2-4-3-زیر تیپ های بی اشتهایی روانی…………………………………………………………………………………………………………….40
2-4-4-شیوع ودوره و همایندی مرضی بی اشتهایی روانی…………………………………………………………………………………….40
2-4-5-مشخصه های بالینی پراشتهایی روانی………………………………………………………………………………………………………41
2-4-6-زیرتیپ های پر اشتهایی روانی………………………………………………………………………………………………………………41
2-4-7-شیوع و دوره و همایندی مرضی پراشتهایی روانی……………………………………………………………………………………..41
2-4-8-شباهت و تفاوت بین دو نوع اختلال خوردن…………………………………………………………………………………………….42
2-4-9-سبب شناسی و عوامل علیتی در اختلال خوردن……………………………………………………………………………………….42
2-4-10-درمان و مداخله های درمانی………………………………………………………………………………………………………………44
2-4-11-دیگر اختلالات خوردن……………………………………………………………………………………………………………………45
2-5-تحقیقات داخلی و خارجی……………………………………………………………………………………………………………………..47
2-5-1-تحقیقات داخلی……………………………………………………………………………………………………………………………….47

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-5-2-تحقیقات خارجی…………………………………………………………………………………………………………………………….48
2-6- مدل مفهومی………………………………………………………………………………………………………………………………………49
فصل سوم:روش پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………50
3-1-طرح تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………………..51
3-2- متغیرهای تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………….51
3-3-جامعه و نمونه و روش نمونه گیری………………………………………………………………………………………………………….51
3-4- ابزار پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………………..51
3-5-شیوه اجرا…………………………………………………………………………………………………………………………………………..56
3-6-روش تجزیه و تحلیل داده ها………………………………………………………………………………………………………………….56
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها………………………………………………………………………………………………………………..57
4-1-یافته های توصیفی……………………………………………………………………………………………………………………………….58
4-2-یافته های استنباطی………………………………………………………………………………………………………………………………59
فصل پنجم:بحث و نتیجهگیری……………………………………………………………………………………………………………………….62
5-1-بحث و نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………………………..63
5-1-1-فرضیه اول………………………………………………………………………………………………………………………………………63
5-1-2-فرضیه دوم………………………………………………………………………………………………………………………………………64
5-1-3-فرضیه سوم……………………………………………………………………………………………………………………………………..65
5-1-4-فرضیه چهارم…………………………………………………………………………………………………………………………………..65
5-2- محدودیتهای پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………..67
5-3- پیشنهاد های پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………67
5-3-1-پیشنهادهای پژوهشی………………………………………………………………………………………………………………………….67
5-3-2-پشنهادهای کاربردی………………………………………………………………………………………………………………………….67
فهرست منابع ………………………………………………………………………………………………………………………………………………68
ضمائم………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..71
پرسشنامه سلامت…………………………………………………………………………………………………………………………………………72
پرسشنامه کنترل راتر ……………………………………………………………………………………………………………………………………75
پرسشنامه هویت……………………………………………………………………………………………………………………………………………78
فهرست جداول
جدول شماره 1-4 : شاخص های توصیفی،میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای پژوهش……………………………………..58
جدول شماره4-2-1-فرضیه1………………………………………………………………………………………………………………………59
جدول شماره4-2-2-فرضیه2…………………………………………………………………………………………………………………….. 60
جدول شماره4-2-3-فرضیه 3…………………………………………………………………………………………………………………….60
جدول شماره4-2-4-فرضیه 4…………………………………………………………………………………………………………………….60
چکیده فارسی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سلامت روان و پایگاههای هویت و منبعکنترل با اختلالات تغذیهای در زنان .پژوهش حاضر با توجه به هدف کاربردی و شیوه اجرای آن همبستگی است ازجامعه مورد نظر تعداد 100نفراز زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره بر اساس جدول مورگان و کرجسی وبااستفاده از نمونهگیری دردسترس انتخاب شدهاند و بهکمک پرسشنامههای سلامت عمومی GHQ28وپرسشنامه سبک هویت و پرسشنامه منبعکنترل راتر داده های مورد نظرجمع آوری شد. فرضیه ها شامل:1-بین مؤلفههای سلامت روان با اختلالات تغذیهای رابطه وجود دارد.2-بین مؤلفههای منبع کنترل با اختلالات تغذیه ای رابطه وجود دارد.3-بین مؤلفه های پایگاه هویتی با اختلالات تغذیهای رابطه وجود دارد. 4- مؤلفه های سلامت روان و منبع کنترل و پایگاههای هویت پیش بینی کننده اختلالات تغذیه هستند، میشود. و نتایج تحلیل آماری به وسیله نرم افزار SPSS16 از روشهای آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیارو ازروشهای آمار استنباطی ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره نشان دادکه: که بین مولفه های سلامت روان (علائم جسمانی ،علائم اضطرابی ،ناکنشوری اجتماعی ، افسردگی و نمره کلی سلامت روان با اختلالات تغذیه ای رابطه مثبت و معنادار وجود دارد(p<0/01) به عبارت دیگر، با افزایش نمرات سلامت روان در زنان، اختلالات تغذیه ای آنان نیز افزایش یافته است. بین منبع کنترل درونی با اختلالات تغذیه ای رابطه منفی و معنادار وجود دارد(p<0/05). بین منبع کنترل بیرونی با اختلالات تغذیه ای رابطه مثبت و معنادار وجود دارد(p<0/01). به عبارت دیگر، زنان دارای اختلالات تغذیه ای از منبع کنترل بیرونی برخوردارند، و بین مولفه های پایگاه هویتی با اختلالات تغذیه ای رابطه ای وجود ندارد.و نیز مقدار رگرسیون پیش بینی اختلالات تغذیه زنان از روی مولفه های سلامت روان و منبع کنترل معنی دار می باشد (001/0>p و 61/13=F). بنابراین متغیر علائم جسمانی با ضریب بتای 28/0 می توانند به طور مثبت و معنی داری اختلالات تغذیه زنان را پیش بینی کنند.
واژگان کلیدی:اختلالات تغذیه ،سلامت روان ،منبع کنترل ،پایگاه هویت ،شهرستان کرمانشاه ،
فصل یکم
کلیات پژوهش
1-1-مقدمه:
اختلالات تغذیه‌ای1 از جمله مشکلاتی هستندکه ارتباط نزدیک با شیوهزندگی وفرهنگ جامعه دارند. تمایلشدید برخی از فرهنگ‌‌‌‌‌‌ها به خصوص فرهنگ غرب در توجه به زیبایی اندام، لاغری و تناسب اندام، اغلب اوقات، آن‌ها را به اعمال رژیمهای غذایی سخت و طاقت فرسا وادار میکند و یا حتی بعضی از آن‌ها به اقدامات دیگری نظیر ورزش‌های شدید، استفراغ عمدی2، استفاده از داروهای مسهل3 و غیره روی می‌آورند. اکثر موارد گزارش شده مربوط به کشورهای غربی است اما از کشورهای آسیایی نیز گزارش هایی ارائه شده است که حاکی از نفوذ آن در کشورهای آسیایی میباشد(فیربورن،2006). اختلالات تغذیه‌ای شامل دو دسته عمده می‌باشند، در نوعی از آن تحت عنوان بی‌اشتهایی عصبی4، بیمار با امتناع از غذا خوردن سعی در کاهش وزن خود دارد به نحوی که حتی کاهش وزن بیشتر از 20% نیز رضایت بخش نمیباشد. پرخوری عصبی5 حالت دیگری است که در آن بیمار پس از خوردن با ایجاد حالت تهوع و استفراغ عمدی و یا استفاده از دارو‌های مدر و مسهل سعی در کاهش اجباری وزن خود‌‌‌‌ دارد طبق بررسی‌های صورت گرفته در مطالعات همگانی و استفاده از آمار تشخیصی، اختلالات تغذیهای در بین زنان نسبت به مردان 9 برابر شیوع بیشتری داشته است. اختلالات تغذیهای، دارای تظاهراتی در زمینه‌های مختلف گوارشی، پوستی، اختلالات الکترولیتی و غیره است. طبق ملاک‌های تشخیصی ذکر شده در متن تجدید نظر شده بیماریهای روانی آمریکا 5 (2012)برای تشخیص قطعی اختلالات تغذیهای، بروز رفتارهای زیر لازم است: اشتغال ذهنی دائم با غذا و میل شدید به غذا و عدم کنترل در غذا خوردن، کوشش برای رفع اثرات چاقکننده غذا با رفتارهای جبرانی6 نامناسب مثل استفراغ عمدی، سوء مصرف دارو‌های مسهل، استفاده از محدودیت‌های غذایی و دورههای متناوب گرسنگی کشیدن، مصرف دارو‌های بازدارنده اشتها، مصرف ترکیبات تیروئیدی یا دارو‌های مدر، آسیب روانی شامل ترس مرضی از چاقی، بهطوریکه بیمار، آستانه وزن بسیار دقیقی را برای خود در نظر میگیرد که آشکارا از وزن قبل از بیماری که بر اساس نظر پزشکان متناسب و در سطح بهینه بوده است پائین‌تر است و تاثیر فشارهای اجتماعی بر غذا خوردن. موارد ذکر شده از علائم اختلالات تغذیه‌ای می‌باشند و در مرحله بعد، افراد مبتلا طبق تشخیص علائم گزارش شده برای هر یک از گروه‌های پراشتهایی عصبی یا بیاشتهایی عصبی، می‌توانند در هر یک از این دو گروه قرار بگیرند. جاکلین 6و همکارانش (2007) سن شروع اختلالات بی‌اشتهایی عصبی را اواسط دوره نوجوانی تشخیص دادهاند .هویت یابی به موازات رشد فیزیکی ،شناختی ،اجتماعی و عاطفی اهمیت خاصی دارد فرد با شور زیادی از خود سوال می کنند که جایگاه من کجاست ؟شغل؟موقعیت تحصیلی؟ازدواج و…. من چگونه خواهد شد این سوالات در واقع تلاش برای یافتن هویت است که در نحوه برخورد با دیگران اثر می گذارد و با تغییر زمینه اجتماعی دچار دگرگونی می شود(احدی،جمهری 1385). اریکسون معتقد است عمده ترین تکلیف یک فرد حل بحران هویت است که برای رسیدن به هویتی کم و بیش ثابت باید نیازها ،آرزوها و توانایی های خود را به شکل تازه ایی سازمان دهد تا بتواند خورا باشرایط و انتقادات موجود در جامعه وفق دهد( احدی-جمهری1385). سلامت روانی جنبه ایی از مفهوم کلی سلامت است و به عقیده فروید انسان سالم کسی است که هر یک از مراحل رشد روانی-جنسی را با موفقیت گذرانده باشد و در هیچ یک از مراحل مزبور بیش از حد تثبیت نشده باشد و به عقیده اسکینر فردی که رفتارش منطبق بر قوانین و ضوابط جامعه باشد و با استفاده از شیوه ها را اصلاح رفتار برابر بهبود و به هنجار کردن رفتار خود اقدام کند فرد سالمی است و از نظر راجرز انسانی که سلامت روانی دارد، انعطاف پذیر است، پیش داوری ندارد، احساس آزادی و خلاقیت میکند و سازمان بهداشت جهانی آن را مفهومی کلی یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش های اجتماعی، روانی، جسمی قلمداد می کند. چه کسی یا چه چیزی سرنوشت شما را تعیین میکند؟ وقایع و حوادث زندگی روزمرهی خود را خوب درنظر بگیرید؛ چه کسی مسئول این وقایع است؟ در صورت بروز مشکلات چه کسی را سرزنش میکنید و در مورد موفقیتهای به دست آمده چه کسی را مؤثر میدانید؟ پاسخ شما به این سؤالات کانون کنترل شما را نشان میدهد. انسا نها یاد گرفته اند که وقایع زندگی را به نحوخاصی ببینند؛کانون کنترل به نحوه ی نسبت دادن علتها به وقایع زندگی گفته میشود. این عامل نشان میدهد که شما عادت دارید کجا دلایل رویدادهای زندگی را جستجو کنید. هر انسانی به طور طبیعی یک دستگاه ادراکی دارد که خودش از وجود آن باخبر نیست. این عقیده که چیزی درکنترل شماست، قویاً بر گفت وگوی درونیتان با خود و جهانی که درآن زندگی میکنید تأثیر دارد. شما به سؤالات ساده ولی اساسی زندگی به شیو های قابل پیش بینی پاسخ میدهید. چون ادراک شما در مورد اینکه وقایع زندگی چگونه کنترل میشود، معمولاً از یک ثبات نسبی برخوردار است (مک گراو،2001). به عقیده ی راتر یکی از ابعادی که افراد را از یکدیگر متمایز میکند، درجه ی کنترلی است که افراد تصور میکنند بر رویدادهای زندگی خوددارند. به سخن دیگر میزان اعتقاد انسانها بر کنترل رویدادهای مؤثر در زندگی، عاملی است که سبب تمایز آ نها از یکدیگر میشود. لذا پزوهش حاضر سعی دارد به بررسی رابطه متغییرهای سلامت روان و پایگاههای هویت ومنبع کنترل با اختلالات تغذیهای در زنان مراجعهکننده به مراکز مشاوره تغذیه شهرستان کرمانشاه بپردازد.
1-2-بیان مسأله تحقیق :
اختلالات تغذیه ای یا خوردن7 بر حسب آشفتگی شدید در رفتار خوردن مشخص می شود که شامل بی اشتهایی روانی8 می شود که معمولا” بین 10 تا 30 سالگی شیوع پیدا می کند و میزان آن در دختران 10 تا 20 برابر بیشتر از پسران است. این بیماران از حفظ وزن بدنشان در سطح حداقل وزن مورد انتظار و یا افزایش وزن مورد انتظار در دوره رشد خودداری می نمایند،این بیماران مشخصا” از چاق شدن می ترسند و وجه مشخصه آنان اختلال عمیقی است که اینها در برداشت از تصور بدنی خود دارند.اختلال بعدی را پرخوری عصبی-روانی9 تشکیل میدهد که عبارت است از دوره های تکرار شوندهی پرخوری، احساس فقدان کنترل بر خوردن،استفراغ عمدی و سوء مصرف مواد ملین و روزه داری و ورزش افراطی برای پیشگیری از افزایش وزن.اختلال بعدی شامل چاقی10 می شود که حالتی از تجمع بیش از حد چربی در بدن را در بر می گیرد بطور قراردادی وقتی وزن بدن بیست درصد بیشتر از وزن معیار معمول باشد چاقی مطرح می شود که می تواند با تعیین میزان چربی در شاخص توده بدن مشخص شود11 که عامل ژنتیکی،هیجانی،و عادات تغذیه از جمله عوامل تاثیر گذار بر آن است(فیربورن،2006).یکی از سازه های مهم در نظریه یادگیری اجتماعی منبع کنترل است یا همان کنترل بیرونی و درونی طبق نظریه راتر12 افراد با جهت گیری درونی معتقدند که تقویت کننده ها مشروط به کنترل آنها و نتیجه مهارتهای آنها در انجام کارهاست در مقابل افراد با جهت گیری بیرونی ارتباط اندکی و گاه هیچ ارتباطی بین رفتار خود و تقویت کننده های مختلف نمی بینند آنها پیش آمد تقویت کننده ها را نتیجه بخت و اقبال و شانس و یا افراد قدرتمند می دانند اعتقاد به کنترل درونی در خانواده ها آموخته می شود که در آن والدین صمیمی و پشتیبان کودکان هستند و سعی نمی کنند کنترل مستبدانه ای بر آنها داشته باشند همچنین والدین در شیوه تربیت فرزتدان ثبات رفتاری دارند افراد کنترل درونی از توانایی بیشتر در حل مسائل زندگی برخوردارند و در مقایسه با کنترل بیرونی از لحاظ اجتماعی سازگارترند این افراد به صورت مستقل تصمیم گیری می کنند و وابسته به دیگران نیستند این افراد از لحاظ سلامت جسمی در وضعیت بهتری هستند و خود را مسئول سلامت جسمیشان می دانند لذا به بررسی این مولفه مهم در کنترل رفتار در افراد مبتلا به اختلال خوردن می پردازیم (فیست و فیست، 1994 ).تاکنون تعاریف متعددی از سلامت روان ارائه شده است که همگی بر اهمیت یکپارچگی و تمامیت شخصیت تاکید ورزیده اند.برخی سلامت روانی را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خودشکوفایی می دانند(چاهن13،1991). سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روانشناختی تعبیر میکنند که عبارتند از حداکثر رضایت به دست آمده و اثربخشی از تعامل ضروری و اجتماعی که شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می شود.انجمن کانادایی بهداشت روانی سلامت روانی را در سه بخش شامل بخش اول:بازخوردهای مربوط به خود الف)تسلط بر هیجان ب)آگاهی از ضعف های خود ج) رضایت از خوشی های خود. بخش دوم:بازخوردهای مربوط به دیگران الف)علاقه به دوستی های طولانی و صمیمی ب)احساس تعلق به یک گروه ج)احساس مسئولیت در مقابل انسانی و مادی.بخش سوم:بازوخوردهای مربوط به زندگی الف)پذیرش مسئولیت ها ب)ذوق توسعه امکانات و علاقه خود ج)ذوق خوب کار کردن. هفت ملاک برای سلامت روان معرفی نموده اند: 1-رفتار اجتماعی مناسب 2-رهایی از نگرانی و گناه3-فقدان بیماری روانی 4-کفایت فردی و خودمهارگری 5-خویشتن پذیری و خودشکوفایی 6- توحید یافتگی و سازمان یافتگی شخصیت 7-انعطاف پذیری.موضوع هویت از مهمترین مسائل مربوط به زندگی انسان ا ست( اسکندری ،1389) .هویت یک حس درونی در فرد است که ناشی از نیاز روانشناختی آنها به تعلق و وابستگی می باشد مانند حس همانندی با گروهی از مردم ،اریکسون14 هویت را ایجاد هماهنگی میان تصور فرد از خود به عنوان یک فرد بی نظیر و باثبات میداند. بروزونسکی و کاک15 (2010) سه سبک هویتی اطلاعاتی16 ،هنجاری17،و سردرگم-اجتنابی18 را از یکدیگر متمایز کردند. از نظر مارسیا19 حالت های هویت عبارتند از هویت سردرگم20،هویت اجتماعی21،هویت زودهنگام22،هویت مهلت خواه23 می باشد. باتوجه به بیان نظریات و دیدگاههای مهم درباره مؤلفه های پژوهش سعی شده به بررسی رابطه بین متغیرهای مذکور پرداخته شود .
1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق :
معنی روانشناختی غذا از نیروی تغذیه ای آن فراتر میرود معمولا افراد وقت و تلاش زیادی را در انتخاب آماده سازی و سرو غذا صرف میکنند و انسانها علاوه بر وابستگی جسمانی تداعی های هیجانی نیرومندی با غذا دارند .با توجه به میزان شیوع اختلالات تغذیهای که در سن نوجوانی شروع شده و تا بزرگسالی ادامه می یابد و اوج ابتلا به آن 14 تا 18 سالگی است و تاثیرات منفی که بر کارکردهای جسمانی و روانشناختی فرد میگذارد از جمله اختلال در قاعدگی ،تغییرکارکرد قلب و فشار خون،تغییر فعالیتهای روده ای-معده ای،افسردگی خفیف،اختلال در تنظیم هیجانات،اختلال وسواسی-جبری،مشغله ذهنی طولانی مدت راجع به وزن و ظاهر بدن و اینکه 80 تا 90 درصد مبتلایان را زنان تشکیل می دهد و نیز میزان مرگ و میردر این گروه 18 برابر بیشتر از جمعیت عادی است.لذا در پژوهش حاضر سعی می شود به بررسی رابطه سلامت روان،پایگاه هویتی و منبع کنترل با اختلالات تغذیه ای در زنان 20 تا 40 سال پرداخته شود و تاثیرات این اختلال بر روی سلامت زنان به عنوان مادران و نقشی که در تربیت نسل آینده به عهده دارند از اهمیت زیادی برخوردار میباشند، همچنین با تعیین نقش کسب پایگاه هویتی در این مبتلایان جایگاه مهم کسب هویت در سنین نوجوانی مورد بررسی قرار داده و اینکه این افراد منبع کنترل بر رفتار خود را چگونه ارزیابی میکنند، مورد بررسی قرار گیرد.
1-4-اهداف تحقیق :
1-4-1-هدف اصلی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه سلامت روان، منبعکنترل و پایگاههای هویتی با اختلالات تغذیهای در زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره تغذیه در شهر کرمانشاه در سال 1394 است.
1-4-2-اهداف فرعی :
1-تعیین رابطه بین مولفه های سلامت روان با اختلالات تغذیه ای

2-تعیین رابطه بین مولفه های منبع کنترل با اختلالات تغذیه ای
3-تعیین رابطه بین مولفه های پایگاه هویتی با اختلالات تغذیه ای
4-تعیین رابطه بین مولفه های سلامت روان و منبع کنترل و پایگاههای هویت با اختلالات تغذیه ای
1-5-فرضیه‏های تحقیق:
1-بین مؤلفه های سلامت روان با اختلالات تغذیه ای رابطه وجود دارد.
2-بین مؤلفه های منبع کنترل با اختلالات تغذیه ای رابطه وجود دارد.
3-بین مؤلفه های پایگاه هویتی با اختلالات تغذیه ای رابطه وجود دارد.
4- مؤلفه های سلامت روان و منبع کنترل و پایگاههای هویت بیش بینی کننده اختلالات هستند .
1-6-تعریف مفهومی و عملیاتی:
1-6-1-تعاریف مفهومی:
اختلالات تغذیه ای:
با اختلال شدید در رفتار خوردن مشخص میشود که حالتهای نابهنجار کنترل وزن تحت عنوان اختلالات تغذیهای معروف هستند و فردمبتلابااختلالدرنگرشورفتارآشفتهدررابطهباغذادستبهگریبانهستندوبسیاریازآنهازندگیخودرابهخطرمی اندازد (فیربورن،2006).
سلامت روانی:
در برگیرنده سلامت فرد و جامعه در سطح وسیع تر میباشد. معیار سلامت برای فرد شامل رفتار و احساس است. شخصی که سلامت ذهنی و روانی دارد میتواند ضمن احساس رضایت آینده وکسب فردیت با محیط نیز انطباق پیدا میکند. (بنیجمال،احدی،1385).
منبعکنترل:
منبعکنترلدرونیوبیرونیرااینگونهتعریفمیکنندباوراینکهوضعیتفعلیمنتابععواملقابلکنترل،تلاش،نگرش،آمادهبودن،میباشد وکنترل درونی اینکه وضعیت فعلی من تابع عواملی است که همگی ازکنترل من خارج هستندراکنترل بیرونی می نامند.(راتر،1999).
سبکهای هویت :
هویت یعنی اینکه بدانیم کیستیم ؟ بدین معنی که اهداف مشخصی داشته باشیم ، نظام ارزشی خود را بشناسیم و در تصمیم گیری هاو مواجهه بامشکلات از آنها استفاده کنیم،هویت عبارتند از اینکه افراد چگونه اطلاعات مربوط به خودرا پردازش کنند ودرباره اطلاعات مربوط به خودو موضوعات هویتی بحث وگفت وگو میکنند (بروزنسکی، 2000). از نظر مارسیا حالتهای هویت عبارتند از : 1- کسب هویت 2- پراکندگی هویت 3- ضبط هویت 4- وقفه هویت ( وین ویتن،2002 ).
1-6-2-تعاریف عملیاتی:
در این پژوهش منظور از سلامت روان نمره ای است که فرد در پرسشنامه سلامت عمومی 28GHQ کسب نموده است.
در این پژوهش منظور از کسب هویت نمره ای است که فرد در آزمون سبک هویت به دست آورده است .
در این پژوهش منظور از منبع کنترل نمره ای است که فرد از پرسشنامه منبع کنترل راتر کسب نمود ه است .
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
فصل دوم پژوهش حاضر شامل تعریف متغیرها میشودکه عبارتنداز: سلامت عمومی(تعاریف و معیارها و ملاکها و تاریخچه آن در ایران و جهان و اهداف و عملکردها)و هویت (نظریه وتعاریف وبحران هویت ،عوامل تاثیرگذاربر شکل گیری هویت) منبع کنترل(تعاریف،انواع، ویژگیها ،پیامدها،عوامل تاثیرگذار)اختلالات تغذیه (انوع،میزانشیوع،درمانها و رویکردها،عوامل تاثیرگذار) را در بر میگیرد.همچنین تاریخچه پژوهش شامل تحقیقات داخلی و خارجی انجام شده در این زمینه نیز در ادامه ذکر شده است.
2-1-سلامت روانی :
تعریف سلامت روانی24 : رفتار انسان تابع تمامیت وجوداوست .یعنی هم جسم وهم روان دررفتار انسان تاثیر می گذارند بنابراین ، رفتار انسان تحت تاثیر سلامت جسم وروان اوست .سلامتی روانی صرفا به معنای نداشتن علامت های بیماری نیست بلکه فرد سالم ، علاوه بر نداشتن نشانه های بیماری روانی ، باید بتواند ارتباطات سالمی را با دیگران برقرار نماید؛واقعیت ها را بپذیردخود را با محیط سازگار کند ودر جهت شکوفا ساختن استعدادهای فطری خود بکوشد واهداف خود را بطور منطقی بخشد . سازمان بهداشت جهانی ، سلامتی را چنین تعریف کرده است : «سلامتی عبارت است از رفاه کامل جسمی – روانی ، اجتماعی ونه فقط نبودن بیماری ومعلولیت وداشتن یک زندگی پرثمرتر اقتصادی»
2-1-1-اهمیت سلامت روانی:
سلامتی جسم وروان از این نظر حایز اهمیت استکه رفتار انسان را تحت تاثیر قرار می دهد. امروزه ثابت شده است که بسیاری از عوامل روانی وتغییرات محیط زندگی ،که با فشارروانی همراه اند ،عوامل به وجود آورنده ی بیماری های جسمانی ویا تشدید کننده ی تظاهرات این بیماری ها هستند .با به خطرافتادن سلامتی جسمانی ، واکنش های روانی نیز در افراد به وجود می آید . مثلا بیماری های مزمن وجسمانی ،بیماری های قلبی ،بیماری های قلبی ، بیماری هایی که رژیم های درازمدت ومحدود کننده ای را برای فرد ایجاد می کند ، تبعات منفی رفتاری را به دنبال دارند هم چنین مشکلات روانی میتواند تبعاتی بصورت بیماری های شبه جسمانی (مانند کسی که از شدت فشارهای روانی قدرت تکلم خود را از دست میدهد ) با بیماری های روانی – تنی ( مانند زخم معده وفشار خون عصبی ) داشته باشد . بنابراین سلامت جسم وروان از لحاظ بروز رفارهای عادی وطبیعی ورفتارهای منطبق با ملاک های اجتماعی بسیار حائز اهمیت است .
2-1-2-معیارهای سنجش رفتار نابهنجار:
ممکن است عامه ی مردم ،کسی را غیر عادی (نابهنجار) بدانند که از نظر رفتار ، تفکر وعواطف عجیب وغیر معمول به نظربرسد واز این لحاظ با دیگران تفاوت داشته باشد ولی در واقع غیر عادی بودن به معنای «جنون داشتن» نیست ومعنای گسترده وپیچیده ای دارد. غیر عادی بودن ممکن است در فعالیتهای ذهنی وعقلانی وبا فعالیتهای عاطفی واجتماعی ،ادارکی ، انگیزشی ویاحسی وحرکتی تفاوت هایی را با افراد عادی نشان دهد . یک رفتار غیر عادی می تواند در اثر عوامل ارثی ، عضوی ویا عوامل دیگری ( اجتماعی ؛ فرهنگی ، عقلی وعاطفی ) به وجود آید .در سال های اخیر ، روانشناسان وروان پزشکان سعی نموده اند معیارهای خاص علمی را برای متمایز نمودن رفتار عادی (بهنجار ) تعیین نمایند ملاک های تعیین شده به قرار زیراند :1-ملاک آماری25 2-ملاک بالینی26 3-ملاک اجتماعی 27
-ملاک آماری : یکی از روشهای متداول برای تعریف رفتار غیر عادی بودن را نشان می دهد . ما میتوانیم صفات قابل سنجش انسان را به صورت اعداد وارقام در آوریم و آن ها را بروی منحنی طبیعی (زنگوله شکل ) به نحوی رسم نماییم که توزیع فراوانی در اکثر موارد روی قسمت وسط منحنی قرار گیرد وتعداد کمی در دوطرف نمودار واقع شود بیشترین موارد ،که در قسمت وسط قرار میگیرند ، طبیعی وکمترین مواردکه در دو طرف منحنی قرار می گیرند، غیر طبیعی محسوب می شوند اغلب آزمون های روانی، بخصوص آزمون های عینی براساس «معیار متوسط آماری » تهیه میشوند وسنجش واندازه گیری انحرافاز معیار متوسط ، ملاک ارزیابی وبازشناسی رفتار سالم از ناسالم است . در تعریف رفتار غیر عادی از لحاظ آماری کافی است که بروی منحنی نرمال دو نقطه قراردادی در نظر گرفته شود رفتارهایی که در بین این دونقطه قرار میگیرند عادی ورفتارهایی که بیرون از این دونقطه اند غیر عادی تلقی می شوند ، البته این تعریف به تنهایی تعریف کامل از رفتار غیر عادی نیست تغییر رفتار بهنجار ونابهنجار تدریجی است پس نمی توان مرز کاملا مشخصی بین این دو قائل شد. -ملاک کلینکی یا بالینی: در ملاک بالینی، روانشناس متخصص ،با کاربرد روش هایی مختلف مانند مشاهده ، مصاحبه ، آزمون وغیره، به بررسی رفتار فرد می پردازد تا تشخیص دهد که رفتار فرد عادی با غیر عادی است این روش نیز به تنهایی نمی تواند مورد استفاده قرار گیرد .-ملاک اجتماعی:انسان موجودی اجتماعی است ، که باید رفتارهایش مطابق با موازین ، سنت ها وانتظارات جامعه باشد البته این معیار نیز محدودیت هایی دارد از جمله نسبی بودن آن است . مثلا رفتاری ممکن است در یک جامعه عادی تلقی شود در صورتی که در جامعه ی دیگر غیرعادی باشد .به طور کلی براساس هیچ معیار واحدی بطور مطلق نمی توان نا بهنجاری را تعریف نمود وهر یک از معیارها محدودیت هایی دارد . البته در مورد نابهنجارهایی شدید روانی هریک از ملاک های آماری ، بالینی و اجتماعی را میتوان به کاربرد . شخص بیمار از هر سه جهت نارسایی هایی دارد. او معمولا از نظر آماری از میانگین جمعیت کل دور است واغلب احساس میکند که خوشحال وسلامت نیست وغالبا با اجتماع خود ناسازگار است .
2-1-3-تعریف سلامت روان:
تاکنون تعاریف متعددی ازسلامت روان ارائه شده که همگی براهمیت تمامیت و یکپارچگی شخصیت تاکید ورزیدهاند. گلدشتاین28، سلامت روانی را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خود شکوفایی می داند چاهن29 (2009)نیز سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روان شناختی تعبیر می کند که عبارت است از حداکثر اثربخشی و رضایت به دست آمده از تقابل فردی و اجتماعی که شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می شود. در سال های اخیر، انجمن کانادایی بهداشت روانی، «سلامت روانی» را در سه بخش تعریف کرده است: بخش اول: بازخوردهای مربوط به «خود» شامل: الف.تسلط برهیجانهای خود ب.آگاهی ازضعفهای خود ج.رضایت از خوشی های خود. بخش دوم: بازخوردهای مربوط به دیگران شامل:الف. علاقه به دوستی های طولانی و صمیمی ب. احساس تعلق به یک گروه ج. احساس مسئولیت در مقابل محیط انسانی و مادی. بخش سوم: بازخوردهای مربوط به زندگی شامل:الف. پذیرش مسئولیت ها؛ ب. ذوق توسعه امکانات و علایق خود؛ ج. توانایی اخذ تصمیم های شخصی؛ د. ذوق خوب کار کردن.
چاهن(2009)به ذکر پنج الگوی رفتاری در ارتباط با سلامت روان مبادرت ورزیده است: 1-حس مسئولیت پذیری: کسی که دارای سلامت روان است، نسبت به نیازهای دیگران حساس بوده و در جهت ارضای خواسته ها و ایجاد آسایش آنان می کوشد.2- حس اعتماد به خود: کسی که واجد سلامت روانی است، به خود و توانایی هایش اعتماد دارد و مشکلات را پدیده ای مقطعی می انگارد که حل شدنی است. از این رو، موانع، خدشه ای به روحیه او وارد نمی سازد3 – هدف مداری: به فردی اشاره دارد که واجد مفهوم روشنی از آرمان های زندگی است و از این رو، تمامی نیرو و خلاقیتش را در جهت دست یابی به این اهداف هدایت می کند. 4- ارزش های شخصی: چنین فردی در زندگی خود، از فلسفه ای خاص مبتنی بر اعتقادات، باورها و اهدافی برخوردار است که به سعادت و شادکامی خود یا اطرافیانش می انجامد و خواهان افزایش مشارکت اجتماعی است. 5- فردیت و یگانگی: کسی که دارای سلامت روان است، خود را جدا و متمایز از دیگران می شناسد و می کوشد بازخوردها و الگوهای رفتاری خود را توسعه دهد، به گونه ای که نه همنوایی کور و ناهشیارانه با خواسته ها وتمایلات دیگران دارد و نه توسط دیگران مطرود ومتروک می شود.
2-1-4-ملاک های سلامت روان :
ونتیز30سلامت روان را وابسته به هفت ملاک می داند که عبارتند از 1: -رفتار اجتماعی مناسب2-رهایی از نگرانی و گناه 3-فقدان بیماری روانی 4-کفایت فردی و خودمهارگری 5-خویشتن پذیری و خودشکوفایی6-توحیدیافتگی و سازماندهی شخصیت 7-گشاده نگری و انعطاف پذیری
2-1-5-تاریخچه ی بهداشت روانی:
بررسی دوران ماقبل تاریخ ، توجه بشر را به خصوصیات غیر عادی وکوشش برای پیشگیری وبرطرف کردن این نابه هنجاری ها نشان میدهد انسان همیشه در مورد خود وپدیده های اطرافش کنجکاو بوده است شباهت رفتارها وهم چنین تفاوت آن ها در بین انسان ها ، اورا به تفکر وا میداشت وسئوالاتی را در ذهن او ایجاد میکرد.ازجمله اینکه ایا این حالات مشاهده شده ، نوعی بیماری است ؟ علت یا علل این رفتارها چیست ؟ آیا به افراد بیمار میتوان کمک نمود؟و آیا راههای پیشگیری از مبتلا شدن به این حالات وجود دارد؟شواهد نشان میدهد که در دوران ابتدایی ، انسان ها تفاوتی بین بیماری های جسمانی وروانی قائل نبودند وتمام اختلالات را به ماوراء الطبیعه وهم چنین به ارواح شیطانی نسبت میدادند . در آن زمان با بیماران روانی بطور بسیار وحشیانه وخشن رفتار می شد و آن ها را مورد شکنجه و آزار قرار میدادند وتصور میکردند که با چنین اقداماتی ، ارواح پلید وشیطانی از بدن ان ها خارج میشود ورفتار غیر عادی آنها برطرف خواهد شد . داستان ها وافسانه ها ی قدیمی نشان میدهد که در مورد چگونگی ایجاد بیماری روانی برطرف خواهد شد . داستان ها وافسانه های قدیمی نشان میدهد که در مورد چگونگی ایجاد بیماری روانی طرز فکری کاملا خرافی وغیر واقعی بر ذهن بشر حاکم بوده است بین سالهای 400 تا 200 قبل از میلاد مسیح ، طرز فکر یونیان از عقاید ابتدایی جدا شد در این دوران کشفیات ، نظریات وپیشرفت های علمی ، ابتدا در یونان وسپس در رم ، روی داد . سرآغاز این فعالیت ها به دست بقراط31- پدر علم پزشکی- وجالینوس32 صورت گرفت . بقراط بنیان گذار واقعی روش های طبیعی وعینی در تشخیص ودرمان نابه هنجاری های روانی به شمار می آید . او به تغییرات جسمانی به خصوص به آسیب مغزی وتغییرات هورمونی بدن در رابطه با بیماری های روانی اشاره داشت ونظریه ی مزاج ها رابیان کردافلاطون33 ، که در سال های بین 427تا 347 قبل از میلاد مسیح می زیست ، طرز تفکر فلسفی را عنوان نمود . اوبه روان منطقی وروان غیر منطقی در انسان اشاره داشت ومعتقد بود هر زمان که روان غیر منطقی انسان حاکم شود رفتارهای او غیر عادی خواهد شد. پس از افلاطون افراد دیگری پیدا شدند که در مورد ماهیت رفتارهای غیر عادی دلایلی ذکر نمودند ورفتارهای غیر عادی را طبقه بندی کردند آنان روش های خشن برخورد با بیماران روانی را تغییر دادند وروش انسان دوستانه را در برخوورد با بیماران پیشنهاد نمودند در قرون وسطا ، به علت جهل وناآگاهی ، بیماری های روانی واختلالات رفتاری را ناشی از دخالت ارواح پلید وشیاطین ونفوذ عوامل طبیعی مانند خورشید وماه و.. میدانستند.آغاز قرن شانزدهم که دوره ی رنسانس نام گذاری شده است نهضت مخالف جریان های خرافی به وجود آمد وافرادی مانند مونتین ووایوز به وجود ضمیر ناخود آگاه پی بردند وکوشیدند به جامعه ی خود بفهمانند که بیماران روانی مانند بیماران جسمانی باید بطور انفرادی وبا روش های انسانی مورد مداوا قرار بگیرند .بعد از رنسانس در عصر جدید قرار میگیریم که خود دو دوره ای مهم را در بردارد .1-دوره ی ارکانیگ34 از قرن شانزدهم به بعد 2-دوره ی روانشناختی35 از حدود سال 1880 میلادی به بعد
1-دوره ی ارکانیگ : با پیشرفت چشمگیری که در رشته ی آناتومی وفیزیولوژی رخ داد علت بیماری های روانی ناشی از بیماری های جسمانی شناخته شد یکی از پیشگامان این مکتب ارگانیک امیل کراپلین36 بود که اعتقاد داشت علت بیماری های روانی ، بیماری های جسمانی هستند که ریشه در مغز دارند در این تعریف ، این که بیمار چگونه احساس میکند ، چگونه فکر میکند ،چه نگرانی هایی دارد وچه عوامل محیطی وخانوادگی در او اثر داشته باشد مورد توجه قرار نمیگیرد.در اواخر قرن 18 ، در ایتالیا، انگلستان ، فرانسه ،امریکا ودر سایر کشورها ، بیمارستان هایی برای نگهداری ودرمان بیماریهای روانی تاسیس شد وبه منظور حمایت از بیماران روانی ، قوانینی تدوین گردید.
2-دوره ی روانشناختی: در اواخر قرن نوزدهم تفکر جدیدی شکل گرفت و آن این بود که همه ی بیماری های روانی صرفا معلول عوامل جسمانی نیستند وباید عوامل روانشناختی را نیز در نظر گرفت .پس از این حرکت علمی بود که در سبب شناسی بیماری های روانی ورفتار های غیر عادی تفکرات جدیدی پا گرفت وتجارب دوران کودکی ، یادگیری های دوران کودکی ونوجوانی، ساختار خانواده وطرز برخورد والدین باکودکان ونوجوانان ،خاطرات گذشته ودر کل عوامل محیطی ، به منزله ی منابع قوی برای تبیین علت مشکلات روانی مطرح شد وبه دنبال آن ، طرز برخورد مناسب وصحیح در خانواده وطرز برخورد والدین با کودکان ونوجوانان ، خاطرات گذشته ودرکل عوامل محیطی ، به منزله ی منابع قوی برای تبیین علت مشکلات روانی مطرح شد . وبه دنبال آن ، طرز برخورد مناسب وصحیح درخانواده ودر نظر گرفتن وضعیت ونحوه ی زندگی فرد که میتواند در پیش گیری از مشکلات روانی موثر باشد، مطرح وپیشنهادگردید . این امر به خصوص بعد ازجنگ جهانی دوم پیش تر مورد توجه دانشمندان ، محققان وروانشناسان قرار گرفت ، به سبب اهمیت موضوع پیشگیری از مشکلات روانی ، در سال 1930 اولین کنگره ی بین الملی بهداشت روانی با حضور50 نفر در واشنگتن تشکیل گردید ومسائلی مانند تاسیس بیمارستان ،مراکز درمان سرپایی، مراکز کودکان عقب مانده و..مورد مطالعه قرارگرفت. سومین کنگره در سال 1948 در لندن تشکیل شد واساس فدارسیون جهانی بهداشت روانی بنیان گذاری شد درهمان سال این فدارسیون به عضویت رسمی سازمان یونسکو وسازمان بهداشت جهانی در آمد . از این تاریخ به بعد ، هر سال ، یک جلسه ی بین الملی وهرچهار سال یک بار کنگره جهانی برگزار میشود.در سال 1959 روز 18 فروردین ، مطابق با 17 آوریل ، روز جهانی بهداشت روانی نام گذاری شد وبه این ترتیب ، برنامه بهداشت روانی ، جزء برنامه ی بهداشت عمومی قرارگرفت .
2-1-6-تاریخچه بهداشت روانی در ایران:
در ایران ازحدود سه هزار سال پیش به بیماران روانی توجه میکردند ومحل های خاصی برای نگه داری آنها میساختند وتوسط مغ ها (روحانیون آیین زرتشت ) داروهایی برای مداوا در اختیار آنها قرار میگرفت.در قرن ششم وهفتم میلادی مدارس پزشکی در ایران وجود داشته واز کتاب های یونانی به صورت ترجمه در این مدارس استفاده میشده است .در زمان ساسانیان در جندی شاپور اهواز،بیمارستانی تاسیس شده که مکان خاصی به بیماران روانی (برای بستری ودرمان آنان ) اختصاص یافته بود در قرن هشتم چند بیمارستان در بغداد وجود داشته که به گفته ی مسافران ، شواهدی در دست است که در آن جا، باغ ها حوض خانه ها ، حمام، موسیقی وکشاورزی وجوداشته واز عطریات داروهای مقوی واشتها آور گیاهی برای درمان استفاده می شده ومطابق رسم یونانیان ، این بیمارستان ها با مداوای پزشکی ، وابستگی نزدیک داشته واین وسایل برای فقرا وثروتمندان یکسان بوده وپیش تر بیماران را افراد « مانیک دپرسیو» تشکیل می داده است.مسلمانان باتوجه به اعتقادات مذهبی خود واین گفته ی رسول اکرم (ص) که خداوند بیماران را دوست داردنسبت به بیمارن روانی مهربان بودند واز آنان حمایت میکردند .دانشمندان وحکمای ایرانی ، مثل ابن سینا وزکریای رازی ، افرادی را که مشکلات روانی داشتند به چشم بیماران بیماران روانی مینگریستند وبرای آنها داروها وشیوه ی درمان خاصی را در نظر میگرفتند .توصیه های ابن سینا برای درمان بعضی از بیماران روانی قابل توجه ودارای اهمیت است وی برای درمان وبهبود حال بیمارن روانی داشتن روحیه ی شاد ،دیدن مناظر وصحنه های زیبا ؛مسافرت ومصاحبت با افراد نشاط آور را توصیه می نمود. درتاریخ طب اسلامی نیزافرادی هم چون ابوبکراخوینی ( متوفی به سال 373 ه .ق( مولف کتاب «هدایه المتعلمین فی الطب » وسید اسماعیل جرجانی (531-434)مولف کتاب «اغراض طیبه » وجود داشتند که به بیماری های روانی توجه خاصی مبذول می نمودند .دانشمندان دیگری مانند امام محمد غزالی مولف کتاب«کیمیای سعادت» خواجه نصیر الدین طوسی مولف کتاب «اخلاق ناصری» وملااحمد نراقیمولف کتاب«معراج السعاده»توجه به بیماری های روانی را در آثار خود نشان داده اند .در ایران معاصر ، در سال 1276 ، دارالشفایی در یزد ، در باغی مشجر وبزرگ ،بنا شد این بیمارستان دارای بخش های مخصوص بیماران روانی ،حوض خانه و…. بود . درسال 1293در بیمارستان سینا ، مکانی به بیماران روانی اختصاص یافت که فقط برای پذیرش های کمی از بیماران روانی ثروتمند کفایت میکرد .در سال 1297 ، نگه داری وسرپرستی بیماران روانی ، به منظور جلوگیری از حوادث ناگوار، به شهربانی واگذر شد ودر اکبر آباد تهران (خیابان سینای فعلی ) اولین بیمارستان روانی ( دارالمجانین ) ایجاد شد .در سال 1300 ، اداره ومدیریت دارالمجانین از شهربانی به شهرداری منتقل شد ودر سال 1310 ،اولین متخصص اعصاب وروان در این بیمارستان به کار مشغول گردید.سپس تیمارستانی در امین آباد شهر ری تاسیس شد وبیماران روانی به آنجا منتقل شدند .به پاس تحقیقات وتالیفات دانشمند معروف محمد زکریای رازی که در شهرری میزیست ودر آن جا نیز فوت کرد نام تیمارستان به بیمارستان رازی تبدیل شد .در سال 1315 ، برای اولین بار در دانشکده ی پزشکی دانشگاه تهران ، تدریس بیماری های روانی جز برنامه های آموزشی قرار گرفت .در سال 1319 ، سازمان جدید دانشکده ی پزشکی توسط پروفسور ابرلین ،تاسیس شد وبا ایجاد کرسی بیماری های روانی وتدریس ان در دانشکده ی پزشکی تهران ، تدریس روانشناسی در دانشسرای عالی ( دانشگاه تربیت معلم امروز ) ودانشکده ی ادبیات نیز ،آغاز گردید. در سال 1325 ، بیمارستان روزبه برای بیماران روانی آرام ، ایجاد شد .در سال 1336 ، برنامه های روانشناسی وبهداشت روانی از « رادیو ایران»آغاز شد . در سال 1338، در اداره ی کل بهداشت وزارت بهداری ، بهداشت روانی دایر شد.در سال 1339، برنامه ی بهداشت وپرستاری روانی برای مربیان آموزشگاه های پستاری از طرف وزارت بهداری ، در دوره های یکساله وتدریس بهداشت روانی در این آموزشگاه ها آغاز گردید.شهرستان ها نیز ، ازجمله مشهد ( در سال 1300)، تبریز (1317) ،اصفهان ( 1317) ، شیراز (بیمارستان سلامت1332) ،همدان (1335) وبعدا استان های دیگر به تدریج ، مراکز روان پزشکی تاسیس کردند.در سال 1355 ، پس از ادغام وزارات بهداری .رفاه اجتماعی ، تمام مراکز وابسته به بیمارستان های روانی ، به انجمن توان بخشی ، ( وابسته به وزارات بهداری وبهزیستی ) منتقل شد . از این پس، مراکز جامع روان پزشکی منطقه ای در نقاط مختلف تهران تاسیس شدند ودرمان سرپایی یا بستری بیمارن روانی را به عهده گرفتند .در سال 1358، پس از انحلال سازمان توان بخشی ، فعالیت های بهداشت روانی به سازمان های منطقه ای وفعالیت های آموزشی آن به انستیتو روان پزشکی تهران واگذار شد در حال حاضر ، بیمارستان ها وکلینک های متعددی ، به ویژه در بخش خصوصی ، برای درمان بیماری های روانی وجوددارد .

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید