2-3-7 علل پیدایش عزت نفس…………………………………………………………………………………………………………………………….45
2-3-8 حوزه های عزت نفس……………………………………………………………………………………………………………………..46
2-3-9 مولفه های عزت نفس………………………………………………………………………………………………………………………………..47
2-3-10 عزت نفس و تفاوت های جنسیتی……………………………………………………………………………………………………………..48
2-4 پیشینه پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………….49
فصل سوم: روش پژوهش
3-1پیش درآمد58
3-2طرح پژوهش58
3-3 متغیرهای پژوهش58
3-4 جامعه پژوهش58
3-5 نمونه و روش نمونه گیری58
3-6 ابزار پژوهش59
3-7روش اجرای پژوهش61
3-8 جلسات گروه ها………………………………………………………………………………………………………………………….62
3-9 روش آماری و تجزیه و تحلیل داده ها……………………………………………………………………………………………..63

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل چهارم: یافته های پژوهش
4-1 شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش66
4-2 داده های استنباطی69
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1بحث ونتیجه گیری72
5-2 یافته ها72
5-3 نتیجه گیری کلی75
5-4محدودیتهای پژوهش..76
5-5 پیشنهادهای پژوهشی76
5-6 پیشنهادهای کاربردی77
منابع ومآخذ78
فهرست جداول:
عنوان صفحه
جدول 4-1. متغیرهای اصلی پژوهش در آموزش راهبردهای فراشناختی دانش آموزان در موقعیت پیش آزمون………………………….66
جدول 4-2. متغیرهای اصلی پژوهش در آموزش راهبردهای فراشناختی دانش آموزان در موقعیت پس آزمون…………………………..68
جدول 4-3. نمرات حل مسئله اجتماعی دانش آموزان در مرحله پس آزمون در دو گروه کنترل و آزمایش……………………………….69
جدول 4-4. نمرات عزت نفس دانش آموزان در مرحله پس آزمون در دو گروه کنترل و آزمایش…………………………………………..70
چکیده:
پژوهش حاضرباهدف بررسی اثربخشی راهبردهای فراشناختی بر حل مساله اجتماعی و عزت نفس دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی استان کرمانشاه بود.
روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون باگروه کنترل بود. جامعه آماری در این پژوهش کلیه دانش آموزان پسر، مدارس ابتداییناحیه دو استان کرمانشاه در سال تحصیلی 94-93 بودند. ازجامعه فوق،120 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب وتوسط آزمون عزت نفس کوپراسمیت مورد سنجش قرار گرفته و از بین کسانی که نمره کمتری دریافت کردندتعداد40نفرنهایی انتخاب و در دوگروه بیست نفری آزمایش وکنترل گمارده شدند. افراد گروه آزمایش هشت جلسه تحت آموزش راهبردهای فراشناختی قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شاملفرم کوتاه پرسشنامه تجدیدنظر شده حل مسئله اجتماعی (SPSI-R؛ دزوریلا و همکاران، 2002) وپرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت(1967) است ،داده های به دست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها نشان داد، راهبردهای فراشناختی به طور معناداری باعث بهبود عملکردحل مسئله اجتماعی دانش آموزان در مرحله پس آزمون شد تفاوت بین میانگین نمره حل مسئله اجتماعی در گروه آزمایش و گواه در مرحله پس آزمون معنادار می باشد و بیانگر این است که آموزش راهبردهای فراشناختی تآثیر مثبتی بر حل مسئله اجتماعی دانش آموزان دارد.و همچنین آموزش راهبردهای فراشناختی به طور معناداری باعث افزایش نمرات عزت نفس دانش آموزان در مرحله پس آزمون شد، بنابراین می توان گفت راهبردهای فراشناختی عزت نفس دانش آموزان را در مقایسه با گروه گواه افزایش می دهد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت آموزش راهبردهای فراشناختی تاثیرموثری در افزایش حل مساله اجتماعی وعزت نفس دانش آموزان پسردارد. از این رو استفاده از این روش درمانی در مدارس در مدارس و مراکز تربیتی پیشنهاد می گردد.
کلید واژه ها:راهبردهای فراشناختی،حل مساله اجتماعی ، عزت نفس
فصل یکم
مقدمه پژوهش
1-1-مقدمه
همه ما در زندگی فردی و اجتماعی خود مان با مسایل و مشکلات متعددی مواجه می شویم . در واقع زندگی چیزی جز روند پیاپی مو اجه شدن با مسایل و مشکلات و تلاش برای حل و فصل آنها نیست .
بنابراین وجود مشکل در زندگی طبیعی است و هر کسی در زندگی خود با مشکلاتی روبرو می شود،روشن است که مسائل اجتماعی و بین فردی در بستر روابط و کنش های متقابل افراد بروز نموده و تحلیل دقیق این روابط نشان می دهد که تصادم خواستها وتعارض اهداف و نیازها از جمله منابع بالقوه شکل گیری مسائل اجتماعی و بین فردی هستند.مهارتهای حل مساله اجتماعی در زندگی آدمی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و سازگاری باچالش های زندگی اجتماعی، ضرورتی حیاتی به شمار می آید، چرا که تقاضاهای متنوع بین فردی و رفع نیازهای فردی و جمعی، ایجاب می کند که فرد در درون شبکه های اجتماعی وارد شود و به تبادل اطلاعات و ملزومات زندگی اجتماعی و فردی بپردازد.برخورداری از توانایی لازم برای حل موفقیت آمیز مسایل موجب می شود تا اعتماد به نفس مان بیشترشده و احساس ارزشمندی بیشتری پیدا کنیم. ولی اگر فاقد مهارتهای لازم برای حل مشکل باشیم یا ازروش های نامناسب و معیوب برای حل مسایل خود استفاده نما ییم، در سازگاری با محیط اطرا فمان دچارمشکل شده و بهداشت روانی مان تهدید خواهد شد . کسب مهارت حل مساله ما را قادر می سازد تا به طورسازنده با مشکلات زندگی برخورد کنیم.حل مساله اجتماعی فرآیندی شناختی – عاطفی است که با استفاده از آن افراد می توانند شیوه های مواجهه با مشکلات روزمره را مشخص، کشف و یا ابداع کنند (دزوریلا1 و گلدفرید2
، 1971)افزون براین، این توانمندی به فرآیندهای دیگری همچون حل مساله شناختی بین فردی (اسپیواک3 ، پلات4 وشار5،1976)و حل مساله شخصی نیز اشاره می کند(هپنر6 و پترسون7،2002).
عزت نفس همواره به عنوان یکی از ابعاد شخصیت که تحت تأثیر روابط و تعامل با دیگران قرار دارد، مطرح بوده است و از آنجا که خانواده رکن اصلی و سازنده فرد و شخصیت است ، نقش بسزائی را در نحوه ی ارزشیابی و قضاوت فرد درباره خود دارد . بررسی ارتباط عزت نفس با حل مساله اجتماعی به لحاظ اهمیت آن از نظر بنیادی و کاربردی مورد توجه بسیاری از روانشناسان تربیتی ، اجتماعی ، شخصیت و آسیب شناسی روانی و متخصصان بهداشت روانی قرار گرفته است . بر اساس پژوهش های مختلف ، مشخص شده است که سبک های تربیتی متفاوت مانند آموزش راهبردهای فراشناختی تأثیر مختلفی بر عزت نفس ، پیشرفت تحصیلی ، سازگاری اجتماعی ، شایستگی ، انگیزه پیشرفت، سلامت هیجانی و سبک های هویتی افراد دارد. (بامریند8 1991؛ اسمیت9 ، 2007، باردولوم10 1990؛ مک کوبی11 و مارتین12 ، 198 کنی13 ، 1987 بیرس14 و گوسنز15 2008).
یکی از عوامل مهم و متغیرهای قابل بررسی که ممکن است در حل مساله اجتماعی و عزت نفس دانش آموزان اثر گذار باشد، فراشناخت است. فراشناخت16، هرگونه دانش یا فعالیت شناختی است که موضوع آن شناخت یا تنظیم شناخت است. فلاول17 1976 برای اولین بار هشیاری شناختی را تحت عنوان مفهومی جدید به نام فراشناخت بررسی کرد تا دانش فرد را در مورد فرایندها و تولیدات شناختی یا هر چیز مربوط به آن را توصیف کند. در باره فراشناخت، تعاریف گوناگونی ارائه شده است. آگاهی شخصی نسبت به فرایندها و راهبردهای شناختی(فلاول، 2000)، تفکر درباره تفکر(پرفکت و شوارتز18، 2004)، دانش و کنترلی که در مورد تفکر و فعالیتهای ایدگیری اعمال میشود(کریمی، 1390) و هرگونه دانش یا فعالیت شناختی که موضوع آن شناخت یا تنظیم شناخت باشد که به دو بعد دانش فراشناختی19 و تجربه فراشناختی20، تقسیم میشود (فلاول، 2004). دانش فراشناختی شامل سه طبقه دانش دربارۀ«خود تکلیف و راهبردهای شناختی » است(ستین کایا و اکتین21، 2002). دو نوع فراشناخت به هم پیوسته به نام«دانش درباره شناخت» و «تنظیم شناختی و نظارت بر آن» وجود دارد. شناخت، زمانی به وقوع میپیوندد که از طریق آن فکر تنظیم و بر آن نظارت میشود(پرفکت و شوارتز، 2004). دانش فراشناختی و آگاهی فراشناختی از یکدیگر متفاوتند. دانش فراشناختی به دانش واضح و آشکار شخص درباره قوتها و ضعفهای شناختی اش گفته میشود. در حالی که آگاهی فراشناختی به احساسات و تجارب ما اشاره دارد(کوهن22، 2000). بنابراین طبق مطالب ارائه شده در متن بالا پژوهش در زمینه نحوه تاثیر این سه متغیر بر همدیگر ضروری به نظر می رسد.
1-2-بیان مساله
فراشناخت عبارت است از آگاهی فرد نسبت به فرآیندها و راهبردهای شناختی و یا به بیان دیگر، هرگونه دانش یا فعالیت شناختی که موضوع آن شناخت یا تنظیم باشد. به عبارت دیگر فراشناخت، آگاهی از نحوه تفکر و کنترل آن یعنی برنامه ریزی برای استفاده از راهبرد توجه، تفکر درباره موضوع، چگونگی درک و تصمیم به استفاده از شیوه درست برای درک و فهم آنها می باشد. با کمی تامل در می یابیم که تفکر فراشناختی، اندیشه ای را که فرد برای حل مساله، استنباط معنی و انتخاب راهبرد مناسب انجام می دهد، هدایت و کنترل می کند(جزایری و اسماعیلی،1389).
حل مساله، اطلاعات، تکنیک ها و ایده هایی را که می دانیم و از تجارب گذشته به خاطر می آوریم را به فعالیت می گیرد. این فرآیند دارای دو مرحله اصلی(ساخت یک شبکه شناختی که مساله را باز می نماید و ساخت مجموعه ای از مناسبات متصل کننده شبکه مساله و شبکه مطلوب یا راه حل) می باشد(صمدی، 1388).
اجرای برنامه های آموزشی و پرورشی در مدارس مستلزم توجه به وضعیت روانی دانش آموزان است. از طرفی به سبب بروز مسائل خاص در دوران نوجوانی، این دوران با نوعی سردرگمی همراه با کاهش عزت نفس، خود کم بینی و اضطراب همراه است. بنابراین، تقویت عزت نفس، احساس خودباوری و کاهش فشارهای روانی از مهم ترین کارهایی است که مسئولان آموزشی و تربیتی باید به آن توجه ویژه داشته باشند(استادیان، سودانی و مهرابی زاده هنرمند، 1388).
عزت نفس یکی از متغیرهایی است که بر رشد همه جانبه دانش آموزان در محیط آموزشی موثر است تا جایی که بسیاری از نظریه پردازان از جمله آدلر، الیس و راجرز در زمینه دستیابی به عزت نفس فعالیت کرده اند. برای انسان هیچ حکم ارزشی مهم تر از داوری او درباره نفس خویش نیست، ارزشیابی شخصی از خویشتن قطعی ترین عامل در رشد روانی است(براندن،2008). علت بسیاری از رفتارهای آسیب زا در خانه و مدرسه ریشه در کمبود اعتماد به نفس دارد. در واقع هرچه فرد خود باوری و عزت نفس بالاتری داشته باشد از موفقیت و کارآمدی بالاتری بهره مند بوده و از آسیب های روانی اجتماعی مصون خواهد بود(شیهیان،2010).عزت نفس مولفه ای است که تحت تاثیر محیط آموزشی قرار دارد و وجود آن بر همه سطوح زندگی اثرگذار است. در حقیقت بررسی های گوناگون روانشناختی حاکی از آن است چنانچه عزت نفس وجود نداشته باشد، نیازهای گسترده تری نظیر آفریدن و پیشرفت ارضا نمی شود(کلمز،2010).
بهره مندی از عزت نفس به پیشرفت تحصیلی وابسته است. در پژوهش های کرنیس و همکاران(1989) همبستگی مثبت بین عزت نفس و تصور فرد از توانایی های خود تایید شد(بیابانگرد، 1390). در واقع پیشرفت تحصیلی باعث افزایش تصور مثبت فرد از توانایی ها و این مهم تاثیر ملاحظه پذیری بر عزت نفس خواهد داشت. کوپر اسمیت عزت نفس را به منزله متغیری در نظر می گیرد که پایین بودن آن بر پشتکار، اعتماد و موفقیت تحصیلی اثر منفی دارد و فرد را وا می دارد برای تغییر موقعیت یا سازش یافتگی گام بردارد(دادستان، 1391).
ساپ23(2010) در پژوهشی تاثیر استراتژی های شناختی- رفتاری بر کاهش اضطراب امتحان، افزایش عزت نفس و خودپنداره دانش آموزان را تایید کرد. همچنین شقاقی(1382) نقش مهارت ها و راهبردهای یادگیری در کاهش اضطراب امتحان و افزایش عزت نفس دانشجویان پیام نور را تایید کرد.
گانیه24 شناخت و فراشناخت را از هم جدا نمی داند، ولی می توان گفت تمایز آنها در این است که فرایند شناخت مربوط به تفکر است در حالی که فراشناخت مربوط به تفکر درباره تفکر است.
شناخت در زبان روزمره به معنای دانستن است، ولی در زبان روانشناسی به معنای جریان های تفکر و یادگیری و چگونه سازمان دادن، ذخیره سازی و به کارگیری اطلاعات است(گیج و برلاینر،2010). دری و مورفی(2007) راهبردهای شناختی را شامل راه هایی می دانند که از طریق آن افراد یادگیری خود را مدیریت می کنند، به یاد می آورند و تفکر می کنند. شناخت فرایندهای کمک به یادگیری، یادآوری و تفکر و فراشناخت، شناخت یا دانستن درباره دانستن است(سیف 1390).
فلاول25 (2008) فراشناخت را هرگونه دانش یا فرایند شناختی می داند که موضوع آن جنبه ای از اقدامات شناختی و تنظیم آنهاست. به عبارتی دیگر او معتقد است این مقوله از آن جهت فراشناخت است که معنای اصلی آن شناخت درباره شناخت است. در واقع می توان گفت اگر شناخت عبارت از دریافت، پردازش، نگهداری و انتقال اطلاعات باشد فراشناخت فعالیتی است که کنش های مربوط به چهار عنصر یاد شده را در بر می گیرد و بر آنها نظارت دارد(آقازاده،1390).
حجم وسیعی از پژوهش ها نشان می دهد که هر چه فرد توانایی بیشتری در حل مسئله داشته باشد،به همان اندازه در زندگی خود موفق تر و سالم تر خواهد بود.مهارت حل مسئله به افراد کمک می کند تا به صورت منطقی و منظم به حل مسائل و مشکلات خود بپردازند(زنوزیان، غرایی ویزدان دوست، 1389).
بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر پاسخ به این سوال است که آیا آموزش راهبردهای فراشناختی بر حل مساله و عزت نفس دانش آموزان پسر موثر است؟

1-3-اهمیت و ضرورت انجام پژوهش:
راهبردهای شناختی و فراشناختی تدابیری هستند که به یادگیری و یادآوری کمک خواهند کرد. هرچند این راهبردها را میتوان یاد گرفت، ولی بعضی از یادگیرندگان از عهده یادگیری آن بر نمی آیند و لازم است در این زمینه آموزش ببینند(سیف، 1390). حل مسئله نوعی از مقابله متمرکز بر مشکل است و موجب خطی مشیهای هدفمندانه ای می شود که افراد به وسیله آن مسئله را تعریف کرده و راه حلهای مختلف را تولید نموده ،تصمیم گیری کرده ویک راه حل را انتخاب می کنند(زنوزیان،غرایی ویزدان دوست،1389). حل مساله که یکی از پیچیده ترین فرآیندهای ذهنی است با فراشناخت رابطه فراوانی دارد و فرد با برخورداری از فراشناخت بالا با مساله به نحوی برخورد کرده و یک بازنمایی صحیح از آن به عمل می آورد. به عبارت دیگر فضای مساله را تشکیل می دهد و با توجه به آن راهبردی را برای حل انتخاب میکند که بهترین کارایی را دارد. به تناسب گسترده بودن دامنه راهبردهایی که دانش آموزان به نحو مناسب به کار گیرند، موفقیت آنها در حل مساله، خواندن، درک مطلب و به خاطر سپاری اطلاعات بیشتر است(فرخی، 1389). یادگیرندگانی که از روش های مطالعه و یادگیری خودشان آگاهی دارند و به طور آگاهانه فعالیت هایی را برای بهبود اینها انتخاب می کنند، از یادگیرندگانی که نسبت به این مسائل کمتر آگاهی دارند بیشتر یاد می گیرند، آنها به طور آگاهانه و با استفاده از دانش فراشناخت خود استراتژی های خاصی را با اهداف خاص یادگیری هماهنگ می کنند(ایگن و کاوچک، 2001).به نظر می رسد آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی فراگیران را قادر می سازد بر دروس مختلف تسلط پیدا کرده و شاهد پیشرفت تحصیلی خود در محیط آموزشی باشند. موفقیت در محیط آموزشی و خودارزشیابی مثبت در مدرسه می تواند، سلامت روان دانش آموزان را تضمین کند. تجربه نشان داده است که بسیاری از دانش آموزان ساعت ها مطالعه می کنند، ولی نتیجه رضایت بخش نمی گیرند و درصد آموخته ها پایین است. این افراد به علت بی خبری از روش های درست یادگیری و مطالعه، وقت و انرژی زیادی تلف می کنند، ولی به نتیجه مطلوب دست نمی یابند. هرچند پژوهشگران زیادی به صورت غیر مستقیم به کارآمد بودن راهبردهای شناختی و فراشناختی در رشد عزت نفس اشاره کرده اند(پالیدینو و همکاران، 2009)، ولی معمولا نتایج آنها در این زمینه متناقض و گاهی مبهم به نظر می رسد. از طرفی پژوهشی یافت نشد که با ترکیب متغیرهای این پژوهش انجام شده باشد. از این رو انجام پژوهشی جهت بررسی اثر بخشی آموزش راهبردهای فراشناختی بر حل مساله و عزت نفس دانش آموزان ضروری به نظر می رسد.
1-4-اهداف پژوهش
اهداف اصلی:
تعیین میزان اثربخشی آموزش راهبردهای فراشناختی بر بهبود عملکرد حل مساله اجتماعی و عزت نفس دانش آموزان مقطع ابتدایی استان کرمانشاه در سال تحصیلی 94-1393است.
اهداف فرعی:
تعیین میزان اثربخشی آموزش راهبردهای فراشناختی بر بهبود عملکرد حل مساله اجتماعی دانش آموزان
تعیین میزان اثربخشی آموزش راهبردهای فراشناختی بر افزایش عزت نفس دانش آموزان
1-5-فرضیه های پژوهش
1-آموزش راهبردهای فراشناختی بر بهبود عملکرد حل مساله اجتماعی دانش آموزان موثر است.
2 -آموزش راهبردهای فراشناختی بر افزایش عزت نفس دانش آموزان موثر است.
1-6-تعریف واژه ها و اصطلاحات
تعریف مفهومی:
راهبردهای فراشناختی:فراشناخت، آگاهی از نحوه تفکر و کنترل آن یعنی برنامه ریزی برای استفاده از راهبرد توجه، تفکر درباره موضوع، چگونگی درک و تصمیم به استفاده از شیوه درست برای درک و فهم آنها می باشد(اسماعیلی و جزایری،1389).

حل مساله: حل مساله، اطلاعات، تکنیک ها و ایده هایی را که می دانیم و از تجارب گذشته به خاطر می آوریم را به فعالیت می گیرد. این فرآیند دارای دو مرحله اصلی(ساخت یک شبکه شناختی که مساله را باز می نماید و ساخت مجموعه ای از مناسبات متصل کننده شبکه مساله و شبکه مطلوب یا راه حل) می باشد(صمدی، 1388).
عزت نفس: عزت نفس جنبه ای از خود پنداره است که از قضاوت هایی ناشی می شود که فرد درباره ارزش خود و احساس مرتبط با این قضاوت ها دارد(شیهیان، 1391).
تعاریف عملیاتی
راهبردهای فراشناختی:
آموزشی که بر اساس برنامه آموزش راهبردهای فراشناختی خواندن دمبو26(1994)که شامل مجموعه ای از تکنیک های خواندن(تعیین اهداف خواندن،تمرکز توجه،پیش مرورمتن،خط کشیدن زیرمطالب ،یادداشت برداری ،خلاصه کردن،سوال کردن،خود پرسشی،تنظیم سرعت خواندن،روش آموزش دو جانبه و بازرسی مجدد متن ها است که در طی 8 جلسه 60 دقیقه ای طراحی گردیده است.
حل مساله اجتماعی:
در این پژوهش از فرم کوتاه پرسشنامه تجدیدنظر شده حل مسئله اجتماعی (SPSI-R؛ دزوریلا و همکاران، 2002)، استفاده شده است.
عزت نفس: در این پژوهش منظور از عزت نفس نمره ای است که آزمودنی از پاسخ دادن به پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت(1967) کسب کرده است.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
2-1- پیش در آمد
هدف ازمرورادبیات تحقیق،بررسی عمیق‌ترمباحث نظری ویافته‌های پژوهشی است که به طورمشخص باکارپژوهشگرمرتبط هستند. دراین فصل ابتدا متغیرهای باورهای فراشناختی،حل مساله و عزت نفس به طور جداگانه ازنظرتعریف،مبانی،،تاریخچه،عوامل ونظریه موردبحث وبررسی قرار می‌گیرندو درادامه تحقیقات صورت گرفته که با تحقیق حاضرمرتبط هستندبه تناسب ذکر میگردند.
2-1-1- تاریخچه فراشناخت:
«اندیشیدن در باره‌ی تفکر»27 به وسیله فیلسوفان، علمای تعلیم و تربیت و روانشناسان از دیر باز مورد توجه بوده است. این ایده که فراگیران در باره تفکر خود می‌اندیشند به زمان افلاطون و ارسطو برمی‌گردد. سقراط شاگردان خود را برای رشد عادات فراشناختی تربیت می‌نمود. وی بین ادراک فراگیران و شناخت آن‌ها از خود، تفاوت‌هایی را تبیین کرد که موجب گردید تا افراد نسبت به آگاهی و شناخت‌های خود بصیرت حاصل نمایند. پایه‌های مفهومی شناخت و فراشناخت توسط ویلیام جیمز28 هنگام توصیف مکانیزم‌های دستگاه ذهنی مورد ملاحظه قرار گرفته است. وی بیان می‌دارد که مافعالانه تجربیات خود را دستکاری می کنیم و را به عنوان برنامه‌های ایده‌آل‌اند در چارچوب ذهنی خود پشت سرهم ردیف می‌کنیم، برای نظم بخشیدن به این که بهتر با اهداف ما سازگار باشد، ادراکات واقعی خود را از مفاهیم به کنترل در می‌آوریم (صفری، 1388).
فراشناخت ابتدا به وسیله‌ی جان فلاول29 (1976) مطرح شد و بعد از آن در سال 1977 فلاول و ولمن30 نظریه فراحافظه31 را برای تبیین رشد حافظه در کودکان و استفاده‌ی آن‌ها از راهبردهای یادآوری مطرح کردند. به نظر آن‌ها مشکل کودکان در استفاده از راهبردهای یادآوری اطلاعات به خاطر آن است که از عوامل مؤثر بر یادآوری آگاه نیستند (به نقل از وانگ32، 1992). به نظر آن‌ها شکست در یادآوری اطلاعات بیانگر نقص در فراحافظه است. فلاول( 1978، 1977، 1976) در امر مطالعه فراشناخت، این تعریف را ارائه می‌دهد: فراشناخت به دانش یک فرد در خصوص فرایند و تولیدان شناختی در مورد خود و مسایل مربوط به آن اطلاق می‌شود (به نقل از قورچیان و همکاران، 1377). از آن زمان تاکنون نظریه‌ی فراشناختی را در موضوعات مختلفی استفاده کرده‌اند. از جمله این که براون33 (1982) از نظریه‌ی فراشناختی برای موضوع خواندن و تمایز بین فرایندهای شناختی و فراشناختی استفاده کرد. به نظر براون فرایندهای فراشناختی بیانگر راهبردهایی هستند که در کنترل یادگیرنده است. این راهبردها شامل انتخاب و مطالعه‌ی قسمت‌های مهم متن، انتخاب نشانه‌های بازیابی، و تخمین آمادگی برای امتحان می‌باشد. در اواخر سال‌های 1980 نظریه‌های مدون فراشناختی ارائه شدند. برای نمونه، برکوسکی، جانسون34 و رید (1987) بر عامل انگیزش و بازآموزی باورهای اسنادی کودکان در مورد موفقیت و شکست تأکیده کردند. پاریس، واسیک35 و ترنر (1991) نیز بر نقش خودگردانی و انگیزش در فراشناخت و مؤلفه‌های خود آگاهی و خودبسندی36 تأکیده نمودند (فولادچنگ، 1385).
در سال‌های اخیر تحقیقات زیادی در زمینه‌ی نقش فراشناخت در یادگیری انجام شده است. در بسیاری از این تحقیقات که به مقایسه‌ی تفاوت دانش آموزان قوی و ضعیف پرداخته است، مشاهده شده است که دانش آموزان قوی در روخوانی از نظر هر سه دانش فراشناختی و همچنین توانایی تنظیم شناخت در سطح بالاتری از دانش آموزان ضعیف هستند. افرادی که در روخوانی تبحر دارند از نظر استفاده از راهبردهای مختلف خواند، توانایی خود بازبینی و خود ارزیابی قوی‌تر هستند (کولینز و همکاران، 2006). در تحقیقات همبستگی که رابطه‌ی بین فراشناخت و درک مطلب مورد بررسی قرار گرفته است نیز دانش فراشناختی تسهیل کننده‌ی درک مطلب خواندنی است (فولاد چنگ، 1385).
2-1-2- تعریف فراشناخت:
فراشناخت که کلمه‌ای ترکیبی از دو کلمه فرا37 یک پیشوند یونانی به معنایی «در باره» است و کلمه شناخت38 یا
شناختی 39 با ریشه یونانی40 به معنی «دانستن» و تفکر و فکر است «اشنایدر و کرومبی،41 2003). خود اصطلاح شناخت، به معنای فرایندهای درونی، ذهنی یا راه‌هایی است که در آن‌ها اطلاعات پردازش می‌شوند. به عبارت دیگر، شناخت به معنای راه‌هایی است که به وسیله آن‌ها اطلاعات مورد توجه قرار می‌گیرند، تشخیص داده می شوند، به رمز در می‌آیند، و در نهایت در حافظه ذخیره می‌شوند تا در موقع نیاز فراخوانده شوند (سیف، 1386).
فلاول (1985) در تعریف فراشناخت: فراشناخت را هر دانش یا فعالیت شناخت به خود هدف یا تنظیمات آن و یا به عنوان جزئی از سازمان شناختی می داند… معنی اصلی آن شناخت در باره شناخت است (ثونگ42، 2008). به عبارت ساده‌تر فراشناخت فرایندی است که در آن فراگیران از چگونگی یادگیری خود، چگونگی استفاده از طلاعات موجود برای رسیدن به هدف، توانایی قضاوت در باره فرایندهای شناختی در یک تکلیف خاص، و چگونگی استفاده از راهبردها برای رسیدن به اهداف آگاهی داشته در حین عملکرد و بعد از اتمام عملکرد، پیشرفت خود را ارزشیابی می‌کنند فراشناخت که همان یادگیری چگونه یادگرفتن می‌باشد، توانایی فرد در شناسایی دانسته‌ها و ندانسته‌های خویش است. فراشناخت دانش فرد در باره فرایند شناختی خود است و شامل انجام دادن، سامان و هماهنگ کردن مجموعه این جریان‌هاست (جوادی و همکاران، 1389).
فلاول (1976) مفهوم فراشناخت را مشتمل بر دو مؤلفه می‌داند: الف) آگاهی فرد از دانش خود، نقاط قوت و ضعف خود، باور سبت به خود به عنوان یک فراگیر و ماهیت تکالیف و وظایف یادگیری، و ب) توانایی فرد در تنظیم اعمال خود در کاربرد آن دانش (به نقل از نیاز آذری، 1382).
النسو و واویدس43 (2207) با جمع بندی تعاریف گذشته، فراشناخت را به عنوان «توانایی افراد در تأمل ادراک و کنترل یادگیری خود» تعریف می‌کنند. آن‌ها این توانایی را از یک طرف، دانش در باره راهبردهایی که می تواند استفاده شود و در باره کاربرد چنین راهبردهایی (دانش در باره شناخت و خود نظارتی) و از طرف دیگر کنترل در باره فرایند یادگیری که شامل برخی از انواع ارزشیابی (تنظیم شناخت) یا جنبه کنترلی می‌باشد. همچنین پاپالئونتیو44 (2008) با اشاره به تعاریف ارائه شده، فراشناخت را شامل همه فرایندهای شناختی نظیر احساس در باره تفکر خود، تفکر در باره تفکر و پاسخ به تفکرات خود به وسیله نظارت و تنظیم می‌داند. فراشناخت مفهوم گسترده‌ای است که در طول حیات خود به معانی مختلف به کار رفته است. یکی از مفاهیمی که توسط آگاهی فراشناختی است (به نقل از صفری، 1388).
فرایندهای فراشناختی دارای دو عنصر مستقل، اما مرتبط با یکدیگرند؛ یکی دانش فراشناختی و دیگری تجربه فراشناختی راهبردهای فراشناختی: دانش فراشناختی به دانش‌ها نسبت به ذهن و عملکرد آن مربوط می‌شود. دانش فراشناختی مشتمل بر دانش فرد در باره خود، تکلیف و راهبرد می‌شود. برای مثال از نظر رئوس، فردی که از ضعف حافظه خود، آگاه است، کارهای روزانه‌ای که باید انجام دهد را یادداشت می کند تا در موقع مناسب به آن‌ها بپردازد. این آگاهی فرد از ضعف حافظه خود، نوعی دانش فراشناختی است که به او اخطار می‌دهد تا اقدام مناسبی برای جبران ناتوانی خود انجام دهد (صادقی، 1389).
دانش آموزانی که دائماً راهبردهای فراشناختی را به کار می‌برند تمایل دارند یادگیرندگان خود نظم جو شوند. آن‌ها برای یادگیری، اهدافی را تعیین می‌کنند، با شیوه‌های مثبتی خود را برای امتحان آماده می‌کنند و به منظور راهنمایی خودشان در مشکلات یادگیری، خود آموزی را به کار می‌برند. به علاوه، آن‌ها ادراک یا پیشرفت خود را کنترل می‌کنند و خود را برای موفقیت‌هایی که کسب کرده‌اند، پاداش می‌دهند. درست، به عنوان دانش آموزانی که می‌توانند شناخت و راهبردهای تکالیف ویژه را بیاموزند، همان طور هم می‌توانند راهبردهای فراشناختی و خود نظم دهی را یاد بگیرند( سوسا، 2001).
2-1-3-انواع راهبردهای فراشناختی:
راهبردهای فراشناختی تدابیری هستند برای نظارت بر راهبردهای شناختی و هدایت آن‌ها.
انواع راهبردهای فراشناختی: عمده را به سه دسته تقسیم کرده‌اند:
2-1-3-1-راهبرد کنترل ونظارت:
این راهبرد شامل ارزشیابی یادگیرنده از کار خود برای آگاهی یافتن از چگونگی پیشرفت خود؛ مانند نظارت بر توجه به هنگام خواندن یک متن، از خود سؤال پرسیدن به هنگام مطالعه.
2-1-3-2-راهبرد نظم دهی:
این راهبرد باعث انعطاف پذیری در رفتار یادگیرنده می‌شود و به او کمک می کنند تا هر زمان که برایش ضرورت داشته باشد، روش و بلک یادگیری خود را تغییر دهد.
2-1-3-3-برنامه ریزی:
این راهبرد شامل تعیین هدف مطالعه، پیش بینی زمان لازم برای مطالعه و یادگیری، تعیین سرعت مطالعه، تحلیل چگونگی برخورد با موضوع یادگیری و انتخاب راهبردهای شناختی مناسب است.
برنامه ریزی، کنترل و نظم دهی، سه مهارت اساسی هستند که به ما اجازه می دهند دانش فراشناختی را برای تنظیم تفکر و یادگیری به کار بریم (وولفولک45، 2008).
در اغلب تعاریف ارائه شده از فراشناخت به وجود دو بعد دانشی و کنترلی فراشناخت اشاره شده است. اما در عین حال بیشتر مطالعات بعد دانشی را مورد ارزیابی قرار داده‌اند. برخی از محققان همانند براون بیشتر بر تفکیک دو بعد دانشی و کنترلی فراشناخت از یکدیگر تأکید دارند و معتقدند این دو مؤلفه دو جزء کاملاً مجزا از یکیدگرند. منور از راهبردهای فراشناختی مجموعه سازوکارهایی است که فرد در جریان یادگیری یا حل مسأله به طور فعال به کار می‌گیرد تا عملکرد شناختی خودرا تنظیم و هدایت کند. از طریق وارسی نتایج این فرصت را می‌یباد تا دقت و صحت عملکرد شناختی خود را تصریح کند (قاسمی واحدی، 1382).
2-1-4-دیدگاه ها و نظریه های موجود در حیطه فراشناخت :
2-1-4-1-دیدگاه فلاول:
فلاول که از پیروان پیاژه46 به حساب می‌آید با تلفیق نظریه رشد شناختی پیاژه نظریه پردازش اطلاعات به طبقه بندی تازه از مفاهیم اشاره می‌کند. فراشناخت بالا سطوح پایین استعداد را جبران می کند. از این نوع آموزش با تحت تأثیر قرار دادن نظام انگیزشی، فرد را برای برخورد مناسب در موقعیت‌های یادگیری آماده می کند (جزایری و اسماعیلی، 1381). فلاول (1979) فراشناخت را مشتمل بر دو مؤلفه‌ی، نخست آگاهی فرد از دانش، نقاط ضعف و قوتخود، باور نیست به خود به عنوان یک یادگیرنده و ماهیت تکلیف و وظایف یادگیری و دوم توانایی فرد در تنظیم اعمال خود برای به کاربردن آن دانش ها می‌داند. وی اجزاء و مؤلفه‌‌های فراشناخت را شامل «آگاهی در باره تکلیف» و «آگاهی در باره‌ی راهبرد» می داند (به نقل از مرزوقی، 1383).
2-1-4-2- دیدگاه پاریس و وینوگراد:
پاریس و وینوگراد47 (1988) مؤلفه‌های فراشناخت را در دوجنبه‌ی «آگاهی و کنترل برخورد» و «آگاهی و کنترل فرایندهای شناختی» قرار می‌دهند و برای هرکدام از این مؤلفه‌ها، اجزایی در نظر می‌گیرند اجزای مؤلفه‌ی آگاهی و کنترل بر خود شامل:
– نظارت و کنترل بر میزان تعهد در باره انجام تکالیف و یادگیری
– نظارت و کنترل بر نگرش در باره تکلیف و یادگیری
نظارت و کنترل میزان توجه در انجام تکلیف و یادگیری و اجزای مؤلفه آگاهی و کنترل بر فرایندهای شناختی نیز شامل:
– انواع دانش های فراشناختی (بیانی48، روش کاری49 و شرطی50)
– کنترل اجرایی رفتار (ارزشیابی، طراحی و نظارت) می‌باشد.
لذا فراگیران برای افزایش توانایی و کنترل فرایندهای ذهنی خود باید سه نوع دانش به شرح زیر را دارا باشند.
دانش‌های فراشناختی
الف) دانش بیانی: به دانش و اطلاعات در باره حقایقی که فرد می‌داند، دلالت دارد. سوالاتی مانند چه چیزی را می‌خواهیم درک کنم؟ ایده‌های کلیدی کدامند؟ و چه چیزی از قبل می‌دانم؟ در ارتباط با دانش بیانی مطرح می‌شود؟
ب) دانش روش کاری: شامل دانش نحوه انجام دادن تکلیف و نحجوه اجرای مراحل فرایند است. به عبارت دیگر، اطلاعات در مورد نحوه به کاربردن راهبردهای فراشناختی و یا گام‌های مورد نیاز برای انجام یک رفتار را شامل می‌شود که سوالاتی مانند چگونه از اطلاعات بهتر استفاده کنم؟ چگونه اطلاعات را ارائه دهم و چه مراحلی و رهنمودهایی را باید دنبال کنم؟ مرتبط است.
ج) دانش شرطی: مربوط به زمان مناسب برای استفاده‌ یا عدم استفاده از یک راهبرد است این دانش با چراها سر و کار دارد. مثلاً چرا به این اطلاعات نیاز دارم؟ برای انجام این تکلیف چه راهبردهایی مناسبترند؟ و بهترین راهبرد برای یادآوری اطلاعات در امتحان کدام است؟
در اثار بعدی برای فراشناخت دو مؤلفه دیگر در نظر گرفته می‌شود:
دو مؤلفه فراشناخت
الف) خود ارزیابی: خودارزیابی51 به معنای تأمل شخصی فرد در باره وضعیت‌ها و توانایی دانش و آگهی به معنای «تأمل شخصی فرد در باره وضعیت‌ها و توانایی‌های دانش و آگاهی در باره‌ی خود» و هم چنین آگهی به معنای «حالت عاطفی فرد یعنی دانش، توانایی‌ها، انگیزش و ویژگی‌های وی به عنوان یک یادگیرنده» می‌باشد. این موارد در واقع، پاسخ به سؤالاتی در باره «چه چیزی می‌دانید؟»، «چگونه فکر می‌کنید؟» و «چه موقع و چرا از راهبردهای دانشی استفاده می‌کنید؟» را در برمی‌گیرد.
ب) خود مدیریتی: خود مدیریتی52 به «فراشناخت در عمل» ارجاع داده می‌شود و شامل فرایندهای ذهنی است که به «هماهنگ کردن جنبه‌هایی از حل مسئله» کمک می‌کند. این فرایند‌ها شامل «طرح‌های فرد قبل از اقدام در انجام یک تکلیف»، «سازگاری با تکلفی هنگام انجام کار» و «ارزیابی بعد از انجام کار» می‌باشد (پاریس و وینوگراد، 1988؛ به نقل از صفری، 1388).
2-1-4-3-دیدگاه براون:
از دیدگاه براون(1980)، فراشناخت عبارت از دانش در باره نظام شناختی خود و اندیشیدن در باره تفکر خود و یادگیری مهارت‌های ضروری برای یادگیری است از این دیدگاه فراشناخت شامل تفکر در باره‌:
الف) چه چیزی می‌دانیم و چه چیزی نمی‌دانیم.
ب) تنظیم اینکه چگونه به یادگیری می‌رسیم. وی معتقد بود که افراد نوآموز صرف نظر از سطح سنی، دارای نارسایی فراشناختی هستند. البته ناآگاهی ضرورتاً با سن در ارتباط نیست. بلکه بیشتر تابع بی‌تجربگی در برخورد با یک موقعیت و مسئله جدید است.
بروان (1978) مؤلفه‌های اساسی فراشناخت را شامل «نظارت53»، «برنامه ریز54» و بازنگری55» می‌داند.
نظارت به معنی وارسی میزان پیشرفت در جهت اهداف، برنامه ریزی در برگیرنده گزینش اندیشمندان راهبردها برای رسیدن به اهداف و بازنگری شامل ارزیابی از دانش و حالت‌های ذهنی است مانند اینکه از خود بپرسیم که آیا این موضوع را فهمیده‌ایم؟ آیا موضوعی مشابه این موضوع را قبلاً مطالعه کرده‌ایم؟ و نظایر آن، به اعتقاد وی فراشناختی مشتمل بر دانش ایستا (آنچه افراد بیان می‌کنند) و دانش راهبردی (گام‌هایی که برای تنظیم پیشرفت ضمن فعالیت‌های شناختی برداشته می‌شود) است. این گام‌ها شامل برنامه ریزی، پیش بینی، برآورد و نظارت است.
از این دیدگاه اگر ما بتوانیم از وجود یک گفتگوی درونی در ذهن خود آگاه شویم و بتوانیم فرایندهیا تصمیم گیری و حل مسئله را بشناسیم، فراشناخت را تجربه کرده‌ایم (نیاز آذری، 1382).
2-1-4-4-دیدگاه آشمن و کانوی:
آشمن و کانوی56 (1997) برنامه‌های آموزش مهارت تفکر را شامل شش حوزه فراشناخت، فرایندهای شناختی (حل مسئله، تصمیم گیری و. درک مطلب)، مهارت‌های تفکر محور57 (تفسیر، خلاصه کردن، و بسط و گسترش)، برای این مفهوم، جنبه‌هایی را به شرح زیر بیان می‌نمایند.
الف) فراشناختی ضمنی58: استفاده از راهبرد فراشناختی بدون بیان آن و یا حل مسئله هنگامی که استفاده از راهبرد آگاهانه نیست.
ب) فراشناخت آگاهانه59: استفاده آگاهانه از یک یا چند راهبرد در یادگیری و حل مسئله
ج) فراشناخت راهبردی: به کارگیری تفکر سازمان یافته در هنگام استفاده آگاهانه از یک راهبرد در انجام یک فرایند ویژه.
د) فراشناخت تأملی60: برنامه دقیق و آگاهانه، نظارت و ارزیابی بر یک فرایند ویژه (آشمن و کانوی؛ به نقل از صفری، 1388).
2-1-4-5- دیدگاه شراوو ماشمن:
شراو و ماشمن61 (1995) بین دانش فراشناختی (آنچه فرد در باره شناخت خود می داند) و تنظیم فراشناختی (اینکه فرد چگونه از این دانش استفاده می‌کند)، تفاوت اساسی قائل هستند. آن‌ها دانش فراشناختی را شامل سه نوع آگاهی فراشناختی می دانند.
الف) دانش بیانی به معنی مطالبی است که بر آگاهی فرد از شناخت خود دلالت دارد.
ب) دانش روش کاری به معنی مطالبی است که بر دانش فرد در باره چگونگی استفاده از راهبردهای یادگیری دلالت دارد.
ج) دانش شرطی به معنی مطالبی است که به فرد یاد می‌دهد که چه موقع و چرا از یک راهبرد یا مهارت یادگیری در مقایسه با راهبردهای دیگر استفاده کند.
شروا و ماشمن تنظیم فراشناختی را شامل سه مؤلفه‌ی زیر می‌دانند:
برنامه ریزی: به انتخاب راهبردهای مناسب و اختصاص منابع مربوط می‌شود. برنامه ریزی شامل هدف گذاری، عینی سازی دانش زمینه مرتبط و بودجه بندی زمانی می‌شود.
نظارت: شامل مهارت‌های ضروری مانند خود ـ آزمایی برای کنترل یادگیری است. از این دیدگاه ممکن است حتی فراگیران ماهر نیز در نظارت بر یادگیری خود ضعیف عمل کنند.
ارزشیابی: به ارزیابی محصولات و فرایندهای تنظیم کننده‌ی یادگیری فرد مربوط می‌شود. نمونه‌ی آن شامل
ارزشیابی از اهداف خود، بازبینی، پیش بینی ها و تثبیت ارتقاء ذهنی می‌شود (به نقل از شراو، 1998؛ شراو و کریپن و هارتلی62، 2006).
2-2-مبانی نظری حل مساله
2-2-1-تعریف حل مسئله و کاربردهای آن
مفهوم حل مسئله توسط دزوریلا و نزو(1982)، چنین تعریف شده است: فرایند شناختی- رفتاری خود رهنمون که فرد با استفاده از آن تلاش می کند راه های مقابله ای موثر یا انطباقی با مشکلات زندگی روزمره را بیابد.(دزوریلا و چنچ، 1995). برطبق این دیدگاه مقدمتاً حل مسئله یک فرایند مقابله هشیار، عقلانی، پر تلاش و هدفمند است که می تواند توان فرد را برای درگیری موثر با طیف وسیعی از موقعیت های فشار زا بالا ببرد(دزوریلا و چنچ63، 1995).
براساس تعریف های موجود می توان نتیجه گرفت که سازه وسیع مقابله، فعالیت های حل مسئله را در بر می گیرد ولی هر مقابله ای حل مسئله نیست. شاید بعضی فعالیت های مقابله ای به طور معناداری با فعالیت های حل مسئله همپوشی دارند. از یک سوی دیگر ممکن است روابط علی با حل مسئله داشته باشند و شاید بعضی دیگر نیز مستقل از حل مسئله باشند(دزوریلا و شیدی، 1992). توانایی حل مسئله با شیوه مقابله درگیر با مسئله انطباقی ارتباط می یابد. حل مسئله ناکارآمد نیز با راهبردهای مقابله ای غیرانطباقی ارتباط دارند(دزوریلا و چنچ، 1995، واستون و تارپ، 1997؛ ریو، 1997).
نزو(1987) یک فرآیند 5 مرحله ای را پیشنهاد می کند که اگر به نحو سودمندی به کار گرفته شود فرد را نسبت به فشار های بیرونی مقاوم و در برابر مشکلات کمتر آسیب پذیر می سازد(کسیدی و لانگ64،1996؛ به نقل از محمدی، 1377).
1) جهت یابی مشکل65، دانستن این که مشکل وجود دارد.
2) تعریف و ضابطه بندی مشکل66، ارزیابی حوزه مشکل و وضع اهداف واقعی.
3) ایجاد راه حل های متنوع67
4) تصمیم گیری68
5) اجرای راه حل و تایید آن، انجام راه حل های انتخاب شده، نظارت و ارزیابی موفقیت آن
و تقویت خود برای موفقیت(محمدی، 1377).

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید