بررسي و مقايسه فاکتورهاي موثر بر اثر بخشي روش هاي تدريس فعال در تربيت ديني و اخلاقي دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدايي از ديدگاه معلمان مرد و زن در سال تحصيلي 89 / 88 .
مقدمه :
در دنياي پيچيده امروز هيچکس بي نياز از تعليم و تربيت نيست . ضرورت تعليم و تربيت و در عين حال پيچيدگي و دشواري تعليم و تربيت واقعي ، موضوعي است که همه ملل جهان کم و بيش از آن باخبرند . کانت ( شکوهي ، 1381 ، ص 11 ) مي نويسد : در بين ابداعات بشر دو تا از بقيه مشکل تر است ؛
” هنر مملکت داري يا حکومت و هنر تعليم و تربيت ” .
امروزه در حوزه تعليم و تربيت و آموزش فراگيران ، بحث روش هاي تدريس يکي از چالش هاي معلمان محسوب مي شود و به کارگيري روش تدريس مناسب با هر ماده درسي از اهميت خاصي برخوردار است . به عبارت ديگر ، يکي از مسائل اساسي که در حال حاضر نظام هاي آموزشي با آن رو به رو است ، بحث ايجاد نو آوري و تغيير در روش هاي تدريس است که مي تواند در متناسب سازي محتوا و روش هاي آموزشي با زندگي دوره بزرگسالي نقش مهمي ايفا مي نمايند .
شواهد و بررسي هاي نوين پژوهشي نشان مي دهد که اگر خواهان بهبود يادگيري دانش آموزان و ارتقاء عملکرد نظام آموزشي در نيل به اهداف متعالي آن هستيم ، بايد نسبت به اشاعه و کاربرد روش هاي جديد تعليم و تربيت و تدريس در مدارس کشور اقدام نمود ( عباس زاده ، 1384 ، به نقل : حيدري 1385 ) . و از طرف ديگر در طول تاريخ شايد نتوان مسائلي را پيدا کرد که به اندازه مباحث اعتقادي ، فکر بشر را به خود مشغول کرده باشد . مسائل زيادي بوده است که در مقطع زماني و مکاني خاصي اوج گرفته و پس از مدتي فروکش کرده و يا براي هميشه به فراموشي سپرده شده است . در حالي که مباحثات و گفتگوهايي که در طي قرون متمادي بر سر مبدا و معاد و ديگر امور مذهبي صورت گرفته ، و همچنين انبوه کتب و نوشته هايي که از قديم ترين ايام تا به امروز به رشته تحرير در آمده ، همگي گواه اين ادعايند که تفکر پيرامون مسائل اعتقادي ، نه يک بحث مقطعي بلکه يکي از خصايص ذاتي فکر و روح آدمي است .
ما معتقديم که ايجاد يک نسل مسئوول و انديشمند ، نسلي که انساني بينديشد و انساني زندگي کند ، تنها در سايه تعاليم و روش تربيتي و اسلام امکان پذير است و بس .
بنابراين داشتن جامعه اي مطلوب و ايده آل منوط به داشتن انسانهاي خوب و شايسته است و داشتن انسانهاي خوب ، ريشه در تعليم و تربيت ديني و اخلاقي صحيح آنان دارد . و بايد اين را پذيرفت که هرگاه تربيت از عناصر روحي و اخلاقي عاري باشد ؛ ناقص و بي نتيجه خواهد بود و عواقب اين گونه تربيت عايد اجتماع گشته و آن را تباه مي سازد .
ما تربيت منهاي مذهب را امري خطر آفرين و وجود فارغ التحصيلان مدارس و دانشگاه هاي منهاي مذهب را بلايي به جان مردم جامعه مي شناسيم . اگر تربيت با مذهب آميخته نشود نه تنها قوامي نخواهد يافت بلکه خود آن به تنهايي سبب انحلال تربيت خواهد شد . وجود فساد در جوامع ، درگيري ها ، جنگ ها ، غارت ها ، استثمارها در نزد مردم به اصطلاح متمدن نه بدان خاطر است که سطح دانش و رفاه در آنجا پايين است بلکه بدان خاطر است که قدرت کنترل کننده ضعيف است و نيروي منضبطي در درون آنها وجود ندارد که بر خود مسلطشان کند . از اينجاست که اهيت رشد مذهبي و ديني آشکار مي شود و رشد و پرورش اين موهبت الهي يکي از اهداف مهم تعليم و تربيت اسلامي است ( قائمي ، 1364 ، ص 53 ) .
به يقين تعليم و تربيت ، با ارزش ترين و مهمترين وظيفه آدمي به شمار مي آيد . والاترين و ارجمندترين انسانها که همان پيامبران و جانشينان آنان هستند . در اين طريق مبعوث گشته اند و سرچشمه سعادت و رستگاري بشر را همواره در اين عرصه جستجو کرده اند .
طرح و بيان مسئله :
اگر نظام آموزشي بخواهد تحولي اساسي در روهاي آموزشي خود به وجود آورد بايد به فکر دگرگوني و تجديد بناي تمام عواملي باشد که به طريقي در ايجاد و فضا و جو آموزشي و يادگيري موثرند . زيرا قسمتي از نظام بدون تغيير ساير قسمت ها مي توان سبب بروز تغييرات موثر و چشمگير شود .
يکي از مهمترين مسائلي که در تجديد بناي نوآوري آموزشي بايد در نظر داشت تجديد بناي انديشه ها و باورهاي معلم است . اگر شکست ها و ناکامي هاي معلمان در مقابل نوآوري ها ، آموزشي ، به ويژه روش هاي پرورشي تفکر ، باورهاي غلط و از پيش ساخته معلمان که بر اثر تکرار ، در سالهاي متمادي در آنان تثبيت شده است ، اگر چه شرايط و امکانات آموزشي از عوامل موثر در جريان آموزشي است .
اما نيروي انساني به ويژه معلم از مهمترين عوامل تشکيل دهنده محيط هاي آموزشي به لحاظ اهميت نگرش و روش تدريس در فرايند فعاليت آموزشي و تاثير آن در روند آموزشي محسوب مي شود .
بسيار ديده شده است که در مجموع امکانات فيزيکي يک نظام تغييري حاصل شده است بدون اينکه تحولي در معلم و طرز تفکر ايجاد شود و در نتيجه به رغم تغييرات برنامه ها ، مواد تشکيلات مدرسه معلم تغيير نيافته روش هاي قديم را بي کم و کاست در محيط آموزشي جديد به اجرا در آورد . وقتي برنامه هاي جديد با روش هاي قديم درمي آميزد تجديد بناي نظام روي کاغذ باقي خواهد ماند و اجراي آن عملا متوقف مي شود لذا ديدگاه معلمين در بررسي عوامل موثر و سودمند بر روش هاي آموزشي فعال آن مي تواند خود نقش ديدگاه معلمين و هم چنين عامل تاثير گذار بر آن شناسايي و براي به کارگيري بهتر و روش هاي آموزشي استفاده کرد .
شيوه هاي آموزشي بايد اصولي و علمي کاربردي باشند . در آموزش مفاهيم ديني بايد عوامل تاثير گذار را شناخت و آنها را در راستاي بهتر شدن امر آموزش جهت داد و از سخنان معصومين عليها سلام بهره جست چرا اگر دير شود قلب او مشغول چه چيزهاي ديگر شده و سخت مي گردد و ديگر تربيت او امکان پذير نبوده يا بسيار مشکل و کم اثر خواهد شد .
الگوهاي رفتاري دانش آموزان بايد در درجه اول خودشان مسائل اخلاقي و ديني را رعايت کنند چرا دانش آموزان الگو پذيران خوبي هستند و عمولا از پدر و مادر و محيط مدرسه الگو مي گيرند معلم که تربيت يا قسمتي از تربيت دانش آموز را به عهده دارد با ويژگي هاي دانش آموزان نکات روان شناسي و تربيتي آنان آشناتر باشد در امر آموزش موفق ترند ( مستمند ، 1382 ، انتشارات اميري ) .
بررسي و مقايسه فاکتورهاي موثر بر اثر بخشي روش هاي تدريس فعال در تربيت ديني اخلاقي دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدايي از ديدگاه معلمان مرد و زن در سال تحصيلي ؛ 89/88 .
ضرورت و اهميت :
تدريس موثر و مفيد ارتباط تنگاتنگي با روش هاي تدريس دارد . و ابتکارات فردي معلم و شيوه بهره گيري از کمک ابزارهاي آموزشي قدرت انتقال مطالب را تا حد مطلوب به شاگردان را فراهم مي آورد و استعدادهاي فردي و خلاقيت ذهني دانش آموزان را فراهم مي سازد با توجه به سودمندي روش هاي آموزشي اهميت به کارگيري روش هاي فعال و اکتشافي تدريس کاملا مشهود است و در صورتي مي توان از روش هاي فعال آموزشي و بهبود وضعيت دانش آموزان استفاده نمود که دبيران و معلمين خود به انواع روش هاي آموزشي به کارگيري آن مي توان با توجه به تعدد و تنوع آن آشنايي لازم را داشته باشند و در بکارگيري آن اهتمام وزيد .
اگر بحث تربيت ديني بر اين مبنا باشد که دين مفهوم جو هر زندگي تلقي شود آنگاه لزوم آگاهي نسبت به اهميت ضرورت فوايد و نسبت دين با ديگر حوزه هاي معرفتي مشخص خواهد شد در دنياي کنوني توسعه و ايجاد مدارس به مفهوم امروزي گسترش سريع فناوري و ارتباطات صنعتي شدن جوامع و نيازهاي متنوع عصر دايره تاثير گذاري عوامل مختلف را بر افکار و انديشه هاي دانش آموزان گسترده تر از گذشته است . آنچه مسلم است اين که هنوز مدارس ما به عنوان اصلي ترين کانون هاي تربيتي مورد توجه و برنامه ريزي دقيق و صريح قرار نگرفته اند .
اگر نظام آموزش و پرورش ما بخواهد از مسير آموزش هاي صرف به سمت تربيت ديني اخلاقي حرکت کند لازم است بسياري از از اهداف و روش ها را تغيير داده و از روش هاي اطلاعات و يادگيري خلاق و فعال استفاده کند . محتواي آموزش و پرورش بايد به صورتي تهيه شود که بين وقت و سرمايه و کار معرفي براي تربيت هر فرد و نتيجه اي که از اين سرمايه گذاري هاي حاصل مي شود تعادل و تناسب مطلوب را برقرار کند .
اين موازنه و تعادل در گرو برنامه موثر و مفيد و به کارگيري و اجراي سنجيده و دقيق برنامه ها بستگي دارد . در غير اين صورت به هدف مطلوب در تربيت ديني آموزان دست نخواهيم يافت .
معايب اجــرا :
1- آنطور که تاريخچه ي تعليم و تربيت نشان مي دهد ، روش تدريس نوعا و به دليل نگرش محدود به مسائل پيرامون خويش محکوم به شکست هايي پي در پي است . تغيير پي در پي روش هاي تدريس و جايگزيني بي وقفه ي آنها با روش هاي مدرن تر با توجه به تغييرات منبعث از زبان شناسي ، روان شناسي و جامعه شناسي ، گوياي اين نکته است که اولا روش تدريس شديدا متاثر از علوم پيرامون خويش بوده و از حداقل استقلال برخوردار است . و مضافا اينکه به دليل ماهيت آن به طور ذاتي تحميلي است . يعني يک مجموعه متشکل از فراگيران متفاوت و ناهمگون ، الزاما خود را تسليم و مطيع مراحل پر پيچ و خم يک روش ساخته و استقلال فردي آنها مورد بي اعتنايي قرار مي گيرد .
2- روش تدريس ناچارا يک سو نگر ، و به عبارتي محدود نگر است . بدين معني که ايجاد هر تغيير در روش که منبعث از نيازهاي جديد و تحولات تازه باشد الزاما و نوعا به غفلت از برخي نيازهاي ديگر مي انجامد . بدين که نقطه ضعف يک روش متعلق به دو دهه ي قبل مي تواند در زمان ما به عنوان نقطه ي قوت تلقي گردد و در همان بعد نيز تقويت و حمايت مي گردد . پس در واقع يک روش معين نمي تواند به عنوان يک راه حل نهايي مورد بحث قرار گيرد .
مزاياي اجــرا :
1- تحقيقات نشان داده است که کيفيت يادگيري در روش هاي تدريس فعال بحث گروهي بيشتر از روش هاي غير فعال مانند سخنراني و تمرين و تکرار است .
2- يادگيري مشارکتي که اساس روش هاي تدريس فعال است باعث تغييرات مطلوب در شخصيت دانش آموزان مي شود و بر کيفيت آموزش اثر مي گذارد . دانش آموز از طريق فعاليت هاي خود مي آموزد و ذهن خود را از طريق رفتاري که در آن مشارکت دارد مي سازد به نظر او وظيفه معلم راهنمايي فکري است و معلم بايد عادت کند تفکر را در دانش آموزان به وجود آورد .
اهــداف پژوهــش :
کاربرد فاکتورهاي موثر اثر بخشي روش هاي ندريس فعال در تربيت ديني و اخلاقي به صورت يک هدف مهم درباره روش هاي تدريس فعال اشاره دارد . و عمدتا مطالب و مقايسه هاي زيادي درباره روش هاي تدريس فعال و چگونگي تاثير آن در تربيت ديني و اخلاقي دانش آموزان پايه ابتدايي به رشته تحرير در آمده است . هدف از تدريس فعال در دانش آموزان پايه ابتدايي نهادينه کردن روش هاي موثر و تدريس و تاثير گذاري عميق تر در تربيت ديني و اخلاقي دانش آموزان مي باشد .
اهداف کلــي :
بررسي و مقايسه فاکتورهاي موثر بر اثر بخشي روش هاي تدريس فعال در تربيت ديني و اخلاقي دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدايي از ديدگاه معلمان مرد و زن در سال تحصيلي 89 / 88 .
اهداف جـــزيي :
هدف هاي جزئي در واقع توانائيها و مهارت هايي هستند که معلم انتظار دارد دانش آموزان در جريان آموزش به آنها برسند . يک هدف جزئي مي توان به صورت رفتاري و غير رفتاري تدوين نمود ( کيارمنش ، روش هاي ارزشيابي آموزشي ).
1- بررسي بين جنسيت و اثر بخشي روش هاي تدريس فعال در تربيت ديني اخلاقي دانش آموزان دختر و پسر رابطه معني دار وجود دارد .
2- بررسي بين ميزان و اثر بخشي روش هاي تدريس فعال در تربيت ديني اخلاقي دانش آموزان دختر و پسر رابطه معني دار وجود دارد .
3- بررسي بين جنسيت و فاکتوري تاثير گذاري بر اثر بخشي روش هاي تدريس فعال در تربيت ديني و اخلاقي دانش آموزان دختر و پسر رابطه وجود دارد .
فرضيــات تحقيـــق :
1- بين جنسيت و اثر بخشي روش هاي تدريس فعال در تربيت ديني و اخلاقي دانش آموزان رابطه معني دار وجود دارد ؟
2- بين ميزان و اثر بخشي روش هاي تدريس فعال در تربيت ديني و اخلاقي دانش آموزان رابطه معني دار وجود دارد ؟
3- بين جنسيت و فاکتورهاي موثر بر اثر بخشي روش هاي تدريس فعال در تربيت ديني و اخلاقي دانش آموزان رابطه معني دار وجود دارد ؟
سوالات تحقيــق :
1- آيا بين جنسيت و اثر بخشي روش هاي تدريس فعال در تربيت ديني و اخلاقي دانش آموزان رابطه معني دار وجود دارد ؟
2- آيا بين ميزان و اثر بخشي روش هاي تدريس فعال در تربيت ديني و اخلاقي دانش آموزان رابطه معني دار وجود دارد ؟
3- آيا بين جنسيت و فاکتورهاي موثر بر اثر بخشي روش هاي تدريس فعال در تربيت ديني و اخلاقي دانش آموزان رابطه معني دار وجود دارد ؟
متغييــرهــا :
ويژگي ها را پژوهشگر مشاهده و اندازه گيري مي کند.
متغير مستقل : به متغيري گفته مي شود که از طريق آن متغير وابسته پيش بيني مي شود و به اين متغير ، متغير متحرک يا درون داد گفته مي شود . متغيير مستقل ، متغيري پيش فرض است به اين معني که اين متغير مقدمه و متغير وابسته نتيجه آن است ( دلاور – 1376 ، ص 14 ) .
متغير وابسته : متغير پاسخ برون داد يا ملاک است به عبارت است از جنبه اي از رفتار از يک ارگانيزم که تحريک شده است متغير وابسته برعکس متغير مستقل و در اختيار محقق نيست و او نمي تواند در آن تصرف يا دستکاري به عمل آورد متغير وابسته به اين دليل وابسته فرض مي شود که وجود آن بستگي به متغير مستقل دارد. (دلاو ر- 1376 ، ص 15 ).
متغير کمي : به متغيري اطلاق مي شود که از نظر کمي تغيير کند و تفاوت هاي ناشي از اين تغييرات را با استفاده از عدد ثبت مي کند و آنها را مي توان با هم جمع کرد . متغيرهاي کمي متغيرهايي هستند که انسان توانسته است براي آنها واحد اندازه گيري و مبدا اندازه گيري معين کند (دلاور – علي ، 1376 ).
متغير کيفي : متغيري اتلاق مي شود که تفاوت هاي ناشي از تغييرات آنها کيفي و براي آنها از روش هاي ديگري غير از عدد استفاده مي شود و به وسيله ارقام و اعداد نشان داده نمي شود براي آنها مبدا اندازه گيري نيز وجود ندارد ( دلاور – 1376 – ص 14 ) .
متغيرها بر اساس تعداد ارزش ها با عددي که به آن اختصاص داده مي شود به دو دسته تقسيم مي شود :
الف – دو ارزشي : دو ارزشي به متغيري گفته مي شود که به آن فقط و فقط دو ارزش يا عدد داده مي شود .
ب – چند انديشي : به متغيري گفته مي شود بيش از دو ارزش به آن اختصاص داده مي شود
متغير مزاحم : متغيري است که به صورت فرضي بر پديده هاي مشاهده شده تاثير مي گذارد ولي قابل مشاهده و اندازه گيري و دستکاري نيست و تاثير آن بايستي از طريق تاثير متغيرهاي مستقل و تعديل کننده بر رويدادهاي قابل مشاهده مشخص شود
( همان منبع ، ص 17 ) .
متغير کنترل : به متغيرهايي که تاثير آنها بايد خنثي يا حذف شود متغير کنترل مي نامند.
متغير مستقل : فاکتورهاي موثر بر اثر بخشي روش هاي تدريس فعال .
متغير وابسته : سودمندي روش هاي آموزش با مسائل ديني از ديدگاه معلمين ( مرد و زن ) مقطع ابتدايي .
متغير مزاحم : نبود عدم انگيزه – تنبيه – تشويق – ترس از شکست ، عدم آشنايي از مسائل ديني – عدم وسايل و امکانات آموزشي .
متغير کمي : سن بين 6 تا 10 سال .
متغير کيفي : روش هاي آموزشي و ديني اخلاقي .
دو انديشي : جنس مرد و زن .
چند انديشي : روش هاي آموزشي ديني و اخلاقي .
متغير کنترل : پيشرفت تحصيلي .
تعريف واژه ها : ( عملياتي )
کيفيت آموزشي : به کارايي موثر و کاربردي ويژه اي که از طريق آموزش نتيجه مي شود بين مي گردد .
ارزيابي مستمر : بررسي مداوم و آگاهي مستمر از روند چگونگي آموخته هاي يادگيرندگان در آموزش اطلاق مي شود .
الگوهاي از پيش تعيين شده : به مجموعه روش هاي پيش ساخته قبلي در آموزش و يادگيري گرفته مي شود که معلمان در آن و در ساخت و تغيير ساخت آن نقش ندارند .
شناخت و آمادگي قبلي : ميزان آمادگي و آگاهي يادگيرندگان در آموزش که قبلا در گذشته آموخته شده است تعريف مي شود در اين پژوهش شناخت و آمادگي قبلي معلمان در سطح ابتدايي سنجيده مي شود .
کميت آموزش : به مجموعه ابزار و امکانات و وسايل آموزشي به صورت آمار و ارقام بيان مي شود گفته مي شود .
آموزش : آموزش يعني برقرار کردن ارتباط بين معلم و دانش آموز که ممکن است به صورت گفتاري ، نوشتاري ، کرداري ، و استفاده از وسايل گوناگون انجام پذيرد ( معظمي – فلاحيان – 1382 ص 17 ) گفته مي شود .
تعريف سن : تعداد سال هاي کاملي است که از زمان تولد خود فرو گذشته است ( اماني ، 1372 ص 42 ) متغير سن در تحقيق به صورت باز پرسيده مي شود که اين متغير به صورت سطح سنجش فاصله اي وارد پاسخنامه مي شود و بر اساس اظهار خود پاسخگو نوشته مي شود .
ميزان اثر بخشي : يکي از ين اصول تنوع در روش تدريس است و دانش آموزان را با موقعيت هاي تازه رو به رو مي کند معلمان از تعيين نقاط قوت و ضعف يادگيري را تشخيص مي دهند برنامه بر حسب مقتضيات منطقه و نوع مدرسه و توانايي شاگردان آگاه و تنظيم مي شود که منجر به پيشرفت تحصيلي معنا دار شدن يادگيري و نفوذ مطالب کشف شده در عميق ترين سطوح يادگيري مي شود نهايتا باعث رشد توانايي هاي بالقوه دانش آموزان مي باشد .
مقدمه :
در عصر حاضر يکي از اساسي ترين نيازهاي بشر نيازمند بودن به آموزش است . تا روش تدريس مناسب وجود نداشته باشد امکان تامين اين نياز بشري وجود نخواهد داشت ، بديهي است که يک روش خوب تدريس و بسيار غني بايد با مسائل اخلاقي و ديني همراه باشد .
روش تدريس به عنوان يک ابزار به معلم قدرت ، اعتماد به نفس و هدف مي دهد ، هميشه او را در محيط تدريس ياري و همراهي مي کند بيش از اين يک معلم موفق با يک روش تدريس مورد ارزيابي قرار گرفته است . به عبارت ديگر دنبال نمودن منظم و مصرانه يک خط مشي و رويکرد از قبل تعيين شده براي هدايت گروهي فراگير برخوردار از نيازها ، علايق ، توانايي فرهنگي – اجتماعي و ديني متفاوت از اجزاء لاينفک يک تدريس موفق و موثر تلقي مي شود .
با اين همه آنچه که در عصر حاضر با آن روبرو هستيم ديدگاه و رويکردهاي کاملا متفاوتي است ، که با توجه به تغييرات عميق و سريعي که در کليه ي زمينه ها اتفاق افتاده است به وجود آمده است .
بيش از هر چيزي ، نگاه انساني و ديني و علمي به فراگير و نيازهاي و برنامه ريزان و متخصصين تعليم و تربيت را به اين رويکرد سوق داده است که انتخاب و اجراي روش تدريس معين در جهت هدايت و تدريس يک گروه واحد ، ولي ناهمگن و نامتجانس علمي و پسنديده نيست .( ريچارد و راجرز ، 2001 )
به عبارت ديگر سيستم آموزشي ما الزاما و اجبارا نمي تواند مستقل از تغييرات و تحولات چند دهه ي اخير ، عمل نمايد و با تعصب و کوته بيني سنت تدريس را در فرم و شکل گذشته ي خود حفظ کرده است .
يادگيري هميشه و الزاما بطور صد در صد وابسته به روش تدريس مناسب نيست ، به عبارتي تنها عامل يادگيري موفق انتخاب روش تدريس نيست بلکه يادگيري مي تواند از عوامل بسيار متعدد ديگري ، نظير تفادت فردي ، ميزان انگيزه ميل به يادگيري ، مسائل ديني و اخلاقي ، برنامه ريزي درست و منطقي ، تجربه هاي فردي و ده ها عامل ديگر متاثر مي باشد .
روش هاي تدريس نوعا از خاصيت القايي و تحميلي برخوردارند ، يعني اينکه يک روش تدريس سعي در القاء خود به جمعي دارد که ندرتا از خصوصيات ويژگي هاي هماهنگ و تقريبا يکسان ، برخوردار است . ناهمگوني گروه هاي انساني با توجه به فرايندهايي همچون جنس ، سن ، انگيزه ، فرهنگ ، مليت ، مذهب ، تجربه ، علاقه و استعداد عميق تر گشته و لذا اين متغيرها ، تاثير شگرف خود در شکل دهي شخصيت آنها و ايجاد تفاوت هاي فردي در ميان آنان باقي مي گذارد .
با پيشرفت جوامع و انباشت تدريجي دانش ، انتقال مهارت ، فنون کار و زندگي اجتماعي و انديشه ها به ديگران بيش از پيش اهميت يافت و ادامه حيات جامعه بدان وابسته شد .
از اين رو ضرورت وجود نهادي که انتقال مسائل ديني و اخلاقي و فرهنگي به نسل جديد را به عهده بگيرد به خوبي احساس مي شد که اين شرايط آموزش و پرورش شکل گرفت زيرا اين نهاد مي توانست در کنار خانواده وظيفه انتقال دانش را به صورت رسمي از طريق مدارس به آيندگان انتقال دهد .
هدف آموزش و پرورش رسمي براي زندگي آينده دار راه يادگيري موثر و مفيد است .
مفهوم تدريس :
تعدد تعاريف (teaching ) حاکي از تلاش چشمگير صاحب نظران براي شناخت آن است ، شايد بتوان گفت که حاصل تامل ده ها متفکر در اين باره آن بوده است که جستجوي تعريف واحد کمتر مورد تاکيد باشد . تفاوت در عرصه ي نظري ( مفهوم پردازي ) منجر به تفاوت در عرصه علمي ( معلمي کردن ) . پذيرش تفاوت هاي نظري کم و بيش پذيرش تفاوت علمي را در پي داشته است و به همين دليل برخي صاحب نظران از انواع تدريس هاي خوب سخن به ميان آورده اند .
از تدريس تعاريف مختلفي ارائه شده است . به طور تاريخي و در بين عامه مردم تدريس با ابلاغ يا افاضه (limparting) دانش يا مهارت هم خون شده است . در بين خواص ، از تدريس تعريف هاي ديگري ارائه مي شود . گيج ، تدريس را هر شکلي از ارتباط بين الاشخاصي مي داند که منظور از آن تغيير روش هايي است که ديگر افراد مي توانند يا مي خوانند بدان روش ها رفتار کنند .
ايرون وهانتر تدريس را يک جريان تعامل مي دانند که در شکل ابتدايي گفتگوي کلاس درس را در بر مي گيرد و بين معلم و شاگردان رخ مي دهد و طي فعاليت هاي کاملا تعريف شده به پيش مي رود .
کلوئر تدريس را فعاليت بين الاشخاص که معطوف به يادگيري است و توسط يک يا چند نفر به انجام مي رسد دانسته است .
رابرتسون از تدريس به معناي فعاليت تعهد آور همراه با قصدي که موجب يادگيري در ديگري مي شود ياد کرده است . از اين چند تعاريف چند نکته اساسي را مي توان استناج کرد که براي درک مفهوم تدريس مفيد ، نخست ، آنکه تدريس يک فعاليت است مي توان شاهد تدريس بود و آن را به عنوان يک واقعيت مشاهده کرد . نيازي نيست براي استناج آن به سراغ يادگيري رفت و در عين حال تعريف را دچار دور بودن چنان که کلوئر مي گويد نخواهد تاکيد رابرتسون بر فعاليت يا جريان بودن تدريس حکايت از همين ويژگي دارد .
( راهنماي کاربردي روش هاي نوين تدريس : دکتر احمديان ، محمد – انتشارات آينه چاپ اول ص 129 )
دوم: اينکه تدريس يک فعاليت بين الاشخاص بدان معني است که تدريس تعامل بين يک معلم و يک يا چند دانش آموز را در تعامل هاي جريان تدريس اغلب از نوع کلامي هستند و در عين حال دو سويه (bidirectional ) انجام مي شود البته کلامي و دو سويه بودن تدريس به معناي آن نيست که تدريس محدود به حضور مشارکت کنندگان در يک موقعيت يا امکان است . با بهره گيري از فناوري امکان حضور با فاصله معلم و شاگرد مهيا شده و شکلي از تدريس پديد آمده است که تدريس الکترونيکي نام دارد .
سوم : آنکه تدريس تعهدي است براي آنکه تدريس اتفاق بيفتد مجموعه اي از هدف ها يا هدفي وجود دارد کلوئر مي گويد که تدريس معطوف به يادگيري است .
( مجله گام توسعه در آموزش ص 49 )
روش تدريس :
روش در مقابل واژه لاتيني ” متد ” بکار رفته است و واژه متد در فرهنگ فارسي معين و فرهنگ انگليسي به فارسي آريانپور به روش ، شيوه راه طريقه ، طرز و اسلوب معني شده است بطور کلي راه انجام دادن هر کاري را روشن گويند . و روش تدريس نيز عبارتست از : راه منظم ، با قاعده و منطقي براي ارائه درس . ( صفوي ، امان الله ، روند تکويني و تطبيقي تعليم و تربيت جهاني در قرن بيستم ص 91 ، 1378 ).
تدريس عبارتست از انتقال دانش ، ورزاندن در يک مهارت و آموزش دادن است ( جي اف تلر ، ترجمه بازرگان 1384 ، ص 12 ) .
روش تدريس رابطه نزديکي با اهداف و غايات مصرح برنامه درسي دارد روش تدريس به فرايندهاي تدريس و يادگيري اشاره دارد که طي آن متعلم با مهارت ها و دانش هاي ويژه اي که در برنامه درسي کنجانده شده است آشنا مي شود ، در مدرسه روش هاي تدريس در حکم ابزارها و راهکارهايي محسوب مي شوند که معلم آنها را به منظور کمک به شاگردان براي انجام تجربه ، کسب تسلط در مهارت يا فرايندي در فراگيري حيطه اي از معرفت بکار مي رود و روش هاي تدريس در صورتي که موثر و کارآمد باشد به غايت مطلوب منتهي خواهد شد .
(گوتک ترجمه پاک سرشت 1386 ، ص 15 ).
جان کرلمن روش را اينگونه تعريف کرده است : نظام تربيتي که با کمک آن معلم عوامل تربيت را براي اثر نهادن بر انسانها به خدمت مي گيرد . تا تغييرات يا نتايجي را ايجاد کند ، وي در روش تدريس پنج عنصر ضروري را تشخيص داده است ؛
1- هدف يا غرض و مقصود ويژه آموزش
2- مقدمه اي که درس خاصي را به آموخته ها يا تجارب قبلي مرتبط مي سازد
3- محتوا يا چيزي که جوهر و موضوع درس را تشکيل دهد
4- خلاصه درس به منظور تقويت يادگيري ويژه
5- ارزشيابي به منظور آنکه معلوم شود متعلم به هدف خاص يادگيري دست يافته است يا نه ؟
( همان منبع ص 15 )
روش تدريس در مکاتب مختلف فلسفي :
ايده آليسم يا پندار گرايي :
ايده اليسم که واقعيت را ذاتي و روحي يا تمثلي تلقي مي کند يکي از کهن ترين ، دير پاترين نظام هاي فکري بشريت است (گوتک ، ترجمه پاک سرشت 1386،ص22) . اين مکتب که گاهي اصالت تصور يا پندارگرايي ناميده مي شود پديده ها را بر اساس ايده آل يا آنچه روح و تصور نسبت داده مي شود تغيير و توجيه مي کند و عقل و ذهن يا روح را مقدم بر ماده مي داند . ( همان منبع ص 45 )
روش هاي تدريس :
لوئيس آنتزرير عنوان ذهن يا روح روش چنين مي نويسد : روش ايده آليسم در مقابله با روش آزمايشي در پراگمانيسم و روش سازمان دادن حقايق در رئاليسم روش واحدي نيست از نظر ايدئاليسم وجود يک روش علمي يا روش فلسفي مورد ترديد مي باشد ايدئاليستها از روش ديالکيتک استفاده مي کنند اما روش هاي ديگري مانند روش منطقي ، روش معمول در زيباشناسي ، روش بکار بردن مجاز ، روش آزمايشي و ديگر روش ها را براي توسعه معاني و کشفيات خود بکار مي برند و ذهن از نظر آنها در هر وضع و شرايطي روشي خاص اتخاذ مي کند و در اين باره بر خلاف بدن از آزادي و قدرت ابتکار برخوردار است . ( شريعتمداري ، 1379 ، ص 167 )
به عقيده آرمان گرايان ساخت و محيط کلاس درس بايد طوري مرتب و آماده شود که محصلان فرصت هاي کافي با انديشيدن پيدا کنند و در ارزشيابي هاي اخلاقي معيارهاي درستي بکار ببرند و روش هاي تدريس بايد علاوه بر تشويق محصلان ، تفکر آنها را در انتخاب موضوع هاي تفکر نيز راهنمايي کنند و نيز فرصت هايي فراهم آورند که محصلان معرفت هاي آموخته شان را در حل مسايل اخلاقي و اجتماعي مورد استفاده قرار دهند و نيز تشويق شوند که از ارزش ها و تمدن انساني را بپذيرند. ( اشعاري نژاد ،1383 ،ص397)
مفهوم روش تدريس ايدئاليستي از مفهوم معرفت شناسي اين مکتب اخذ شده است ، فرايند تفکر ذاتا از سنخ بازشناسي است . خودکاوي درون نگرانه ي که طي آن يادگيرنده محتواي ذهن خويش را مورد وارسي قرار مي دهد و در آن حقايقي را مي يابد که به دليل آنکه همگان در آن سهيمند . نماينده حقيقت کلي است که در روح جهان موجود است . (گوتک ترجمه پاک سرشت ، 1386 ، ص 41 ) فروبل از مربيان ايدئاليست بر اصل خود فعالي کودک در جريان تدريس تاکيد مي کند (همان منبع ص 42 ) .
البته منظور از تدريس تنها ارائه اطلاعات به شاگرد نيست بلکه منظور از آن ياري رساندن به شاگرد است تا اطلاعات مزبور را از طريق اعمال نظم و تربيت کليت بخشيده و با معنا سازد و شاگرد نيز بايد اين آگاهي ها را با تجارب قبلي خود پيوند دهد و با معنا سازد . اصولا در نظر يک پندارگر انسان چيزي ياد نمي گيرد بلکه آنها را به خاطر مي آورد يعني يادگيري در نظر او فقط يادآوري بخواهد چيزي به دانش آموز بياموزد بايد ذهن او را برانگيزاند تا تصورات و پندارهاي موجود در ذهن وي زنده شوند . براي اين منظور تقويت نيروي به ياد پسران و ياد آوردن را بسيار مفيد مي دانند و بيشتر از روش هاي حفظي و عقلي استفاده مي کنند. ( راهنماي علمي پژوهش در عمل : قاسمي – پويا – 1383 – ص 53 )
باتلر نيز علاوه بر اينکه روش دياليتک را جزو روش هاي تدريس ذکر مي کند معتقد است که اين روش مخصوصا در موضوعاتي که فکر در آنها دخالت دارد مورد استفاده بيشتر ايدئاليستها مي باشد . به عقيده او بايد روش سخنراني را نيز مورد استفاده قرار داد که اين استفاده بايد در زمينه ارائه حقايق باشد نه انتقال افکار و عقايد (شريعتمداري 379،ص168)
اگر چه روش واحدي را نمي توان براي کلاس درس ايدئاليستي تعيين کرد روش گفت و شنود دياليتک سقراطي مناسب است روش سقراطي فرايندي است که طي آن شخص بالغ ، يعني معلم دست به کار مي شود ، آگاهي متعلم را نسبت به افکار خويش تحريک کند و معلم بايد قادر باشد که به فرايند بحث گروهي اهتمام ورزد تا جوي از علايق گروه پديد آيد که همه دانش آموزان به مشارکت در آن مايل باشند . روش سقراطي مستلزم طرح ماهرانه سوالات از سوي معلم است . با آنکه معلم ايدئاليست از جريان آزاد بحث استقبال مي کند ولي نه اطلاعات غلط را ترغيب مي کند و نه اجازه مي دهد عقايد بي اساس مقصود واقعي مبحث يادگيري را مخدوش سازد (گوتک ، ترجمه پاک سرشت 1386، ص 42 و 43 )
تقليد از الگوها و اسوه ها نيز بخشي از روش تربيتي ايده آليسم را شامل مي شود . دانش آموزان درس هاي ارزشمندي را بر مبناي نمونه ها و الگوهاي شايسته برگرفته از تاريخ و ادبيات و دين و زندگي نامه ، فلسفه اخذ مي کنند و معلم نيز الگوي مداومي است که بايد مظهر کاملي از عالي ترين ارزش ها مي باشد و از ذوق زيبا شناسي بهره مند باشند البته بايد به خاطر داشت که تأسي از ديگران تقليد نيست بلکه شامل بسط خير در زندگاني انسان است ( روش ها و فنون تدريس : دکتر خورشيدي – عباس – انتشارات يسطرون ، 1381 ، ص 315)
رئاليسم يا واقعيت گرا :
رئاليسم نيز همچون ايدئاليسم يکي از ماندگارترين فلسفه هاي غرب است که بر خلاف ايدئاليست ها اظهار مي دارند که اعيان اشياء قطع نظر از آنکه موضوع ادراک ما واقع شوند يا نه ؟ في النفسه وجود دارند (گوتک ترجمه پاک سرشت 1386، ص 48 ) و براي اشياء پديده ها خارج از ذهن و فکر ما واقعيت قائل است وجود آنها را مستقل از ذهن مي داند و اشياء را آنچنان که هستند قبول دارد و از تغيير و تفسير جهان خارج طبق تجربه هاي شخصي خودداري مي کند ( شريعتمداري 1386، ص 145 )
واقع گرايي که در کلاس درس معلم محور است طبعا روش هاي تدريس را پيشنهاد مي کند که تقريبا حالت آمرانه دارند ( شعاري نژاد 1383 ، ص 47 ) .
و درک مفاهيم دقيق و روابط ميان آنها را مهم تلقي مي کند به اين صورت معلم موظف است از دانش آموز بخواهد که حقايق را بسپارد ، مقايسه کند و توضيح دهند همچنين با کشف و تعبير و تفسير روابط ، معاني و مفاهيم تازه اي پيدا کنند ارزشيابي نيز بسيار مهم است و بايد در هر نوع آموزش انجام گيرد و هر نوع يادگيري بر تجربه مستقيم و غير مستقيم خود محصلان مبتني است روش ارائه در منطقي و روانشناختي است و شرطي کردن روش اصلي واقعگرايي است که رفتارگرا هستند (نظريه هاي يادگيري و فراشناختي در فرايند يادگيري و ياد دهي ، فورجيان نادرقلي ، انتشارات 1377 )
از نظر راليستها ذهن بر منزله عاملي است که امور حسي و اطلاعات را جمع آوري مي کند آنها را از يکديگر تفکيک کرده و طبقه بندي مي نمايد و ميان آنها ارتباط برقرار مي سازد . البته اطلاعات درک شده را نبايد به منزله اموري تلقي کرد که يادگيري ايجاد مي کند.( شريعتمداري ، 1379 ، ص 194 ).
در مدرسه رئاليستي تدريس مستلزم آن است که معلم مهارت يا موضوعي را به دانش آموز بياموزد . هر چند که اين مطلب ممکن است اظهار نظر ساده اي جلوه کند ، ولي عمل آموزش را به دقت تعريف و تجويز مي کند . توجه کنيد که در فعاليت تدريس سه عنصر وجود دارد .
معلم مهارت يا موضوع تدريس خود فرد صاحب نظري است ، او از آموزش و پرورش عمومي برخوردار است لذا رابطه موضوع تدريس خود را با ساير حيطه هاي معرفت مي شناسد ، او همچنين حدود صلاحيت خويش را مي داند به اين ترتيب هدف تدريس آن است که معلومات معلم در اختيار شاگرد قرار گيرد . ( روانشناسي يادگيري ، پارسا ،



قیمت: تومان


پاسخ دهید