به مواد در طول چند دهه معانی رسمی و معانی بسیار معمول داشته است. اساساً برای تعریف جنبه‌های مختلف وابستگی از دو مفهوم، وابستگی رفتاری و وابستگی روانی استفاده شده است. در وابستگی رفتاری بر فعالیت‌های مواد چوبی و شواهد مربوط به الگوهای مصرف بیمارگونه تأکید می‌شود، در حالی‌که وابستگی جسمی به اثرات جسمانی (فیزیولوژیک) دوره‌های متعدد مصرف مواد اطلاق می‌شود. آن دسته از تعاریف وابستگی که بر وابستگی جسمی تأکید کرده‌اند در ملاک‌های طبقه‌بندی از وجود تحمل و اثرات ترک استفاده کرده‌اند (همان منبع).
اعتیاد:
واژه اعتیاد و معتاد13 تا حدودی با وابستگی ارتباط دارند. واژه معتاد به طور ضمنی مفهوم خاص ناپسند و تحقیرآمیزی پیدا کرده است که مفهوم سوء مصرف مواد را به عنوان یک اختلال طبی نمی‌رساند. اعتیاد همچنین در کاربرد عامیانه مثل اعتیاد به تلویزیون، اعتیاد به پول و غیره اهمیت خود را از دست داده است.
هر چند این معانی ضمنی موجب شده است در نامگذاری‌های رسمی از کاربرد واژه اعتیاد اجتناب شود، ممکن است زمینه عصبی تشریحی و عصبی شیمیایی مشترکی در بین همه اعتیادها وجود داشته باشد، خواه اعتیاد به مواد و خواه اعتیاد به سایر چیزها (مثل قمار، رابطه جنسی، دزدی و خوردن). این اعتیادهای مختلف ممکن است اثرات مشابهی بر فعالیت‌های نواحی پاداش اختصاص مغز نظیر ناحیه تگمنتال بطنی، لوکوس سرولئوس و هسته آکومنیس داشته باشند (همان منبع).
عوامل علیتی روانی-اجتماعی در سوء مصرف مواد:
افراد معتاد نه تنها از لحاظ شخصیتی به مواد وابسته هستند، بلکهوابستگی روانی قدرتمندی را نیز پرورش می دهند، انها از لحاظ اجتماعی به این داروی مخدر وابسته می شوند تا به آنها کمک کند از موقعیت های اجتماعی لذت ببرند. مصرف مواد افراطی در نهایت برای سازگاری فرد با زندگی مخرب است، چند عامل روانی-اجتماعی احتمال را در اختیار می گذارد(جیمز پاچر، سوزان مینکا، جیل هولی ترجمه یحیی سید محمدی).
وابستگی به مواد افیونی محدود به طبقات اقتصادی – اجتماعی پایین‌ نیست؛ هر چند میزان بروز آن در این گروه‌ها بیشتر از طبقات اقتصادی اجتماعی بالاتر است.عوامل اجتماعی مرتبط با فقر شهری احتمالاً در وابستگی به مواد افیونی نقش دارند. حدود 50 درصد مصرف‌کنندگان هروئین در شهرها فرزندان والدین تنها یا مطلقه هستند و در خانواده‌هایی بزرگ شده‌اند که حداقل یکی از اعضاء دچار اختلال مربوط به مواد است. خطر وابستگی به مواد افیونی در کودکان چنین محیط‌هایی بالا است و به خصوص اگر دچار مشکلات رفتاری در مدرسه و سایر علائم اختلال سلوک باشند (کاپلان و سادوک، ترجمه رحیمی و رضاعی، 1382).
عوامل اجتماعی – فرهنگی گرایش به مواد:
امیل دورکیم، جامعه شناس فرانسوی، به عوامل اصلی تضعیف معیارها و هنجارهای اجتماعی پرداخته و چنین مطرح می کند که سستی ارزش ها و هنجارهای اجتماعی – فرهنگی موجب روی آوردن افراد به مواد مخدر و اعتیاد می شود.
تحولات سریع صنعتی – اقتصادی و به تبع آن تغییرات سریع و گسترده اجتماعی مانند شهرنشینی، نوسازی، تضعیف باورها، ارزش ها و سنت های فرهنگی، مذهبی، ملی و موروثی، متزلزل شدن ساختار سنتی خانواده، همه موجب تغییر در هویت افراد شده و باعث می شوند تا رفتار سنتی آنان تغییر نماید.جالب توجه این که پیشرفت و گسترش شاخص های توسعه که خود، گواهی بر تغییر جوامع سنتی هستند، رابطه مبتنی با میزان شیوع مواد مخدر دارند(ساسان باوی).
عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نقش مهمی در مصرف اولیه، تداوم مصرف و عود دارند، احتمال مصرف مفرط در ممالکی که کوکائین به راحتی قابل دسترس است بیشتر است. تفاوت امکانات اقتصادی ممکن است در برخی گروهها اثر بیشتری از نظر دخالت در فروش داروهای غیرقانونی داشته باشد و فروش این داروها در جوامع آشنا انجام می‌گیرد تا مناطقی که احتمال دستگیری بالاست(کاپلان و سادوک، ترجمه رحیمی و رضاعی، 1382).مبتلا شدن به مواد مخدر فرآیندی بسیار پیچیده ایست که چند ویژگی را در بر می گیرد که به اختصار در این پژوهش به آن می پردازیم.
بررسی علل و عوامل سوء مصرف مواد:
عواملخانوادگی و تربیتی:
روش تربیتی نادرستخانواده مانند تحقیر کردن، بی ارزش داشتن فرزند و محبت نکردن به فرزندان، هم چنین اعتیاد پدر و مادر و دیگر اعضاء خانواده، جدایی و طلاق پدر و مادر، کشمکش ها و اختلافات خانوادگی، لوس و نازپرورده بار آوردن فرزندان از جمله عواملی هستند که باعث اعتیاد می شوند و حتی مصرف سیگار یا سایر مواد اعتیاد آور توسط اعضاء دیگرخانواده نیز خطر الگو شدن برای نوجوانان را دارند(ساسان باوی)

وقتی که فرد دارای خانواده از هم گسیخته باشد مثل جدایی یا غیبت طولانی یکی از والدین به هر دلیل ممکن، وجود مشکلات خانوادگی ، درگیری و بی نظمی در خانواده برای همه افراد ناراحت کننده و استرس زا است.این شرایط ممکن است زمینه را برای مصرف مواد زیاد کند(بیوک تاجری).
تاثیر گروه همسالان:
نوجوانان و جوانان گاهی تحت تاثیر دوستان و افراد هم سن خود قرار می گیرند و این دوستان آنان را به سوی مواد مخدر می کشانند.به ویژه وقتی نوجوان یا جوانان احساس می کند که از طرف خانواده احترام کافی دریافت نمی کند، برای قدرت یافتن در برابر خانواده ،به گروه همتا پناه می برد زیرا به هر حال می داند که هنوز استقلال کافی در زندگی ندارد(ساسان باوی).
افراد مصرف کننده برای اینکه رفتار خود را تایید کنند سعی می کنند دوستان خود را وادار به همراهی کنند. فرد برای اینکه از جمع دوستان طرد نشود و نیاز تعلق به جمع خود را پاسخ دهد نمی تواند دربرابر اصرار دوستان مقاومت کند.
نبودن امکانات و شیوه های تفریحی:
کمبود امکانات لازم برای ارضای نیازهای طبیعی ، روانی و اجتماعی نوجوانان و جوانان از قبیل کنجکاوی ، تنوع طلبی، هیجان، ماجراجویی، مورد تایید و پذیرش قرار گرفتن و کسب موفقیت بین همسالان ، موجب گرایش آنان به کسب لذت و تفنن از طریق مصرف مواد مخدر و عضویت در گروه های غیر سالم می شود.
انواع مواد محرک موجب خوشحالی و سرخوشی می شوند و برای دقایقی فرد را از عالم واقعیت دور می کنند ، تحمل آن را آسان می سازد. نیاز به تفریح و دوریا استرس های روزمره چیزی نیست که بتوان منکر آن شد.
کنجکاوی:
گروهی از افراد ممکن است درباره دانستن مطلبی راجع به مواد کنجکاو باشند و به همین علت در شروع مصرف مواد نقش داشته باشند فردی که در مجالس دوستانه یا مهمانی که مواد مخدر مصرف می نمایند حضور باید و مصرف دیگران حس کنجکاوی او را تحریک نماید و تصمیم به تجربه مصرف مواد مخدر بگیرد، کم کم یک بار مصرف تبدیل به مصرف مداوم و اعتیاد فرد می گردد.به خصوص که معمولا اولین مصرف همراه با پاداش و احساس لذت می باشد.
اصطلاح شناسی:
پیچیدگی موضوع مصرف مواد غیرقانونی در اصطلاحات مربوط به آن بازتاب یافته است و به نظر می‌رسد این اصطلاحات مرتباً با تشکیل شوراهای مختلف حرفه‌ای و دولتی تغییر می‌یابند. یکی از سؤالاتی که مطرح می‌شود این است که چه نامی باید روی مواد تغییردهنده مغز گذاشته شود.
متن بازنگری شده چاپ چهارم کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-TV-TR) آنها را مواد و اختلالات مربوط به آنها را اختلالات وابسته به مواد می‌نامد. در DSM-TV-TR مفهوم مواد روان گردان شامل مواد شیمیایی مؤثر بر مغز نظیر حلال‌های آلی که ممکن است تعمداً یا سهواً خورده شوند نیست. مواد قانونی را نمی‌توان از مواد غیرقانونی تفکیک کرد؛ بسیاری از مواد قانونی نظیر مورفین اغلب با روش‌های غیرقانونی تهیه شده است و برای مقاصد تجویز نشده مصرف می‌شوند.
واژه مواد14 کلاً بر واژه دارو15 ترجیح دارد، چون دارو تلویحاً به معنای ماده شیمیایی مصنوعی است در حالی‌که بسیاری از مواد با الگوهای سوء مصرف طبیعی ارتباط دارند (مانند تریاک) یا برای مصرف انسان تولید نشده‌اند. (مانند چسب هواپیما). بنابراین در DSM-TV-TR این موضوع تحت عنوان کلی اختلالات وابسته به مواد توصیف شده است (کاپلان و سادوک، ترجمه رحیمی و رضاعی، 1382).
مداخلات درمانی در سوء مصرف مواد:
درباره درمان وابستگی به مواد محرک، باید توجه داشت که نیازها و اولویت های متعدد درمانی وجود دارد و اصولا تمامی بیماران مشکلات واحدی ندارند. برخی بیماران یا بستگان آنها درمان پرخاشگری را نیاز عمده و اولویت درمان می دانند.برخی نیز از افسردگی و عدم انرژی شکایت دارند.در عده ای نیز کنترل وسوسه و جلوگیری از عود عامل مراجعه به درمان است.( راهنمای درمان سوء مصرف مواد محرک، نوشته آذرخش مکری 1392).
الگوی ارایه خدمات درمانی به مصرف کنندگان مواد محرک تا حد زیادی وابسته به علایم عمده بیماران در زمان مراجعه است.درمان گر ضمن اخذ شرح حال دقیق موظف است کانون های مهم مشکل آفرین را شناسایی نموده و چارچوب شروع درمان را مشخص نماید.
در زمان انتخاب الگو و الگوریتم درمانی ، یکی از مهم تری و اساسی ترین شاخص ها وجود یا عدم پسیکوز است.بنابر این هنگام اخذ شرح حال از مراجع یا بستگان وی، برای درمانگر بسیار ضروری است که مشخص کند آیا بیمار مبتلا به پسیکوز دارای علایم هذیان، توهم، رفتار از هم گسیخته و بسیار غریب، کلام از هم گسیخته به صورت از هم گسیخته تداعی ها و کلام نامفهوم دارد.
علایم پسیکوز ممکن است بخشی از حالتی به نام پسیکوز ناشی از مواد یا ناشی از پسیکوز مسمومیتی باشد.
در الگوریتم درمانی و از نظر سلسله مراتب تصمیم گیری بعد از بررسی پسیکوز ، بررسی از نظر پرخاشگری شدید قرار دارد. که آیا بیمار دچار پرخاشگری شدید و غیر قابل کنترل می شود؟ آیا قصد آسیب رساندن به دوستان یا بستگان یا افراد غریبه را دارد؟ در موارد شدید مصرف امفتامین و متعاقب بروز مسمومیت عصبی، بیماران به شدت ستیزجو و خشن می شوند. به هر گونه انتقاد برخورد یا یا حتی پیام های خنثی واکنش های اغرار آمیز نشان می دهند.صحنه هایی چون حمله به دیگران با چاقو ، عربده کشی، فحاشی و تهدید کور دیگران به کرات دیده می شود.
در برخی از مصرف کنندگان نه علایم پسیکوز وجود دارد و نه این که بیمار دچار پرخاشگری قابل کنترل است. اما بیمار از افسردگی شدید و افکار خودکشی رنج می برد. بیمار بر این باور است که زندگی ارزش ادامه ندارد. خود را در توقف مصرف مواد مخدر ناتوان می بیند و احساس دوگانه و متضادی به ادامه آن دارد. در حسرت مرگ و مردن است یا دارای افکار آزار به خود و خودکشی است.حتی ممکن است اقدامی نیز صورت داده باشد یا مقدمات آن را فراهم کرده باشد.
در اکثر موارد علایم افسردگی بعد از یک ماه پرهیز از مصرف مواد محرک و بدون تجویز داروهای ضد افسردگی برطرف می شوند. افکار خودکشی نیز معمولا چند روز بعد از بستری و قطع مصرف مواد ناپدید می شوند. بر این اساس توصیه می شود در صورتی که افکار خودکشی تهدید جدی نباشد تصمیم به استفاده از داروهای ضد افسردگی به یک ماه بعد از قطع مصرف مواد موکول گردد. در این زمان در صورتی که علایم افسردگی استمرار داشته و بیمار را ازار دهند استفاده از این داروها مد نظر قرار گیرد.
فصل سوم
روش تحقیق
مقدمه:
«روش عبارتست از مجموعه فعالیت‌هایی که برای رسیدن به هدف صورت می‌گیرد» (دلاور، 1376)
«تحقیق عبارتست از تجزیه و تحلیل و ثبت عینی و سیستماتیک مشاهدات کنترل شده که ممکن است به پروراندن قوانین کلی، اصول و یا نظریه‌هایی بیانجامد و به پیش‌بینی و یا احتمالاً کنترل نهایی رویدادها منتج شود» (اسحاقیان، 1379).
(روش تحقیق و پس از آن افراد مورد مطالعه یعنی جامعه‌ای که افراد نمونه از آن انتخاب شده‌اند و هم‌چنین شیوه انتخاب آنها که توضیح داده خواهد شد)
روش تحقیق:
پژوهش حاضر یک پژوهش غیرآزمایشی می‌باشد و مقایسه‌ای است بین دو گروه معتاد و غیرمعتاد از نظر تأثیر عوامل شخصیتی در بروز سوء مصرف مواد که در این تحقیق سعی شده که تمام خصوصیات یک موقعیت و یک موضوع توصیف شود.روش تحقیق در این پژوهش از همبستگی پیرسون می باشد.
جامعه آماری تحقیق:
جامعه آماری شامل کلیه افراد معتاد ساکن استان کرج در سال 1392می باشد.
نمونه پژوهش:
نمونه پژوهش حاضر شامل 30نفر از افراد معتاد ساکن کرج که به دلیل نبودن دسترسی کامل به همه آنها از نمونه گیری تصادفی استفاده شده است.
ابزار پژوهش:
در این پژوهش از دو پرسشنامه که شامل نئوNEO-PI-R و MMPI می باشداستفاده شده است.
1-پرسشنامه اول:
پرسشنامه شخصیتی نئو NEO-PI-R که توسط کاستا و مک کرا در اصل برای جمعیت بهنجار تهیه شد و در طی دهه گذشته بیشترین استفاده در کاربست های پژوهشی و بالینی داشته است.. این آزمون دارای 60 سوالی می باشد که بر مبنای یک مقیاس قسمتی (کاملا مخالفم، مخالفم، نظری ندارم، موافقم، کاملا موافقم) درجه بندی شده است.که این پرسشنامه موضوعی خودسنجی ویژگی های شخصیتی است که مبتنی بر یک مدل پنج عاملی است.
ضریب آلفای گزارضش شده توسط انان 74% تا 89% با میانگین 81% متغیر بوده است.در خصوص اعتبار NEO-FFI، نتایج چندین مطالعه حاکی از آن است که زیر مقیاس های NEO-FFI, همسانی درونی خوبی دارند.کاستا و مک کرا (1992) ضریب آلفای کرونباخ بین 68% برای موافق بودن تا 86% برای روان نژندی را گزارش کرده اند.
نحوه ی اجرای پژوهش:
در این تحقیق جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده کردیم که بعد از دادن توضیح از هدف این پروزه به معتادان، پرسشنامه ها را در بین آنها توضیع شد و بعد از جمع اوری پرسشنامه ها از همان معتادانی که پرسشنامه ها را پر کرده بودند خواسته شد تا تا با همکاری بیشتر جهت پاسخ به سوالات با صداقت و دقت کامل پاسخ داده شود.
روش‌های تجزیه و تحلیل داده‌ها:
در این پژوهش از پرسشنامه 60 سوالی‌ نئو NEO-PI-R استفاده نمودیم.در این پزوهش با توجه به فرضیه های پژوهش از آمار توصیفی و استنباطی شامل همبستگی استفاده گردیده است. که تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS صورت پذیرفته است.
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل آماری
مقدمه

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید