دانشگاه آزاد اسلامي
واحد کرمانشاه
دانشکده تحصيلات تکميلي
پايان نامه جهت دريافت کارشناسي ارشد رشته تکنولوژي تکنولوژي آموزشي
عنوان:
تأثير راهبردهاي يادگيري خود تنظيم آموزش الکترونيکي بر پيشرفت درس علوم دانش آموزان پا يه سوم ابتدايي
استاد راهنما:
دکتر فرانک موسوي

نگارنده:
فرحناز امامي

زمستان 1393

تقدير و تشکر:
بارالها زبان و ذهنم از حمد و سپاس به درگاهت قاصر است و نمي‌دانم چگونه شکرگزار رحمت و الطافت باشم که به من فرصت عنايت فرمودي تا بتوانم در راه رشد و اعتلاي ذهن که به برکت الطاف بي کرانت نصيبم گشته، نکاتي عرضه بدارم. خدا را شاکرم که در وجودم اين احساس را جلوه گر نمود که بدانم وظيفهي امروز ما تحصيل علم و دانش و تلاش در جهت روشن نمودن زواياي پرپيچ و خم آن است؛ و بايد در راه اين وظيفه خطير با آگاهي پيش روم.
بشر در اجتماع تکامل مي‌يابد و نيازهاي خود را با اجتماع بر طرف مي‌سازد. اين حقير به عنوان نگارنده اين پژوهش از عزيزان و بزرگواراني که در تهيّه منابع و همچنين راهنمايي‌هاي آن‌ها بهره جسته‌ام، نهايت سپاسگزاري را دارم.
بر خود لازم مي‌دانم از استاد راهنماي بزرگوارم سرکار خانم دکتر فرانک موسوي که از راهنمايي‌ها و مساعدت ايشان بهره‌مند شدهام، تقدير و تشکّر نمايم. هم چنين شايسته است از معلمان، مديران و دانش آموزان عزيزي که در تکميل پژوهش، وقت گران‌بهاي خود را در اختيار اينجانب قرار دادند، قدرداني نمايم. اميد است نتايج اين پژوهش بتواند جرقه اي هر چند اندک در روشنايي مسير آموزش کودکان، ايجاد نمايد.
با تشکر فرحناز امامي
تقديم به:
عنوانصفحهتشکر و قدرداني……………………………………………………………………………………………………………………داهدا ……………………………………………………………………………………………………………………………………هـفهرست مطالب……………………………………………………………………………………………………………………..وفهرست پيوست‌ها…………………………………………………………………………………………………………………طفهرست جدول‌ها…………………………………………………………………………………………………………………..طفهرست نمودارها……………………………………………………………………………………………………………………يفهرست شکل ها …………………………………………………………………………………………………………………..يچکيده………………………………………………………………………………………………………………………………….1
فصل اول: کليات پژوهشمقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………..3بيان مسئله………………………………………………………………………………………………………………………….6اهميت و ضرورت انجام پژوهش………………………………………………………………………………………….9اهداف پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………..11فرضيات پژوهش………………………………………………………………………………………………………………..12معرفي متغيرها و تعريف عملياتي آنها …………………………………………………………………………………..13
فصل دوم: ادبيات پژوهشپيش درآمد فصل دوم………………………………………………………………………………………………………….15آموزش الکترونيکي…………………………………………………………………………………………………………….15آموزش حضوري ……………………………………………………………………………………………………………..16مولفه هاي خودتنظيمي ……………………………………………………………………………………………………….18پيشرفت درسي ………………………………………………………………………………………………………………..21پيشينه تجربي در داخل و خارج ايران …………………………………………………………………………………. 2219 21
فصل سوم: روش شناسي پژوهشپيش درآمد فصل سوم…………………………………………………………………………………………………………25نوع و روش پژوهش……………………………………………………………………………………………………………25جامعه آماري …………………………………………………………………………………………………………………….25حجم نمونه و روش نمونه گيري ………………………………………………………………………………………….25متغيرهاي پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………25ابزارهاي اندازه گيري و شيوه اندازه گيري متغيرها ………………………………………………………………….26روايي و پايايي ابزار…………………………………………………………………………………………………………….28روش جمع آوري اطلاعات ………………………………………………………………………………………………..29روش‌ها و ابزار تجزيه و تحليل داده‌ها………………………………………………………………………………….29
منابعمنابع فارسي……………………………………………………………………………………………………………………….40منابع انگليسي……………………………………………………………………………………………………………………..42پيوست……………………………………………………………………………………………………………………..43
چکيده
اين پژوهش با هدف بررسي نقش راهبردهاي يادگيري خود تنظيم آموزش الکترونيکي بر پيشرفت درس علوم پايه سوم ابتدايي انجام شده است. روش انجام اين پژوهش به شکل شبه آزمايشي با طرح پيش آزمون – پس آزمون و با گروه کنترل اجرا مي باشد. جامعه‌ي مورد مطالعه را همه‌ي دانش آموزان دختر پايه‌ي سوم ابتدايي منطقه ماهيدشت در سال تحصيلي94/93 تشکيل مي‌داد. نمونه‌ي پژوهش تعداد 40 نفر از دانش آموزان جامعه‌ي آماري بودند که به شيوه‌ي “نمونه در دسترس” از مدارس منطقه ماهيدشت انتخاب و مورد مطالعه واقع گرديد. در ابتدا از افراد نمونه ي آماري به جهت تعيين ميزان پيشرفت درسي آنان و نيز به منظور همگن سازي افراد مورد مطالعه از نظر متغيرهاي وابسته، پيش آزمون پيشرفت درسي اجرا گرديد. سپس هر دو گروه آزمايش و کنترل به مدت يک ماه و طي 9 جلسه ي آموزشي تحت آموزش به شيوه‌ي يادگيري خودتنظيم آموزش الکترونيکي و آموزش سنتي قرار گرفتند. در انتهاي پژوهش دوباره به شکل پس آزمون، آزمون پيشرفت درسي بر روي افراد مورد مطالعه اجرا گرديد. براي جمع آوري هاي داده‌ها در بخش پيشرفت درسي از آزمون معلم ساخته استفاده گرديد. تجزيه و تحليل داده‌ها نيز در قالب روش‌هاي آمار توصيفي (جدول، ميانگين و انحراف معيار) و آزمون هاي آمار استنباطي (تحليل کوواريانس) صورت گرفت.
واژه هاي کليدي: يادگيري خود تنظيمي، راهبردهاي يادگيري خود تنظيمي، آموزش الکترونيکي ، پيشرفت درسي.

فصل اول
کليات پژوهش
1-1)مقدمه
قرن بيست و يکم به عصر اطلاعات شهرت يافته است(عبادي، 1384). در همين راستا پيشرفت هاي سخت افزاري و نرم افزاري شبکه هاي رايانه اي در امر اطلاع رساني، بستري جديدرا براي آموزش فراهم کرده است. نهضت فناوري اطلاعات1 و ارتباطات2، مقارن با همگاني شدن بهره گيري از پست الکترونيکي3و به ميان آمدن صفحات جهان گستر وب4، انقلاب عظيمي را در همه ارکان جامعه از جمله نظام آموزش و پروش سبب شده است. بحث جامع? اطلاعاتي5 و رسالت آموزش وپرورش در تربيت افراد براي زندگي در اين جامعه و اهميت استفاده از اين منابع در غني سازي محتوا و شکل ارائه اطلاعات به دانش آموزان، توازن جديدي ميان اهداف آموزش جديد و قديم را به کمک فناوري هاي جديد طلب مي کند (پلگرام و لاو6، 2003). اضافه شدن وجه سومي به تعاملات معلم و دانش آموز نياز به مفهوم سازي اين تعاملات پيچيده را دو چندان مي سازد. هيرومي7 (2002) با ذکر سطوح تعاملات در سطح نظام آموزشي سنتي (شامل تعاملات دانش آموز-دانش آموز، دانش آموز-معلم و دانش آموز -محتوا) چارچوبي جديد از اين تعاملات را در محيط يادگيري به کمک کامپيوتر ارائه مي دهد. در آموزش جديد، هدف، بررسي محيط يادگيري به کمک کامپيوتر، با توجه به خصايص يادگيرنده در اين محيط ها است. در محيط يادگيري سنتي، معلم قادر به بازبيني عملکرد دانش آموز و تغيير و تعديل فنون يادگيري متناسب با موقعيت، توانمندي ها و دانش يادگيرنده است. اما در محيط هاي يادگيري جديد، بخشي از مهارت هاي معلم در توليد محتواي همخوان با خصايص دانش آموز و در يک بسته نرم افزاري خلاصه مي شود، که انتظار مي رود به پيشرفت تحصيلي بهتردانش آموز بينجامد.
گفته شده که هر دانش آموز موفق، خود گردان8 نيز هست(کافمن9، 2004). تغيير چارچوب تعاملات در محيط يادگيري به کمک کامپيوتر و انتظاراتي که از يک دانش آموز موفق در اين محيط مي رود، اهميت خود-تنظيمي را به منزل? مشخصه يک دانش آموز موفق دو چندان مي سازد.
در پاسخ به تغييرات کنوني در محيط هاي آموزشي، پگي و شانک (1994) خاطر نشان مي سازند که محيط هاي غني از اطلاعات کنوني، منبع عظيمي از اطلاعات هستند که مي توانند به دانش آموزان در جستجوي اطلاعات از منابع گوناگون، تفکر منتقدانه نسبت به آن چه يافته اند و انتخاب دانش همخوان، کمک کنند. اين ويژ گي هر يادگيرند? خود گردان است که افکار خود توليد شده را به طور منظم براي رسيدن به اهداف مورد نظر به کار گيرد. توجه و علاقه به راهبردهاي يادگيري نتيجه طبيعي تغيير يا دگرگوني در جهت گيري از نظريه هاي “رفتار نگري ” به نظريه هاي “شناختي” است. خود تنظيمي10 را روان شناسان و پژو هشگران شناختي اجتماعي از جمله بندورا11 از دهه1960 مطرح کردند(کديور،1380 ). از ويژگي هاي مشترک ديدگاه هاي گوناگون در اين زمينه همپوشي نسبتاً زياد اين ديدگاه ها با همديگر است. زيمرمن12(1986) يکي از نظريه پردازان نظريه شناختي، اجتماعي راهبردهاي يادگيري خود تنظيمي را نوعي از يادگيري تعريف کرد که در آن يادگيرندگان به جاي آن که براي کسب دانش و مهارت بر معلمان، والدين و يا ديگر متوليان آموزشي تکيه کنند، شخصاَ کوشش هاي خود را شروع و هدايت مي کنند. به عبارت ديگر وي خود تنظيمي در يادگيري را به مشارکت فعال يادگيرنده از نظر رفتاري13، انگيزشي14، شناختي15 و فراشناختي16 در فرايند يادگيري براي بيشينه نمودن يادگيري اطلاق نمود.
عليرغم تنوع و تعدد الگوهاي مفهومي”خود نظم دهي”صاحب نظران در حيطه اتفاق نظر دارند که يادگيري فرايندي فعال و سازنده است. و فراگيران ، بالقوه قادر به مهار و تنظيم فرايند يادگيري هستند(ولترز، پينتريچ و کارابنيک، 2003). آنان مي توانند بر جنبه هاي متفاوت شناخت، انگيزش و رفتار و نيز محيط پيرامون خود، نظارت، نظم دهي و مهار را اعمال نمايند(ولترز،1999). تأکيد الگوهاي خود نظم دهي بر اين مفروضه، بدان معنا نيست که اشخاص، همواره و در هر بافت و موقعيتي، شناخت، انگيزش يارفتار خود را مورد نظارت، تنظيم و مهار قرار مي دهند، بلکه تأکيد بر امکان چنين نظارت، تنظيم ومهارتهايي است و فراگيران بالقوه، توانايي آن را دارند. به همين دليل تمامي الگوهاي خود نظم دهي، تفاوت هاي زيست شناختي، رشدي، بافتي و فردي را مورد توجه قرار مي دهند و تأکيد مي ورزند که هريک از اين عوامل مي تواندفرايند خود نظم دهي را تسهيل و تسريع نمايد يا آن را با موانع مواجه سازد(ولترز و همکاران،2003). پژوهش هاي متعدد نشان از آن داشته است که فراگيران با مهارت هاي بيشتر در خود نظم دهي، تجارب يادگيري خود را فعالانه و از راههايي بسيار متنوع هدايت مي نمايند(شانک و زيمرمن،1994).آنان از راهبردهاي نظارتي مناسبي سود مي جويند و در هر زمان که ضرورت داشته باشد، راهبردهاي يادگيري مورد استفاده را در پاسخ به ملزومات خود، ويژگي هاي تکليف و شرايط محيط تغيير مي دهند (بالتر و واين، 1995؛ زيمرمن،1989 ). تحقيقاتي که در سال هاي اخير انجام شده اند بيانگر اهميت راهبردهاي يادگيري در تسهيل فرايند يادگيري، يادسپاري و يادآوري است و نقش تحول شناختي در استفاده از راهبردهاي يادگيري را نشان مي دهد (انصاري،1376 ). اگر چه استفاده از راهبردهاي يادگيري خود تنظيم ويژگي است که مي تواند در کلي? موقعيت يادگيري به يادگيرنده کمک کند تا بهتر و بيشتر بياموزد؛ ولي به نظر مي رسد که آموزش الکترونيکي اين ويژگي را بيشتر مي طلبد. اين موضوع مبتني بر اين حقيقت است که يادگيري الکترونيکي بيش از آموزش سنتي مبتني بر کلاس درس نيازمند کنترل يادگيرنده بر فرايد يادگيري و خود جهت دهي او در اين فرايند است و به عبارتي قدرت انتخاب بيشتري به يادگيرنده داده مي شود(شانک و زيمرمن،1994 ). مطالع? حاضر نيز با هدف بررسي راهبردهاي يادگيري خود تنظيم آموزش الکترونيکي بر پيشرفت درس علوم پايه سوم ابتدايي طرح ريزي شده است.
1-2)بيان مسئله:
مطالعه عوامل موثر بر پيشرفت تحصيلي، طي سه دهه اخير، بيش از بيش مورد توجه ي متخصصان تعليم و تربيت قرار گرفته است. حساسيت تعليم و تربيت از يک سو، پيچيدگي جهان امروز از سوي ديگر مديران معلمان آگاه تري را طلب مي کند تا زمينه رشد جمعي را فراهم نمايند. امروزه تمرکز آموزش بجاي ارائه برنامه هاي آموزشي يا مديريت رفتار کلاسي به پرورش دانش آموزان با انگيزه و راهبردي تغيير کرده است(پاريس ووينوگراد17،2001).
پيشرفت تحصيلي از اين جهت اهميت دارد که پيشرفت آموزشگاهي در يادگيري اثر داشته و يادگيري آموزشگاهي پيشرفت تحصيلي را تحت تاثير قرار مي دهد و معلم براي افزايش سطح انگيزش دانش آموزان نسبت به يادگيري موضوع هاي مختلف درسي بايد سعي کند تا شرايط يادگيري را بهبود بخشد و کيفيت روش آموزش را افزايش دهد تا از اين طريق دانش آموزان به موفقيت دست يابند و نسبت به توانايي خود در يادگيري اعتماد به نفس کسب کنند(بلوم،1982به نقل از سيف،1379).
طي دو دهه اخير متخصصان تعليم و تربيت به مطالعه عوامل موثر بر پيشرفت تحصيلي به ويژه ((شناخت )) و ((انگيزش)) بيش از بيش توجه کرده اند. يکي از نظريه هايي که اين پژوهشگران در قالب آن مطالعه مي کردند نظريه خودتنظيمي است. چهارچوب اصلي اين نظريه براين اساس استوار است که دانش آموزان چگونه از نظر باورهاي فراشناختي ، انگيزشي و رفتاري يادگيري خود را سازماندهي مي کنند(لنينبرک و پنتريچ:2002).
نظريه شناخت اجتماعي بندروا(1986) براي رشد مدل يادگيري خود تنظيمي چهارچوب نظري مناسبي فراهم کرد بر اساس آن در هر فرد عامل هاي بافتي و رفتارها فرصت لازم را براي کنترل يادگيري دانش آموزان فراهم مي کند(نيکوس و جرج:2005).
خود تنظيمي عبارت است از ” مجموعه اي از افکار، احساسات و اعمال خود توليدي ، که به وسيل? فرد طراحي شده و به طور مداوم و به منظور رسيدن به اهداف مورد نظر تعديل مي شود”(زيمرمن و شانک، 1994)؛ به نقل از مک ماهان و اليور18،2001، ص 1300). ويپ و چارلي 19(2004)در مطالعه موردي خود تنظيمي در محيط يادگيري الکترونيکي به شناسايي تغيير و سازگاري هايي اقدام کردند که دانش آموزان در راهبردهاي خودتنظيمي در اين محيط ها به کار مي گرفتند. دو پژوهشگر در مطالعه خود به اين نتيجه رسيدند که دانش آموزان از راهبردهاي خودتنظيمي متناسب با محيط بهره مي گيرند در راهبردهاي خود تنظيمي مورد استفاده در محيط سنتي مانند خود- بازبيني يا خود مشاهده گري، تغييراتي مي دهند. به عنوان مثال، فرد به جاي يادداشت برداري، تعيين سر فصل ها يا خط کشيدن زير نکات مهم( به منظور سازماندهي و انتقال مواد درسي)از چاپ مواد درسي و خلاصه بحثها، نگارش آفلاين و تنظيم سر فصل ها استفاده مي کند يا به منظور دريافت کمک، به جاي ارتباط هاي چهره به چهره، از پست الکترونيکي يا کمک گرهاي مبتني بر وب ياري مي طلبد. يانگ20 (1993) گزارش مي دهد که سطح مهارت هاي خودتنظيمي در يادگيري الکترونيکي، عامل تأثبر گذار مهمي در ميزان تعامل فرد با محيط يادگيري است. همچنين يادگيري و سپردن آموخته به ذهن از جمله مسائلي است که پيوسته براي دانش پژوهان و دانش آموزان مطرح بوده و تا کنون روشها و راههاي مختلفي براي بهتر يادگرفتن و خوب آموختن از سوي صاحبنظران بيان شده است تجربه نشان داده است که بسياري از دانش آموزان ساعتها مطالعه مي کنند اما نتيجه اي که مي گيرند رضايت بخش نيست و درصد آموخته هاي پايين است اين افراد بعلت بي خبري از روشهاي درست يادگيري و مطالعه کوشش زيادي را براي يادگيري انجام مي دهند ووقت و انرژي زيادي را تلف مي کنند ولي به نتيجه مطلوب دست نمي يابند در صورتي که آنان مي توانستند با استفاده از راهبردهاي صحيح يادگيري و مطالعه مطالب را بهتر و راحت تر يادبگيرند و در امتحانات موفق باشند (کرمي،1381).
اگر چه استفاده از راهبردهاي يادگيري خودتنظيم ويژگي است که مي تواند در کليه موقعيت يادگيري به يادگيرنده کمک کند تا بهتر و بيشتر بياموزد؛ ولي به نظر مي رسد که آموزش الکترونيکي اين ويژگي را بيشتر مي طلبد. اين موضوع مبتني بر اين حقيقت است که يادگيري الکترونيکي بيش از آموزش سنتي مبتني بر کلاس درس، نيازمند کنترل يادگيرنده بر فرايند يادگيري و خود جهت دهي او در اين فرايند است.
وينستاين و مه ير 21 (1986) معتقدند که راهبردهاي يادگيري مناسب براي يک نوع موقعيت يادگيري ممکن است مناسب موقعيت ديگر نباشد. بنابراين، توسعه تحقيقات در مورد يادگيري خود تنظيم به حوزه يادگيري الکترونيکي، از آنجا که در اين محيط قدرت انتخاب بيشتري به يادگيرنده داده مي شود، بسيار مناسب است(شانک و زيمرمن، 1994).
لذا با توجه به ابعاد گسترده آموزش الکترونيکي و تأثيرات فراوان آن بر فرايند يادگيري و اهميت و گسترش هر جه بيشتر آن در مدارس اين مسأله روشن است که در کشور عزيزمان استفاده از اين نوع آموزش و توأم کردن آن با راهبردهاي خودتنظيمي به ندرت صورت مي گيرد و براي گسترش آن بايد اقدامات و پژوهشهاي بيشتري صورت گيرد با توجه به مطالب گفته شده ما در اين پژوهش به دنبال پاسخگويي به اين سؤال هستيم که آيا راهبردهاي يادگيري خودتنظيم آموزش الکترونيکي بر پيشرفت درسي دانش آموزان پايه سوم ابتدايي تأثير دارد؟
1-3) اهميت و ضرورت تحقيق:
با پيشرفت روزافزون دانش و فناوري و جريان گسترده اطلاعات، امروزه جامعه نيازمند آموزش مهارت‌هايي است که با کمک آن بتواند همگام با توسعه علم و فناوري به پيش برود. هدف بايد پرورش انسان‌هايي باشد که بتوانند با مغزي خلاق با مشکلات روبرو شده و به حل آن‌ها بپردازند. به گونه‏اي که انسان‌ها بتوانند به خوبي با يکديگر ارتباط برقرار کرده و با بهره گيري از دانش جمعي و توليد افکار نو مشکلات را از ميان بردارند. امروزه مردم ما نيازمند آموزش خلاقيت هستند که با خلق افکار نو به سوي يک جامعه سعادتمند قدم بردارند (بابايي اربوسرا و همکاران، 1390، ص 27).
روبرو شدن با دنيايي که هر راه حلي، کوتاه مدت است خردمندترين پاسخي را که در ما ايجاد مي کند اين است که بر فرايندي مسلط شويم که به ما اجازه دهد به طور مداوم راه حل هاي حديدي را خلق کنيم، راه حل هايي بر اساس آينده و نه بر اساس گذشته، راه حل هاي ما قدرتمند نخواهد بود که ما را محافظت کنند، بلکه امنيت و کاميابي ما توانايي تسلط اثر بخش بر يک فرايند مداوم خلق راه حل هاي جديد را افزايش مي دهد. به همين دليل امروزه هدف اصلي بسياري از مراکز آموزشي در سراسر جهان ايحاد انگيزه و توانايي يادگيري فعال و خودجوش در دانش آموزان است دانش آموزاني که توانايي کنترل يادگيري خود را دارند و همچنين راه هاي بهتر ياد گرفتن را مي شناسد و در زمينه ي يادگيري داراي انگيزه هستند، در هر محيط و شرايطي براي يادگيري خود برنامه ريزي مي کنند و از منابع موجود به نحو احسن استفاده مي کنند. يکي از ويژگي هاي عمده که پايه و اساس يادگيري خود ساخته به حساب مي آيد برخورداري از راهبردهاي يادگيري خودتنظيمي است.
طي دهه هاي اخير شواهد تحقيقاتي حاکي از آن بوده است که فراگيران خود نظم يافته علاوه بر آگاهي از راهبردهاي يادگيري و بکارگيري اثر بخش آنها از توانايي حفظ ارتقاء سطح انگيزش خود براي انجام رساندين و ظايف تحصيلي حتّي در شرايطي که با تکليف پيچيده و دشوار و يکنواخت و کسل کننده
مواجه مي گردند برخوردار است. شايان ذکر است که انگيرش در طول انجام تکليف مي تواند دستخوش تغيير گردد. رقابت و فعاليت هاي جالب و جذاب تر ناکامي در به انجام رساندن نکاليف دشوار و احساس خستگي و دلزدگي از انجام تکاليف بسيار ساده و يکنواخت هريک مي تواند به نوعي فراگير را از ادامه فعاليت براي اتمام رسانيدن تکاليف تحصيلي باز دارد و يا منجر به کاهش انگيزش او گردد. فراگيراني که بهتر قادرند انگيزش خود را به ادامه کار و به خاتمه رسانيدن وظايف خود در چنين شرايطي حفظ نمايند در امر تحصيل از موفقيت بيشتري برخوردار خواهند شد(ولترز،1999).
لموس(1999) مي گويد خود تنظيمي شامل توانايي فرد در سازماندهي و خود مديريتي رفتارهايش براي رسيدن به اهداف گوناگون يادگيري است دانش آموزان خودنظم ده، فراشناختي هستند و از روش هاي مطالعه و يادگيري خود، آگاهي دارند.
دانش آموزي که بر فرايند يادگيري و عوامل مؤثر و موانع يادگيري خود نظارت مي کند، در واقع، از فراشناخت استفاده کرده است. از آن جا که دانش آموزان از لحاظ نظارت شخص در يک سطح نيستند، معلمان براي فراشناختي تر شدن دانش آموزان لازم است اين باور را در دانش آموزان ايجاد کنند، زيرا يادگيري، عملي هشيارانه، هدفمند و مستلزم تلاش و کوشش فراوان است(ولترز،1999).
آموزش الکترونيکي واژه چند وجهي است که چنين تعريف مي شود: آموزش و يادگيري به کمک رايانه، معمولاً با اتصال به شبکه حهاني، فراهم آوردن فرصت يادگيري بدون محدوديت زماني و مکاني(فراگستر). به عبارتي آموزش و يادگيري الکترونيک شباهتي به ساير روش هاي آموزشي ندارد اما همگان معتقدند که اين روش آموزش داراي همان ارزش و کيفيت حتي بيش از تجربه هاي کلاس درسي است. آموزش و يادگيري الکترونيکي به دليل ويژگي هاي برجسته، تجربه اي است که به دريافت و کسب مهارت ها و دانش هاي جديد بر خلاف شيوه هاي جاري منجر مي شود. در کلاس هاي ارتباط مستقيم (آنلاين) يادگيري به صورت غير فعالانه با خواندن متون، گوش کردن به قطعات شنيداري، ديدن بخش هاي ترسيمي را خواهيم داشت، حال آن که يادگيري فعالانه يعني “تعامل کلامي” در اين روش جاي خود را به نوشتن ، فرستادن اي ميل و گفتگو کردن داده است. اغلب فراگيران در اين روش آموزشي، ارتباط مستقيم، در امر يادگيري مستقل و خودگردان هستند و معمولاً در زمينه هاي خود خواسته و براي برآوردن نيازهايي از قبيل اطلاعات و دانش در زمينه کاري که به آن ها محول شده است، حتي سرگرمي يا تأمين نيازهاي درون خانواده به اين روش روآورند(اکبري،1389).
با اين توضيحات اهميت و ضرورت انجام پژوهش حاضر به روشني مشخص مي گردد. از يک سو خودتنظيمي در يادگيري مطرح است که در واقع شيوه ي چگونه ياد گرفتن را در فرد نشان مي دهد و فرد با استفاده از آن مي تواند زمينه يادگيري بهينه اي براي خود فراهم سازد. و از طرف ديگر آموزش الکترونيکي در يادگيري مطرح است که در واقع مجموعه اي از تکنولوژي هاي چند رسانه اي، فرارسانه اي و ارتباطات از راه دور است که
باعث شکوفايي و باروري اقتصادي فرهنگي و آموزشي کشور را فراهم مي کند. لذا شناخت شرايط و ويژگي هاي گوناگون حاکم بر اين دو مؤلفه ي تأثير گذار در يادگيري دانش آموزان در هر مقطع آموزشي و شرايط زماني و مکاني براي افراد و هم چنين شناسايي راه هايي که پيشرفت درسي را در بر مي گيرد از اهميت بسزايي برخوردار است که در اين اينجا پيشرفت درسي در مقطع ابتدايي با استفاده از راهبردهاي يادگيري خود تنظيم آموزش الکترونيکي مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
1-4)اهداف پژوهش:
به اعتقاد زيمرمن و پونز(1988) راهبر د هاي يادگيري خود تنظيم در يادگيري داراي زير مجموعه هايي هستند که مي توان آن ها را شامل اين زمينه ها دانست: خودتنظيمي رفتاري، خود تنظيمي انگيزشي، خود تنظيمي شناختي و خود تنظيمي فرا شناختي.
حال در اين پژوهش اهداف اصلي و اهداف فرعي بر اساس همين مؤلفه ها تدوين گرديده است.
هدف اصلي
بررسي تأثير راهبردهاي يادگيري خودتنظيم آموزش الکترونيکي بر پيشرفت درسي علوم سوم پايه سوم ابتدايي
اهداف فرعي پژوهش
* تعيين ميزان تأثير راهبردهاي يادگيري خودتنظيم آموزش الکترونيکي بر پيشرفت درس علوم دانش آموزان مورد مطالعه
* تعيين ميزان تأثير راهبردهاي يادگيري خودتنظيم آموزش الکترونيکي بر يادگيري مفاهيم دانشي درس علوم در دانش آموزان مورد مطالعه
* تعيين ميزان تأثير راهبردهاي يادگيري خودتنظيم آموزش الکترونيکي بر يادگيري مفاهيم درکي درس علوم در دانش آموزان مورد مطالعه
* تعيين ميزان تأثير راهبردهاي يادگيري خودتنظيم آموزش الکترونيکي بر يادگيري مفاهيم کاربردي درس علوم در دانش آموزان مورد مطالعه
1-5)فرضيات پژوهش
فرضيه هاي اين پژوهش را مي توان به صورت زير بيان کرد:
* راهبردهاي يادگيري خودتنظيم آموزش الکترونيکي بر پيشرفت درس علوم دانش آموزان مؤثر است.
* راهبردهاي يادگيري خودتنظيم آموزش الکترونيکي بر يادگيري مفاهيم دانشي درس علوم در دانش آموزان مؤثر است.
* راهبردهاي يادگيري خودتنظيم آموزش الکترونيکي بر يادگيري مفاهيم درکي درس علوم در دانش آموزان مؤثر است.
* راهبردهاي يادگيري خودتنظيم آموزش الکترونيکي بر يادگيري مفاهيم کاربردي درس علوم در دانش آموزان مؤثر است.
1-6)تعاريف نظري متغير هاي مورد مطالعه:
خودتنظيمي:خود تنظيمي يک توانايي ذهني يا مهارت عملکرد تحصيلي نيست، بلکه يک فرايند خود جهت دهنده است که دانش آموزان توسط آن توانايي هاي ذهني شان را به مهارت تحصيلي منتقل مي سازند(مونتاگو،2008؛ به نقل از شير دل و دبگران،1392،ص 101).
پينتريج(1990) طي تعريف نسبتاجامع، اين نوع يادگيري را فرايند فعال و سازمان يافته اي تعريف مي کندکه طي آن فراگيران، اهدافي را براي يادگيري خود انتخاب کرده سپس سعي مي کند تاشناخت، انگيزش و رفتار خود را تنظيم، کنترل و نظارت نمايند (استفانو22، 2001).
راهبرد هاي يادگيري خود تنظيم در يادگيري داراي زير مجموعه هايي است که مي توان آن ها را شامل اين زمينه ها دانست: خود تنظيمي رفتاري، خود تنظيمي انگيزشي، خود تنظيمي شناختي و خود تنظيمي فرا شناختي که در زير به تعريف هر يک از آن ها مي پردازيم:
خود تنظيمي رفتاري: خود تنظيمي رفتاري به استفاد? بهينه از منابع گوناگون که يادگيري را بيشتر مي سازد، گفته مي شود. اين منابع شامل زمان، مکان، چگونگي کمک گرفتن از منابع در دسترس از جمله معلم، والدين، دوستان، مواد آموزشي و کمک آموزشي است(زيمرمن و پونز، 1988).
خود تنظيمي انگيزشي: خود تنظيمي انگيزشي به کاربرد فعال راهبردهاي انگيزشي که يادگيري را افزايش مي دهد، اطلاق مي شود. اين فراگيران در تمام مراحل يادگيري خود را افرادي لايق، خود کار آمد و مستقل مي يابند.
خود تنظيمي شناختي: خود تنظيمي شناختي به هر گونه رفتار، انديشه يا عمل که هدف آن کمک به فراگيري، سازماندهي و ذخيره سازي دانش و مهارت و سهولت بهره برداري از آن ها در آينده باشد، اطلاق مي شود(واينشاين23 و هيوم24، 1998، به نقل از سيف، 1387).
خود تنظيمي فرا شناختي: راهبرد هاي فرا شناختي نظارتي هستند و در نظارت بر راهبرد هاي شناختي و هدايت آن ها مورد استفاده قرار مي گيرند. اين راهبردها را مي توان در سه دست? راهبرد هاي برنامه ريزي، سازمان دهي، خود آموزي، خود نظارتي و خود ارزيابي مي پردازند(به نقل از مصطفايي،1387).
آموزش الکترونيکي:عبارت است از ارائه مطالب درسي يا هر نوع اطلاعات توسط وسايل الکترونيکي که اين وسايل مي تواند صوتي، ويديو يا وب بيس25 يا هر وسيل? ديگري باشند(گنجعلي زاده،1389).
هر گاه اطلاعات از يک نقطه به نقطه اي ديگر و يا از آموزش دهنده به آموزش گيرنده از طريق الکترونيکي رد و بدل شد به آن آموزش الکترونيک اطلاق مي شود.
پيشرفت درسي: :اتکينسون1 و همکاران(1998)پيشرفت درسي راتوانايي آموخته شده يا اکتسابي حاصل از دروس ارائه شده يا به عبارت ديگر، توانايي آموخته شده يا اکتسابي فرد در موضوعات آموزشگاهي مي دانندکه به وسيل? آزمون هاي استاندارد شده، اندازه گيري مي شود(سيف، 1384).
شعاري نژاد (1375) درباره پيشرفت درسي مي گويد: “پيشرفت درسي، معلومات يا مهارت هاي اکتسابي عمومي يا خصوصي در موضوع هاي درسي است که معمولاَ به وسيل? آزمايش ها يا نشانه ها و يا هر دو که معلمان براي دانش آموزان وضع مي کنند، اندازه گيري مي شود”.
تعاريف عملياتي متغيرهاي مورد مطالعه:
خود تنظيمي:در اين پژوهش منظور از خودتنظيمي نمره اي است که هر دانش آموزدر پاسخ به پرسشنام? خودتنظيمي(MSLQ)به دست مي آيند که شامل?? عبارت در دو بخش باورهاي انگيزشي و راهبردهاي يادگيري خودتنظيمي (راهبردهاي شناختي و فراشناختي) تنظيم شده است. خرده مقياس راهبردهاي يادگيري خودتنظيمي شامل ?? عبارت بوده و سه وجه از خودتنظيمي تحصيلي يعني راهبردهاي شناختي،راهبردهاي فراشناختي و رفتاري(مديريت منابع ) را مي سنجد.
خودتنظيمي رفتاري : در اين پژوهش منظور از خودتنظيمي رفتاري، نمره اي است که هر دانش آموز در پاسخ به پرسشنامه (MSLQ) که در آن به خرده مقياس هاي کنترل، نظم دهي، تلاش و پشتکار کسب مي کند که در پرسشنامه عبارت هاي 30،31،36،40، را شامل مي شود.
خودتنظيمي شناختي: در اين پژوهش خودتنظيمي شناختي عبارت است از نمره اي که هر دانش آموز به 13 عبارت از پرسشنامه، که راهبرد شناختي را در بر مي گيرد که شامل عبارت هاي 26، 27، 29، 31، 32، 33، 34، 37، 39، 42، 44، 45، 47، کسب مي کند.
خودتنظيمي فراشناختي: در اين پژوهش خودتنظيمي فراشناختي عبارت است از نمره اي که دانش آموزان از عبارت هاي 28، 35، 38، 41، 43، 46، مربوط به پرسشنامه (MSLQ) کسب مي کنند.
خودتنظيمي انگيزشي: در اين پژوهش خودتنظيمي انگيزشي عبارت است نمره اي که دانش آمور در پاسخ به سؤالات پرسشنامه (MSLQ) که شامل چهار جزء خودکارآمدي شامل عبارت هاي 2، 6، 9، 10، 12، 14، 19، 21، 22؛ جهت گيري هدف شامل عبارت هاي 1، 4، 11، 16، 24؛ ارزشگذاري دروني شامل عبارات 5، 8، 17، 20؛اضطراب امتحان شامل عبارات 3، 7، 13، 15، 18، 23، 25 را کسب مي کند.
آموزش الکترونيکي: در اين پژوهش عبارت است از محتواي الکترونيکي که در قالب يک بست? نرم افزاري آموزشي که شامل تصوير، انيميشن، فيلم و صوت ساخته شده از چهار فصل کتاب علوم پايه سوم ابتدايي.
پيشرفت درسي:
نمره اي است که هر فرد از افراد جامعه آماري از طريق آزمون درس علوم در پايان اين پژوهش به دست مي آورند.
پيشرفت درسي در سطح دانش:مجموع نمره اي است که دانش آموزان جامعه آماري در پاسخ به ده سؤال اول (1 تا 10)کسب مي کنند.
پيشرفت درسي در درک و فهم : مجموع نمره اي است که افراد جامعه آماري در پاسخ به ده سؤال دوم (11تا 20) کسب مي کنند.
پيشرفت درسي در سطح کاربرد: مجمع نمره اي است که افراد جامعه آماري در پاسخ به ده سؤال سوم (21تا 30) کسب مي کنند.
فصل دوم
ادبيات و پيشينه پژوهش
2-1)پيش درآمد فصل دوم:
در ادامه اين فصل، به تشريح مباني نظري مربوط به متغيرهاي مورد نظر پژوهش (خود تنظيمي، راهبردهاي يادگيري، آموزش الکترونيکي، آموزش حضوري، پيشرفت درسي،) خواهيم پرداخت و نظرات متخصصين حوزه هاي مورد نظر را به تشريح، صحبت خواهيم نمود. در پايان فصل نيز پيشينه‌ي تحقيقاتي موضوع پژوهش حاضر را در دو بخش داخل و خارج کشور مطرح خواهيم نمود.
2-2)آموزش الکترونيکي:
“يادگيري الکترونيکي؛ يادگيري است که در محيط شبکه به وقوع مي پيوندد و در آن مجموعه اي از تکنولوژي هاي چندرسانه اي، فرارسانه اي و ارتباطا ت از راه دور به خدمت گرفته مي شود. يادگيري الکترونيکي نوعي يادگير ي است که در محيط اينترنت صور ت گرفته و با بهره گيري از تکنولوژ ي هاي شبکه تسهيل مي شود. يادگيري الکترونيکي از طريق ابزارهاي الکترونيکي و بهره گيري از ارتباط شبکه اي صورت مي گيرد(زارعي زوارکي،1384،ص 2).
در اين راستا، مدارس الکترونيکي طراحي شد که از ابزارهاي الکترونيکي مانند: رايانه و اينترنت براي آموزش در مدرسه استفاده مي کند، تا با ايجاد شرايطي مناسب، زمينه شکوفايي و باروري اقتصادي فرهنگي و آموزشي کشور را فراهم سازند. مدارس الکترونيکي به مدارسي گفته مي شود که شامل مدارس هوشمند و مدارس مجازي مي باشند. يادگيري الکترونيکي نشان دهنده “اکولوژي يادگيري 26″ نوين و در حال تغيير در ساختار نهادهاي آموزشي ما و تغيير در نحوه مفهوم سازي و تجربه يادگيري و آموزش است. مسلماً؛ بايد نگرشي جديد داشت و در عين حا ل به آرما نهاي آموزشي خود نيز توجه کرد، با اين ديدگاه ، ويژگي هاي منحصر به فرد يادگير ي الکترونيکي آشکار خواهد شد(عطاران، 1383،ص 235).
يادگيري از راه دور اين راهكار اساساً مبتني بر قواعد آموزش سنتي و نيازمند حضور معلم و افزار آموزشي (كتاب، نوار، ويدئو و …) است. اين ايده داراي قدمت فراواني است كه اولين بار در سال 1978 در فنلاند اجرا شد (منتظري،1381).
اين نوع آموزش مي تواند بصورت آموزش مجازي، نيمه حضوري و يا مکاتبه اي باشد. يادگيري الکترونيکي آموزش براساس كامپيوتر ياد گيرندگان مي‌توانند به كمك آموزش‌هايي كه كامپيوتر به آن ها مي‌دهد با سرعت شخصي خود مهارت‌ها و كاربردهاي ويژه‌اي را بياموزند. اين يادگيري كه به صورت انفرادي صورت مي‌پذيرد مستلزم پاسخدهي آشكار و ديگري فعال يا مواد يادگيري است. آموزش براساس كامپيوتر بسيار انعطاف ‌پذير است به كمك آن مي ‌توان اهداف سطوح مختلف را آموزش داد بعضي برنامه‌هاي آموزش به كمك كامپيوتر مفاهيم تازه را آموزش مي‌دهد و برنامه‌هاي ديگر نرم افزاري كامپيوتري كودكان را تشويق مي ‌كنند كه در خلال كار با رايانه ، دانش آموز بر فرايند يادگيري خويش نظارت داشته ، و با آگاهي از مهارت هاي فراشناختي مي تواند مديريت راهبردهاي انگيزشي و شناختي را به دست گيرد و از منابع بيروني( زمان، تعامل با ديگران وكمك طلبي ) را براي رسيدن به اهداف آموزشي بهر ه مند شو د(نيامي و ليونن،2010)27.
استفاده از فناوري ها ي نوين در آموزش سنتي ، به افزايش اثربخشي يادگيري مي ان جامد : از جمله تغييرات ايجاد شده در آموزش ها ي سنتي تلفيق شده با فناوري مي توان از تغيير نگرش دانش آموزان، افزايش مشاركت و تعامل وهمچنين بالا رفتن اعتماد به نفس دانش آموزان ياد كرد(دامنز،2003)28.
2-2-1)آموزش برخط: يادگيري الكترونيكي، يادگيري اينترنتي، يادگيري شبكه‌اي، يادگيري مجازي و كلاس درس مجازي نيز نام گرفته است اين نوع آموزش بعنوان استفاده از اينترنت براي دسترسي به مواد يادگيري، تعامل با محتوا، معلم و ساير يادگيرندگان و دريافت حمايت در ضمن فرايند، يادگيري، به منظور كسب دانش، ساختن معني شخصي و آموختن از تجربه يادگيري تعريف شده است (سيف،1387).
” ويژگي هاي آموزش الکترونيکي در يک نگاه اجمالي، عبارتند از :
* جدايي يادگيرنده از ياد دهنده از نظر فيزيکي.
* دخالت يک سازمان آموزشي در فرايند يادگيري-ياددهي.
* استفاده از فناوري هاي جديد به ويژه فناوري هاي ارتباطي.
* امکان ارتباط دو جانب? ميان يادگيرنده و ياددهنده توسط سازمان آموزش دهنده با استفاده از فناوري ارتباطات.
* نبود کلاس هاي يادگيري جمعي منظم و تأکيد بر آموزش فردي و مطالع? مستقل.
* تقسيم فعاليت هاي مربوط به فرايند يادگيري-ياددهي بر پاي? مشارکت.
* نبود يا کم بودن ارتباط چهره به چهرهو فيزيکي.
* رفع موانع سنتي آموزش هم از لحاظ زماني و هم از لحاظ مکاني و منطبق کردن آن با اصل تفاوت هاي فردي و فراهم کردن زمين? يادگيري.
2-2-2)مزايا و ضرورت هاي آموزش الکترونيکي:
وجود ويژگي هاي منحصر به فرد در آموزش الکترونيکي در دهه هاي اخير موجب افزايش تقاضاي يادگيرندگان و مراکز ارائه خدمات آموزشي براي بکارگيري اين روش آموزشي شده است(نصيري،1385).
مزاياي زير بخشي از جذابيت هاي استفاده از آموزش الکترونيکي است:
مزاياي آموزشي:
• نداشتن محدوديت مکاني
• نداشتن محدوديت زماني
• محدود نبودن ظرفيت پذيرش
• در نظر گرفتن استعدادهاي فردي
• گسترش فرهنگ يادگيري مستقل
• استفاده از استادان مجرب در حوزه هاي گسترده تر جغرافيايي و تعداد دانشجويان
• امکان تطبيق و بهينه سازي کلاس ها، تمرينات و مشاوره با نياز هاي فردي
• انعطاف پذيري در اصلاح يا تغيير محتوا
• افزايش سرعت آموزش
مزاياي غير آموزشي:
• کاهش ترافيک
• کمک به حفظ محيط زيست
• کاهش آلودگي هاي هوايي و صوتي
• کاهش نياز به فضاي کالبدي(نصيري، 1385،ص 6).
2-2-3)معايب آموزش الکترونيکي
علي رغم ويژگي هاي اعجاب انگيز و انکار ناپذير آموزش الکترونيکي، منتقدان آن نقطه ضعف هايي نيز براي آن مطرح کرده اند که البته بخشي از موارد مطرح شده به مرور تا حدودي برطرف شده است.
1. مشکل براوزر29 (نرم افزاري که امکان دسترسي وب در زمان اتصال به اينترنت را به وجود مي آورد) که گاهي باعث ايجاد مشکل در نمايش وب مي شود.
2.کمبود سرعت انتقال اطلاعات و صوت و گرافيک که امکان دارد آموزش از اين ناحيه دچار مشکل شود(برزگر ومرادي13).
2. دوري از ارتباطات جمعي در آموزش يکي از معايب مطرح شده براي آموزش الکترونيکي است که اين موضوع با گسترش کاربرد ويدئو کنفرانس ها و آموزش هاي جمعي و روش هاي آموزشي گروهي مبتني بر وب تا حد زيادي برطرف شده است.
3.يکي ديگر از معايبي که براي آموزش هاي از راه دور از جمله آموزش هاي الکترونيکي بر شمرده مي شود، فقدان ارتباط چهره به چهره است که البته در آموزش الکترونيکي با پيشرفت تکنولوژي، اين عيب تا حد زيادي ير طرف شده و ارتباط چهره به چهره يکي از ويژگي هاي آموزش الکترونيکي امروزي است.
وابستگي بيش از حد به تکنولوژي يکي ديگر از مواردي است که منتقدان براي آموزش الکترونيکي مطرح کرده اند. بايد توجه کرد که هر روش آموزش متکي بر عناصر خاص خود مي باشدو با توجه به نوع و سطح تکنولوژي هاي امروزي اين وابستگي در ذات آموزش الکترونيکي وجود دارد که روز به روز نيز تشديد مي شود اين وابستگي همانند وابستگي آموزش هاي سنتي به

انسان مي باشد. با اين همه نبايد از نظر دور داشت که آموزش الکترونيکي قابليت ها و کاربردهاي خاص خود را دارد که بايد در جايگاه مناسب مورد توجه قرار گيرد (نصيري،1385).
2-2-4)ضرورت هاي آموزش الکترونيکي
علاوه بر موارد پيش اعم از مزايا و معايب آموزش الکترونيکي و با توجه به گسترش اي تي30 و اي سي تي31 و کاربري هاي اينترنت و به هم پيوستگي جهاني و استفاد? گسترد? مراکز آموزشي و دانشگاه هاي دنيا از اين روش آموزشي و به عبارت ديگر وجود نيروهاي کشش و فشار، ضرورت بازنگري در تکنولوژي هاي آموزشي و به کار گيري تکنولوژي هاي نوين را در آموزش اجتناب ناپذير مي سازد.
تمايل يا تقاضاي روز افزون براي تحصيلات دانشگاهي و توجه بيش از بيش به آموزش در کشور از يک طرف و جذابيت ها و قابليت هاي آموزش مبتني بر وب از طرف ديگر، نيرو هاي کشش براي توجه به آموزش الکترونيکي را به وجود مي آورند و لزوم ورود به عرص? ارتباطات و استفاده وسيع از فناوري اطلاع رساني در آموزش و پژوهش و هم چنين به کارگيري فناوري هاي جديد و پيشرفته براي رسيدن به سرعت بيشتر در دستيابي به اهداف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و علمي براي افزايش سهم کشور در توليد دانش و کاهش فشارهاي هزينه اي تشکيل دهنده، نيروهاي فشار براي انتخاب تکنولوژي مبتني بر وب در آموزش است(همان،ص8).

2-2-5)آموزش حضوري:
اين نوع آموزش، آموزشي است که اکثر ما با آن آشنايي داريم چرا که اکثر قريب به اتفاق حداقل يکبار اين نوع آموزش را تجربه کرده ايم و ولفک (20054) در تعريف آن چنين بيان مي کند که فعاليتي است از طرف مدرس، که به منظور آسان نمودن يادگيري، برنامه ريزي مي شود و يک ارتباط متقابل بين مدرس و فراگير برقرار است.
2-2-6) مشخصات آموزش حضوري:
?- نقش معلم به عنوان محور اصلي ارائه محتواي آموزشي است
?-نگرش عمده به آموزش ها و مهارت هاي فردي است
?-در برخي موارد، تبديل شدن روحيه رقابت به حسادت در فراگيران، از ايراداتي است که به اين نوع آموزش وارد است.
?-منابع آن غالباً محدود و در حد چند کتاب مي باشد.
?- محدوديت در برگزاري کلاس از جمله محدوديت در مکان و زمان ?-فرهنگ کتاب و قلم بر اين نوع آموزش( اسلاوين، 2006).
2-3)ياد گيري خود تنظيمي:
يکي از عوامل مهم که ممکن است در پيشرفت تحصيلي اثر گذار باشد، عامل خود تنظيمي است32.
پينتريج (1990) طي تعريف نسبتاً جامع، اين نوع يادگيري را فرآيند فعال و سازمان يافته اي تعريف مي کند که طي آن فراگيران اهدافي را براي يادگيري خود فراهم کرده سپس سعي مي کنند تا شناخت، انگيزش و رفتار خود را تنظيم، کنترل و نظارت نمايند(ليي،200833).
خود تنظيمي نقطه ي ثقل کار کرد مؤثر در زمينه هاي کنترل تکانه ، مديريت زمان و مقابله با فشار رواني است (مورتاگ وتاد34،2004).
انگيزش شناخت و فراشناخت، از اجزاي اصلي مدل هاي خود نظم دهي و يادگيري خود نظم بخشي هستند(زيمرمان و مارتيزپونز35،1986) و به نظر مي رسد که طبق نظريه زيمرمان و همکاران(1986) اساس خود تنظيمي آن است که چگونه دانش آموزان از نظر فراشناختي ، انگيزشي و رفتاري، يادگيري را در خود سامان بخشند. زيمرمان (1995) در مورد رابطه ي فراشناخت و خود تنظيمي، عقيده دارد خود تنظيمي دانش آموزاني که دچار شکست تحصيلي



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید