دانشگاه آزاد اسلامي
واحد تهران مرکزي
دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي
پايان‌نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد”M.A”
گرايش: مديريت ورزشي
عنوان:
مقايسه متغيرهاي شناختي ـ انگيزشي دانش‌آموزان ورزشكار
و غيرورزشكار دوره دوم متوسطه شهرستان تبريز (93-1392)
استاد راهنما:
دكتر زينت نيک آيين
استاد مشاور:
دكتر عبدالرضا امير تاش
پژوهشگر:
علي سلطاني
تابستان 93
تقديم به:
پدر و مادر مهربانم؛ كه چگونه زيستن را به من آموختند.
به همسر فداکار و مهربانم و فرزندان عزيزم ساراي و اميررضا كه صبورانه مرا در اين راه همراهي نمودند.
و
به همه اساتيد گرانقدري كه دلسوزانه چراغ راه هدايت گشته‌اند.
سپاسگزاري:
خداي قادر مطلق را به خاطر نعمات بيكرانش، به ويژه تعمت فراگيري علم و معرفت و اينكه به من ياري عطا فرمود تا بتوانم اين دوره از تحصيل را با موفقت به پايان برسانم، شاكر و سپاسگزارم. باز به رسم ادب از تمام عزيزيان و سروران گرامي كه در مراحل مختلف پايان‌نامه مرا مرهون لطف و عنايت خويش قرار دادند، صميمانه قدرداني مي نمايم و از خداوند متعال موفقيت آنها را خواستارم باشد كه بتوانم ذره‌اي از زحمات بي دريغشان را جبران نمايم. مخصوصاً از استاد عاليقدرسرکار خانم دكتر زينت نيک آيين به عنوان استاد راهنما كه در كمال تواضع و سخاوت علمي خود سهم ارزنده‌اي در انجام بهينه و هر چه دقيقتر اين پژوهش داشته‌اند و با كمال درايت مرا از علم خويش مستفيض فرمودند. همچنين از جناب آقاي دكتر عبدالرضا امير تاش كه در هر فرصتي با نهايت صبر و حوصله راهنماييهاي خردمندانه‌شان بهره‌مندم مي فرمودند، صميمانه تشكر و قدرداني مي نمايم، از كليه اساتيد دانشمند و بزگواري كه مرا در كسب علم و دانش از درياي بيكران درجات علمي خود بهره‌مند نمودند، و همچنين برادر بزرگوارم و خواهرارجمندم که هيچ وقت مرا تنها نگذاشتند. وكليه همكاران عزيز و گرامي كه در اين مدت مشوق و ياريگر من بودند، مخصوصاً همكاران محترم دبيرستان دهخدا شهرستان تبريز(ناحيه 5) بي نهايت سپاسگزارم و براي اين بزرگواران از درگاه ايزد منان، توفيقات روزافزون همراه با عزت و افتخار خواستارم.
تعهد نامه اصالت پايان نامه کارشناسي ارشد
اينجانب علي سلطاني دانش آموخته مقطع کارشناسي ارشد نا پيوسته به شماره دانشجويي 910578622 در رشته مديريت ورزشي که در تاريخ 31/06/93 از پايان نامه خود تحت عنوان: مقايسه متغيرهاي شناختي – انگيزشي دانش آموزان ورزشکار وغير ورزشکار دوره ي متوسط شهرستان تبريز 93-92 با کسب نمره…………………………. و درجه……………………دفاع نموده ام بدينوسيله متعهد مي‌شوم:
1- اين پايان نامه حاصل تحقيق وپژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده ودر مواردي که از دستاوردهاي علمي وپژوهشي ديگران(اعم از پايان نامه، کتاب، مقاله و……..) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رويه‌هاي موجود، نام منبع مورد استفاده وساير مشخصات آن را در فهرست ذکر ودرج کرده ام.
2- اين پايان نامه قبلاً براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي(هم سطح،پايين تر يا بالاتر) در ساير دانشگاه‌ها ومؤسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3- چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و…. از اين پايان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4- چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را بپذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط ومقررات رفتار نموده ودر صورت ابطال مدرک تحصيلي ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگي:
تاريخ وامضاء:
بسمه تعالي
در تاريخ 31/06/93
دانشجـوي کارشناسي ارشد آقاي / خانم علي سلطاني از پايان نامه خود دفـاع نمـوده و بـا نمـره ……….. بحـروف…………………………. و بـا درجـه ………….. مورد تصويـب قـرار گرفت.
امضاء استاد راهنما
بسمه تعالي
دانشکده تربيت بدني و علوم ورزشي
(اين چکيده به منظور چاپ در پژوهش نامه دانشگاه تهيه شده است)
نام واحد دانشگاهي: تهران مرکزي کد واحد: 101کد شناسايي پايان نامه: 10121402922053عنوان پايان نامه: مقايسه متغيرهاي شناختي – انگيزشي دانش آموزان ورزشکار وغير ورزشکار دوره ي متوسط شهرستان تبريز 93-92نام و نام خانوادگي دانشجو: علي سلطاني
شماره دانشجويي: 910578622
رشته تحصيلي: مديريت ورزشيتاريخ شروع پايان نامه: 02/11/92
تاريخ اتمام پايان نامه: 31/06/93استاد / استادان راهنما: دکتر زينت نيک آيين
استاد / استادان مشاور: دکتر عبدالرضا اميرتاشآدرس و شماره تلفن: تبريز-خيابان دارايي دوم ميدان کاه فروشان سازماني استخر شهيدمدنيچکيده پايان نامه:
هدف كلي پژوهش حاضر مقايسه متغيرهاي شناختي ـ انگيزشي دانش‌آموزان ورزشكار و غيرورزشكار دوره متوسطه مي‌باشد، که شامل متغيرهايي از قبيل اهداف پيشرفت، باورهاي هوشي، ارزش تكليف و تلاش مورد ارزيابي قرار گرفت.
جامعه آماري اين پژوهش شامل کليه دانش‌آموزان دوره متوسطه نواحي پنجگانه آموزش و پرورش شهرستان تبريز در سال تحصيلي 1393 – 1392 که تعداد آنها (70276 = N ) نفر مي‌باشد. نمونه آماري بر اساس فرمول کوکران و بر حسب جنس، و گروه (ورزشکار190نفر و غير ورزشکار190نفر) که از طريق نمونه‌گيري تصادفي طبقه‌اي نسبتي انتخاب شده‌اند (380= n) نفر مي‌باشد، ابزارسنجش اين پژوهش3 پرسشنامه استاندارد الف- اهداف پيشرفت، ميدلتن و ميگلي (1997) ب- باورهاي هوشي و تلاش از پرسشنامه استاندارد دوپي رات و مارين (2005ج- ارزش تکليف از پرسشنامه استاندارد پنتريچ و همکاران (1991) استفاده گرديد. و ضريب پايايي کلي پرسشنامه 8/0=? مي‌باشد. جهت تجزيه و تحليل داده‌ها از بسته نرم‌افزار SPSS نسخه 15، و بهره‌گيري از آمار توصيفي، مثل درصد فراواني، ميانگين، جدول توزيع فراواني، نمودار و آمار استنباطي T مقايسه ميانگين‌هاي دو گروه مستقل استفاده شد. و نتايج حاصل نشان داد که: دانش‌آموزان ورزشكار و غيرورزشكار در اهداف پيشرفت، باورهاي هوشي، ارزش تكليف و تلاش با يكديگر تفاوت معني‌داري دارند و اهداف پيشرفت،باورهاي هوشي،ارزش تکليف وتلاش دانش‌آموزان ورزشكار بيشتر از دانش‌آموزان غيرورزشكار است. دانش‌آموزان ورزشكار دختر و پسر در اهداف پيشرفت، باورهاي هوشي، ارزش تكليف و تلاش با يكديگر تفاوت معني‌داري ندارند.
کليد واژه‌ها: اهداف پيشرفت، باورهاي هوشي، تلاش، ارزش تکليف و دانش‌آموزان ورزشکار و غيرورزشکار نظر استاد راهنما براي چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است تاريخ و امضاء:
مناسب نيست
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کليات تحقيق
مقدمه2
1.1.بيان مسأله4
2.1. اهميت وضرورت مسأله……………………………………………………………………………………………………………………….8
3.1. اهداف تحقيق……………………………………………………………………………………………………9
4.1. فرضيه‌هاي تحقيق10
5.1.حدود تحقيق11
6.1.تعاريف عملياتي متغيرها و واژه‌هاي کليدي11
1.6.1. اهداف پيشرفت11
1.1.6.1. اهداف تبحري12
2.1.6.1. اهداف رويکرد – عملکرد12
3.1.6.1. اهداف اجتناب – عملکرد12
2.6.1. باورهاي هوشي12
1.2.6.1. باورهاي هوشي افزايشي13
2.2.6.1. باورهاي هوشي ذاتي13
3.6.1. تلاش13
4.6.1. ارزش تکليف14
7.1.روش تحقيق……………………………………………………………………………………………………………………………………….14
8.1. قلمرو تحقيق………………………………………………………………………………………………………………………………………14
9.1. جامعه آماري و حجم نمونه………………………………………………………………………………………………………………….14
10.1. محدوديت تحقيق……………………………………………………………………………………………………………………………..15
فصل دوم: مباني نظري وپيشينه تحقيق
1.2 . مباني نظري تحقيق18
1.1.2. روانشناسي ورزشي و روند شکل‌گيري آن18
2.1.2. رويکرد شناختي – اجتماعي دوئک20
3.1.2. اهداف پيشرفت21
1.3.1.2. نظريه‌هاي مربوط به اهداف پيشرفت23
2.3.1.2. عوامل مؤثر بر اهداف پيشرفت26
4.1.2 باورهاي هوشي29
1.4.1.2. شكل گيري باورهاي هوشي30
2.4.1.2. عوامل مؤثر بر باورهاي هوشي33
5.1.2. درگيري انگيزشي33
6.1.2 تعريف انگيزش و اهميت آن در فعاليتهاي ورزشي35
1.6.1.2. تعريف انگيزش35
2.6.1.2. انگيزش پيشرفت36
7.1.2. نظريه دست يابي به هدف براي افزايش انگيزه دانش‌آموزان در تربيت بدني36
1.7.1.2.وظيفه‌گرايي38
2.7.1.2. خودگرايي39
3.7.1.2. عوامل مؤثر بر فضاي انگيزشي در تربيت بدني40
8.1.2. نظريه‌هاي مربوط به عملكرد ورزشي42
2.8.1.2. نظريه افتراقي42
2.1.8.2. نظريه كاركردگرايي42
3.8.1.2. نظريه تعامل43
4.8.1.2. نظريه انتخاب عقلاني44
5.8.1.2 . نظريه رفتار برنامه ريزي شده45
2.2. پيشينة تجربي تحقيق48
1.2.2. تحقيقات خارجي48
2.2.2. تحقيقات داخلي50
فصل سوم: روش شناسي تحقيق
1.3. روش تحقيق55
2.3.جامعه آماري55
3.3. حجم نمونه و روش اندازه‌گيري56
4.3. ابزار جمع آوري اطلاعات56
5.3. روش تجزيه تحليل داده ها61
فصل چهارم: يافته‌ها
1.4. بخش اول: اطلاعات توصيفي64
1.1.4. گروه64
2.1.4. جنسيت65
3.1.4. توزيع پراكندگي اهداف پيشرفت در دانش‌آموزان مورد مطالعه66
4.1.4. توزيع پراكندگي باورهاي هوشي در دانش‌آموزان مورد مطالعه67
5.1.4. توزيع پراكندگي ارزش تكليف در دانش‌آموزان مورد مطالعه68
6.1.4. توزيع پراكندگي نمره‌هاي تلاش در دانش‌آموزان مورد مطالعه69
2.4. بخش دوم: اطلاعات استنباطي70
فصل پنجم:بحث و نتيجه گيري
1.5. نتيجه گيري79
2.5. پيشنهادات85
1.2.5. پيشنهادات برخاسته از تحقيق85
2.2.5. پيشنهادات براي تحقيقات آتي87
فهرست منابع 88
پيوست‌ها92

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول2. 1 .ديدگاه شناختي – اجتماعي19
جدول2.2 . اصول TARGET براي ايجاد فضاي انگيزشي وظيفه گرا يا خودگرا41
جدول1.3. ضريب آلفاي کرونباخ پرسشنامه‌هاي استاندارد60
جدول1.4. اطلاعات جمعيت شناختي مربوط به گروه64
جدول2.4 . اطلاعات جمعيت شناختي مربوط به جنسيت65
جدول3.4. توزيع پراكندگي اهداف پيشرفت66
جدول4.4. توزيع پراكندگي باورهاي هوشي67
جدول5.4. توزيع پراكندگي ارزش تكليف68
جدول6.4. توزيع پراكندگي تلاش69
جدول7.4. اطلاعات مربوط به آزمون تي تفاوت بين اهداف پيشرفت دانش‌آموزان ورزشکار و غيرورزشکار70
جدول8.4. اطلاعات مربوط به آزمون تي تفاوت بين باورهاي هوشي دانش‌آموزان ورزشکار و غيرورزشکار71
جدول9.4. اطلاعات مربوط به آزمون تي تفاوت بين ارزش تکليف دانش‌آموزان ورزشکار و غيرورزشکار72
جدول10.4. اطلاعات مربوط به آزمون تي تفاوت بين تلاش دانش‌آموزان ورزشکار و غيرورزشکار73
جدول11.4. اطلاعات مربوط به آزمون تي تفاوت بين اهداف پيشرفت دانش‌آموزان دختر وپسر ورزشکار74
جدول12.4. اطلاعات مربوط به آزمون تي تفاوت بين باورهاي هوشي دانش‌آموزان دختر وپسر ورزشکار75
جدول 13.4. اطلاعات مربوط به آزمون تي تفاوت بين ارزش تکليف دانش‌آموزان دختر وپسر ورزشکار76
جدول14.4. اطلاعات مربوط به آزمون تي تفاوت بين تلاش دانش‌آموزان دختر وپسر ورزشکار77
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار1.2. خلاصه باورهاي هوشي32
نمودار2.2. مدل تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده46
نمودار3.2. مدل تحليلي نظريه رفتار برنامه ريزي شده47
نمودار1.4. توزيع جمعيت آزمودني‌ها بر حسب گروه64
نمودار2.4. توزيع جمعيت آزمودني‌ها بر حسب جنسيت65
نمودار3.4. نمودار هيستوگرام مربوط به اهداف پيشرفت66
نمودار4.4. نمودار هيستوگرام مربوط به باورهاي هوشي67
نمودار5.4. نمودار هيستوگرام مربوط به ارزش تکليف68
نمودار6.4. نمودار هيستوگرام مربوط به تلاش69

فصل اول
کليات تحقيق

مقدمه
آموزش و پرورش به مثابه، يک سازمان رشد يابنده، هميشه در طول تاريخ مورد توجه بوده است. وظيفه اصلي نظام آموزشي، تأمين و تربيت نيروي انساني متخصص و کارآمدي است که در زمينه‌هاي گوناگون اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، راه را براي توسعه پايدار و شکوفايي اقتصادي و اجتماعي هموار سازد.
نيل به اين اهداف درنظام آموزشي، مستلزم برنامه‌ريزي دقيق ، مديريت و رهبري افراد لايق و کارداني است که بتوانند برنامه‌ها را با موفقيت اجرا کنند، از آنجائيکه فرآيند آموزش و پرورش با انسان سروکار دارد و چون انسان موجودي پيچيده است، از اين رو نظام آموزشي و کارورزان آن به ايفاي دشوارترين و پر مسئوليت‌ترين وظايف اجتماعي اشتغال دارند، چرا که تربيت انسان با در نظرگرفتن کليه ابعاد و ويژگي‌هايش نياز به سازماندهي اصولي و علمي و کارشناسانه دارد.
تربيت بدني بخشي از تعليم و تربيت عمومي است که ممکن است با فعاليت‌هاي متنوع و دامنه وسيع برنامه‌هايش به صورت روزافزون، عاملي تقويت‌کننده و ياري‌رسان باشد، که سيستم آموزش و پرورش هر جامعه‌اي در راه رسيدن به اهدافش از آن برخوردار است. رفتار دانش‌آموزان به ويژه رفتارهاي عاطفي و اجتماعي، فيزيکي آنها در اثر ارتباط و تعامل مداوم با والدين و دوستان و عوامل محيطي شکل مي‌گيرد. در اين مراحل، اگر روشهاي صحيح تعليم و تربيت مبتني بر اصول علمي ناشي از علوم مختلف مانند روان‌شناسي در تربيت بدني، به کار گرفته شود مي‌توان اميدوار بود که دانش‌آموزان در ابعاد مختلف به رشد مطلوب دست يابند. در اين ميان بخش اعظم يادگيري‌هاي مختلف حرکتي، اجتماعي و تربيتي دانش‌آموزان به واسطة بازي و فعاليت‌هاي جسماني حاصل مي‌شود به عبارتي ديگر بازي و ورزش به عنوان يکي از شکل‌هاي تماس اجتماعي، ضمن پرورش قواي فيزيکي، به تربيت و يادگيري قواي عقلاني و تربيتي نيز کمک مي‌کند.عملکرد دانش‌آموزان در زمين ورزشي وفعاليت بدني يک مسئله مهم براي پژوهشگران آموزشي مي‌باشد.توسعه ورزش در مدارس نه تنها مي‌تواند باعث سلامت بدني و رواني شود، بلکه علت نشاط وشادي در جامعه و بهبود عملکرد آموزشي در حوزه‌هاي ديگر است. عوامل انگيزشي يکي از فاکتورهاي موثر بر عملکرد دانش‌آموزان، و تفاوت‌هاي فردي يکي از موضوعات مهم در انگيزش افراد است (جمشيدي و همکاران،1391).
دانش‌آموزان غير ورزشکار و بدون فعاليت، بدون پذيرش هر گونه تعهد اجتماعي، داراي استرس و اضطراب بالا، ريشه هر نظام آموزشي را سست خواهد کرد. لذا توجه روزافزون به بخش تربيت بدني مدارس آموزش و پرورش باعث تشکيل خيل عظيمي از جمعيت سالم، پرتلاش، متعهد و هدفدار، خواهند شد و براي دستيابي به اين امر مهم بايد برنامه‌ريزي‌هاي دقيق، اصولي و کاربردي و روانشناسانه در بخش تربيت بدني مدارس انجام گيرد (محرم زاده، مهرداد، 1376).
در نتيجه با توجه به اهميت موضوع، پژوهشي با عنوان مقايسه متغيرهاي شناختي ـ انگيزشي دانش‌آموزان ورزشکار و غيرورزشکار شهرستان تبريز انتخاب شده است که در صدد دستيابي به علل و عوامل ـ انگيزشي دانش‌آموزان در پرداختن به فعاليت‌هاي بدني و درنهايت ورزشکار شدن آنها مي‌شود.

1.1. بيان مسأله
امروزه عملکرد دانش‌آموزان در زمينه ورزش و فعاليت‌هاي جسماني مقوله‌اي مهم و مورد توجه دست‌اندرکاران تعليم و تربيت است بهبود ورزش در مدارس، نه تنها موجب سلامت روح و جسم فراگيران مي‌شود بلکه نشاط جامعه و بهبود عملکرد تحصيلي فراگيران در ساير زمينه‌ها را نيز همراه خواهد داشت. گرايش به تربيت بدني و ورزش از جمله مسائلي است که در سالهاي اخيرمورد توجه دانشمندان تربيتي و اجتماعي قرار گرفته است. گرايشهاي ورزشي دانش‌آموزان وسيله مناسبي براي رشد و تعالي بخشيدن به شخصيت آنها است. از طرف ديگر گرايش فزاينده به ورزش1 و عملکردهاي ورزشکاران باعث پيدايش مسائل و موضوعات اجتماعي، روانشناسي و حتي سياسي شده است.
يکي از رويکردهاي مهم در تعيين رابطه ميان عوامل انگيزشي و شناختي با پيامد تحصيلي و عملکرد که در دو دهه گذشته توجه زيادي به خود جلب کرده رويکرد شناختي و اجتماعي دوئک2 ميباشد. مفاهيم کليدي اين رويکرد را: 1- باورهاي هوشي و2- اهداف پيشرفت تشکيل مي‌دهند، دوئک در اين رويکرد باورهاي هوشي را به باور هوشي افزايشي و باور هوشي ذاتي3 تقسيم کرده و توضيح داده است که باور هوشي افزايشي به اين مطلب اشاره دارد که هوش، کيفيتي انعطاف‌پذير و قابل افزايش است و دانش‌آموزاني که باور افزايشي دارند بر بهبود مهارتهايشان تاکيد دارند، و تا حد امکان براي غلبه بر ناکاميها و شکست‌هاي گذشته تلاش مي‌کنند. در مقابل، باور هوشي ذاتي به اين مطلب اشاره دارد که هوش کيفيتي ثابت و غيرقابل افزايش است و دانش‌آموزان با باور هوشي ذاتي براي رسيدن به اهدافشان و غلبه بر مشکلات، حداقل تلاش را به خرج مي‌دهند (رستگار و همکاران، 1390).
کاربرد نظريه اهداف پيشرفت در محيط‌هاي ورزشي نيز کاملاً تاييد شده است، در همين راستا محققان کلاس درس مانند (آمزوآرکر1988، نيکولز4 1984 و 1989، هاشمي 1387 ) بيشتر از دو دهه از نظريه دست‌يابي به هدف، براي بررسي انگيزة دانش‌آموزان استفاده کردند. اخيراً اين نظريه در زمينه تربيت بدني نيز بررسي شده است. اگر چه اين نظريه به چند دهة قبل ارائه شده است، اما کار نيکولز(1989، 1984) اين نظريه را پيشرفت داد و به محققان تربيتي معرفي کرد. (هاشمي، 1387)
در واقع تحقيقات اخير در تاکيد نظريه نيکولز نشان داده است که واقعيت اجتماعي تجربه ورزشي به نوع جهت‌گيري هدفي آن، وابسته است و نوع تعبير از پيشرفت ورزش تحت تاثير مجموعه‌اي از ادراکات، نگرشها و باورهاست (جمشيدي، 1385).
اين نظريه يكي از برجسته ترين و كامل ترين چارچوبها براي ادراك انگيزش پيشرفت و بخصوص انگيزش در حيطه هاي آموزشي و مهارتي است (كاپلان و فلوم5،2010).
نظريه ي ارائه شده توسط دويك (1986) و نيكولز (1984) جهت گيري هاي خاص موقعيتي هستند كه تمايل براي ترقي، رشد، اكتساب دانش و يا نشان دادن شايستگي خود در يك بافت ويژه را نشان مي‌دهند (ويساني و همکاران 1391).
دوئک بر دو نوع هدف توجه دارد: اهداف تبحري، و اهداف عملکردي دانش‌آموزاني که اهداف عملکردي را انتخاب مي‌کنند درصدد نشان دادن تواناييهاي خود به ديگران و به دست آوردن قضاوتهاي مطلوبند.
براي مثال استيپک ورابرتز6 در تحقيقي نشان دادند ورزشکاران جوان هم اهداف تبحري و هم اهداف عملکردي را انتخاب مي‌کنند و درک آنها از موفقيت و شکست به درکشان از توانايي ابراز شده بستگي دارد همچنين اين تحقيق نشان داد بطور کلي براساس نظريه اهداف پيشرفت تعامل سه عنصر اهداف پيشرفتي، توانايي درک شده و رفتار پيشرفتي انگيزش افراد را تعيين مي‌کنند(حجازي و همکاران، 1387). همچنين (ويست و بوچر، شفارد، 1989، هاشمي 1387) در پژوهش خود به اين نتيجه رسيدند که ورزش در افزايش پيشرفت تحصيلي و نمرات دانش‌آموزان تأثير فراواني دارد. ايدسمور7 (1963، 1961) در پژوهش خود دريافته است که دختران و پسران بسکتباليست در امتحانات مدرسه‌اي خود به معدل بالايي دست يافته‌اند و شافر و آرمر8 (1968) ضمن کنترل متغيرهاي هوش و برنامه درسي، پژوهشي را در مورد پيشرفت تحصيلي دو گروه از دانشجويان ورزشکار و غيرورزشکار انجام دادند، در اين مقايسه روشن شد که سطح پيشرفت تحصيلي دانشجويان ورزشکار بالاتر از دانشجويان غير ورزشکار است (هاشمي، 1387).
به عقيده لنين برينگ و پنتريچ9 (2003) درگيريهاي انگيزشي، شناختي و رفتاري دانش‌آموزان در رويارويي با تکاليف، با اهداف پيشرفت آنها توجيه مي‌شود. بر اين اساس، وجود مولفه‌هاي تلاش و ارزش تکليف به ترتيب بعد رفتاري و انگيزشي درگيري در تکاليف ورزشي را بررسي مي‌کنند. تلاش به عنوان بعد رفتاري درگيري در تکاليف ورزشي بيانگر تمايل فرد در انجام تکاليف و مداومت تا اتمام آن است. ارزش تکليف نيز بعد انگيزشي درگيري است و بيانگر باورهاي دانش‌آموزان در مورد سودمندي، اهميت و ميزان جذابيت تکاليف درس ورزش است (حجازي و همکاران، 1387).
پژوهش‌هاي چندي روابط بين باورهاي هوشي و اهداف پيشرفت را بررسي کردند. براي مثال نتايج برخي از پژوهشها حاکي از روابط مثبت و معني‌داري ميان باور افزايشي هوش و اهداف تبحري است، تحقيق اليوت و مک گريگور10 (2001) روابط بين اهداف تبحري با پيشرفت تحصيلي را تاييد نکرده‌اند و همچنين رابط بين اهداف تبحري با تلاش و ارزش تکليف مثبت و رابطه اهداف رويکرد عملکرد با ارزش تکليف منفي و معنا دار است. همچنين در پژوهشهايي رابطه ميان اهداف اجتناب عملکرد با ارزش تکليف منفي ومعنا دار است (خياباني، 1387).
حال اين سؤال مطرح مي شود که آيا ميان دانش‌آموزان ورزشکار و عضو تيم‌هاي ورزشي با دانش آموزان غير ورزشکار در متغيرهاي اهداف پيشرفت، باورهاي هوشي، ارزش تکليف و تلاش، تفاوتي وجود دارد؟ دليل اين امر که بعضي از دانش آموزان به ورزش متمايل شده و به آن راغب مي‌شوند و در نهايت در آن رشته موفق شده و عده‌اي ديگر از ورزش گريزانند و به آن تمايل نشان نمي‌دهند، مي تواند مربوط به تفاوت در متغيرهاي شناختي انگيزشي باشد؟ آيا متغيرهاي شناختي انگيزشي در تمايل به ورزش و انجام فعاليت‌هاي ورزشي تاثير گذار است؟
2.1.اهميت و ضرورت مسئله
از ضروري‌ترين نيازهاي بشر که جزء شرط‌هاي اصلي بهداشت رواني به شمار مي‌رود، آرامش خاطر، احساس امنيت، شادابي و نشاط است و ورزش يکي از راه‌هاي دست‌يابي به اين امر مي‌باشد. ورزش، از طرفي با ايجاد محيطي فرح‌انگيز و نشاط‌آور و از سوي ديگر با کاستن فشارهاي عضلاني و از بين بردن سستي و کسالت، فشارهاي رواني را مهار و باعث احساس شادي و نشاط مي‌شود، به همين دليل ورزش را رابط جسم و ذهن مي‌نامند (محرم زاده، مهرداد، 1376).
تربيت بدني بخشي از تعليم و تربيت عمومي است که ممکن است با فعاليت‌هاي متنوع و دامنه وسيع برنامه‌هايش، به طور روزافزون، عاملي تقويت کننده و ياري‌رسان سيستم آموزش و پرورش هر جامعه‌اي در راه رسيدن به اهدافش باشد. کارشناسان امور تربيتي معتقدند که کودکان با توجه به شرايط سني در حال رشد فيزيکي و عقلاني بايد از امکانات مناسب و در خور سن خود بهره‌مند باشند تا حس جستجوگري و پويايي در آنها پرورش يابد و ايجاد امکانات تفريحي سالم براي آنان مي‌تواند ذهنيت آنها را براي کسب علوم آماده‌تر کند، دانش‌آموزان با حضور در مراکز تفريحي سالم، انرژي نهفته در وجودشان را از طريق درست، تخليه مي‌کنند و با آرامش روحي و رواني بيشتري به امورات تحصيلي خود مي‌پردازند (مير حسني، 1378).
رفتار کودکان به ويژه رفتارهاي عاطفي، اجتماعي و فيزيکي آنها در اثر ارتباط و تعامل مداوم با والدين و دوستان و عوامل محيطي شکل مي‌گيرد. در اين مراحل، اگر روشهاي صحيح تعليم تربيت مبتني بر اصول علمي ناشي از علوم مختلف روانشناسي و تربيت بدني به كار رفته شود مي توان اميدوار بود كه كودكان در ابعاد مختلف به رشد مطلوب دست يابند (محمدزاده جهتلو،1382).
در ميزان تمايل يا عدم تمايل افراد به ورزش مي‌توان به استعداد آنها در اين زمينه اشاره کرد (شيزنمهالي و همکاران، 1993، واعظ موسوي، مسيبي، 1386) استعداد را اساسا مرکب از 3 عنصر دانستند 1- خصيصه‌هاي فردي که بخشي از آن ارثي است و بخشي ديگر با رشد فرد گسترش مي‌يابد، 2- حيطه فرهنگي که به معناي نظام و قوانيني است که عملکرد‌هاي خاصي را با معني و ارزش تعريف مي‌کند. 3- زمينه اجتماعي که از افراد و نهاد هايي تشکيل شده که تعيين مي‌کنند آيا عملکرد خاصي با ارزش است يا نه؟
لذا مي‌توان به اين نتايج مهم پي برد اينکه دانش‌آموزان چه اندازه استعداد دارند مهم نيست، ما با اين استعداد چه مي‌کنيم آن مهم است. بنابراين استعداديابي در ورزش مدارس مي‌تواند گامي مهم موثر براي شناسايي نيازهاي شناختي- انگيزشي دانش‌آموزان نسبت به ورزش باشد. اگر اين نيازها شناخته شده و به متغيرهاي انگيزشي دانش‌آموزان در قالب فضاي ورزشي، امکانات، دبيران مجرب توجه شود و در بعد فردي به تلاش آنها،اعتقاد و باورهايي که براي رسيدن به موفقيت دارند ارزش قائل شده و بها داده شود، مطمئنا خواهيم توانست نسل ورزشکار وبا اراده ومصمم که در زمينه تحصيلي و ورزشي موفق باشند تربيت نماييم.در اين راستا به دليل اهميت متغيرهاي شناختي- انگيزشي بر عملکرد دانش‌آموزان همواره يکي از جهت گيري‌هاي پژوهشگران بررسي تاثير فعاليت‌هاي ورزشي و تربيت بدني بر متغيرهاي مذکور مي‌باشد.
3.1. اهداف تحقيق
هدف کلي تحقيق مقايسه متغيرهاي شناختي – انگيزشي دانش‌آموزان ورزشکار و غير ورزشکار دوره ي دوم متوسطه دبيرستانهاي شهرستان است که اهداف جزئي ذيل را دنبال مي‌کرد:
– مقايسه ي بين اهداف پيشرفت دانش‌آموزان ورزشکار و غيرورزشکار
– مقايسه ي بين باورهاي هوشي دانش‌آموزان ورزشکار و غير ورزشکار
– مقايسه ي بين ارزش تکليف دانش‌آموزان ورزشکار و غير ورزشکار
– مقايسه ي بين تلاش دانش‌آموزان ورزشکار و غير ورزشکار
– مقايسه ي بين اهداف پيشرفت دانش‌آموزان دختر و پسر ورزشکار
– مقايسه ي بين باورهاي هوشي دانش‌آموزان دختر و پسر ورزشکار
– مقايسه ي بين ارزش تکليف دانش‌آموزان دختر و پسر ورزشکار
– مقايسه ي بين تلاش دانش‌آموزان دختر و پسر ورزشکار
4.1.فرضيه‌هاي تحقيق
فرضيه کلي : دانش‌آموزان ورزشکار و غير ورزشکار در متغيرهاي شناختي – انگيزشي با يکديگر تفاوت معني‌داري دارند.که فرضيه‌هاي جزيي زير را دنبال مي‌کند.
فرضيه هاي اختصاصي:
1- دانش‌آموزان ورزشکار و غير ورزشکار در اهداف پيشرفت با يکديگر تفاوت معني‌داري دارند.
2- دانش‌آموزان ورزشکار و غير ورزشکار در باور‌هاي هوشي با يکديگر تفاوت معني‌داري دارند.
3- دانش‌آموزان ورزشکار و غير ورزشکار در ارزش تکليف با يکديگر تفاوت معني‌داري دارند.
4- دانش‌آموزان ورزشکار و غير ورزشکار در تلاش با يکديگر تفاوت معني‌داري دارند.
5- دانش‌آموزان دختر و پسر ورزشکار در اهداف پيشرفت با يکديگر تفاوت معني‌داري دارند.
6- دانش‌آموزان دختر و پسر ورزشکار در باورهاي هوشي با يکديگر تفاوت معني‌داري دارند.
7- دانش‌آموزان دختر و پسر ورزشکار در ارزش تکليف با يکديگر تفاوت معني‌داري دارند.
8- دانش‌آموزان دختر و پسر ورزشکار در تلاش با يکديگر تفاوت معني‌داري دارند.
5.1.حدود تحقيق
حدود اين پژوهش شامل کليه دانش‌آموزان ورزشکار و غير ورزشکار دوره دوم متوسطه نواحي پنجگانه آموزش و پرورش شهرستان تبريز در سال تحصيلي 1393-1392 مي‌باشد.

6.1. تعاريف عملياتي متغيرها و واژه‌هاي کليدي
متغيرهاي مورد بررسي در اين پژوهش عوامل شناختي – انگيزشي که شامل متغيرهاي: اهداف پيشرفت، باورهاي هوشي، تلاش و ارزش تکليف مي‌باشد که دراين بخش به تعاريف مفهومي و عملياتي اين متغيرها مي‌پردازيم.
1.6.1. اهداف پيشرفت11
اهداف پيشرفت بيانگر دلايل و مقاصد فرد براي درگير شدن در تکاليف تحصيلي است (دوئک ولگت،1986، براتن، واسترمسو،2003 رستگار،1385). اهداف پيشرفت(تبحري، رويکرد، عملکرد، و اجتناب – عملکرد)
تعريف عملياتي: اهداف پيشرفت(تبحري، رويکرد، عملکرد، و اجتناب – عملکرد)در اين پژوهش به وسيله پرسشنامه استاندارد که توسط( ميدلتن و ميگلي1997، نقل از رستگار،1385) تدوين شده است. اندازه گيري مي شود.
اهداف پيشرفت شامل سه مؤلفه
1.1.6.1. اهداف تبحري12
به اهدافي اطلاق مي‌گردد که در آن فرد بر سخت‌ کوشي و پذيرش خطاها به عنوان عنصري از يادگيري، ايجاد مهارتهاي جديد، فهم دقيق مطالب و توجه به فرايند يادگيري متمرکز است(دوئک، 1988، ريان و پنتريچ13،1997، خياباني 1381).
2.1.6.1. اهداف رويکرد – عملکرد14
به اهدافي گفته مي‌شود که در آن توجه به کسب نمرات بالا، بهتر از ديگران عمل کردن و دريافت پاداش متمرکز است (ريان و پنتريچ، 1997، دوئک و، 1988، رستگار، 1385).
3.1.6.1. اهداف اجتناب – عملکرد15
به اهدافي گفته مي‌شود که در آن توجه فرد به بدست آوردن قضاوتهاي مثبت از طرف ديگران و با هوش جلوه دادن خود جهت اجتناب از تنبيه معطوف است (ريان و پنتريچ، 1997، رستگار 1385).
تعريف عملياتي:در اين پژوهش به وسيله پرسشنامه‌اي که توسط (ميدلتن و ميگلي1997، رستگار،1385) تدوين شده است، اندازه گيري مي‌شود.
2.6.1. باورهاي هوشي16
به باورهاي فرد در مورد توانايي هوش خود به عنون يکي از فعاليت‌هاي ذهني اشاره دارد و شامل دو نوع باورهاي هوشي ذاتي و افزايش است.
1.2.6.1. باورهاي هوشي افزايشي17
به باورهاي اشاره دارد که در آن فرد هوش خود را کيفيتي مهارپذير، قابل کنترل و انعطاف‌پذير مي‌داند که مي‌توان آنرا به شيوه‌هاي گوناگون مانند کسب تجربه، تلاش فردي و بهبود مهارت‌هاي يادگيري افزايش داد (دوئک، 1988).
2.2.6.1. باورهاي هوشي ذاتي18
به باورهاي اشاره دارد که در آن فرد هوش را کيفيتي ثابت و غير قابل تغيير مي‌داند که قابل اندازه گيري و ارزيابي بوده و نمي‌توان آنرا افزايش داد (دوئک، 1988).
تعريف عملياتي:در اين پژوهش باورهاي هوشي(ذاتي و افزايشي) به وسيله پرسشنامه‌ي استاندارد که توسط (دوپي‌رات و مارين 2005، رستگار، 1385) تدوين شده است، اندازه‌گيري مي‌شود.
3.6.1. تلاش19
تلاش حاکي از تمايل فرد براي انجام تکليف و مداومت بر انجام آن تا اتمام تکليف مي‌باشد(پنتريچ و همکاران، 1991، فولاد چنگ، 1381). تلاش در اين پژوهش به عنوان بعد رفتاري مدنظر است.
تعريف عملياتي : تلاش در اين پژوهش به وسيله پرسشنامه‌ي استاندارد که توسط دو پي رات و مارين 2005، رستگار، 1385) تدوين شده است اندازه‌گيري مي‌شود.
4.6.1. ارزش تکليف20
ارزش تکليف محرکي است براي درگيري در فعاليت‌هاي تحصيلي و به ميزان سودمندي و جذابيت ادارک شده تکاليف اشاره دارد (اکلز وايفيلد21، 1992، بانگ22 2003، رستگار 1385).
تعريف عملياتي: ارزش تکليف در اين پژوهش به وسيله پرسشنامه ي استاندارد که توسط پنتريچ و همکاران 1991، حجازي و همکاران، 1387) تدوين شده است، اندازه گيري مي‌شود.
ورزشکار: در اين پژوهش دانش‌آموزان عضو تيمهاي ورزشي مدرسه و در حالت کلي ورزش مي‌کنند ورزشکار در نظر گرفته شده است.
غير ورزشکار: دانش‌آموزاني که عضو تيمهاي ورزشي مدرسه نبوده ودر حالت کلي ورزش نمي‌کنند. 1-7- روش تحقيق
در اين پژوهش، متغيرهاي موجود از نظر هدف با استفاده از نوع تحقيق كاربردي و از لحاظ جمع‌آوري داده‌ها از روش پيمايشي مورد مطالعه قرار خواهند گرفت.
8.1..قلمرو تحقيق
حدود اين پژوهش شامل کليه دانش آموزان ورزشکار و غير ورزشکار دوره دوم متوسطه نواحي پنجگانه آموزش و پرورش شهرستان تبريز در سال تحصيلي 1393-1392 مي باشد.
9.1.- جامعه آماري وحجم نمونه
در اين طرح جامعه آماري، شامل كليه دانش‌آموزان ورزشكار و غير ورزشكار در دوره ي دوم متوسطه شهرستان تبريز درنواحي پنجگانه آموزش و پرورش در سال تحصيلي 93-92 مشغول به تحصيل مي‌باشند.که تعداد آنها در جدول (3-1) آمده است.
جدول شماره (3-1) تفكيك دانش آموزان بر حسب جنس و گروه
گروه
جنسورزشكارغير ورزشكاردختر1530119003پسر1990216070جمع 3520335073جمع كلN=70276
حجم نمونه با توجه به فرمول آماري کوکراين23 از بين دانش آموزان ورزشکار و غير ورزشکار380 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. =Nجامعه آماري = n حجم نمونه
فرمول: N=70276
10.1.محدوديت هاي تحقيق
اين مطالعه در فرآيند تهيه و اجرا با محدوديتهايي مواجه بود که به اهم آنها اشاره مي‌شود.
1- محدوديت منابع در اين زمينه به خاطر تازگي موضوع تحقيق
2- اين تحقيق همانند ساير تحقيقات که با استفاده از پرسشنامه خود توصيفي انجام مي گيرد بالطبع داراي يک سري محدوديت هاي ذاتي است.

فصل دوم
مباني نظري وپيشينه تحقيق

امروزه ورزش و فعاليت‌هاي بدني، پر کننده بخش اعظم اوقات فراغت ميليونها نفر از مردم جهان مي‌باشد. آموزش و پرورش به عنوان نقش کليدي و راهبردي در توسعه همه جانبه اقتصادي اجتماعي و فرهنگي مي‌باشد، که يکي از رويکردهاي مهم آن تربيت بدني و ورزش مدارس مي‌باشد که از آن طريق نسل جوان جامعه فردا در فرايند سالم‌سازي و روحيه بخشي قرار مي‌گيرند تا به عنوان محصولات انساني ارزشمند در پويايي و بهره‌وري جامعه مشارکت جو و مسئوليت‌پذير باشند. از آنجايي که دانش‌آموزان به عنوان رکن اساسي نظام آموزشي کشور در دست‌يابي به اهداف نظام آموزشي نقش و جايگاه ويژه‌اي دارند توجه به اين قشر از جامعه از لحاظ آموزشي و تربيتي باروري و شکوفايي هر چه بيشتر نظم آموزشي و تربيتي جامعه را موجب مي‌گردد.
بنابراين موضوع ورزش جوانان که ازدهه‌هاي 70 و 80 ميلادي ظهور کرد نظر کارشناسان به خصوص روانشاسان ورزشي را به خود جلب نموده است، توصيف دلايلي که دانش‌آموزان براي شرکت در ورزش ابراز مي‌نمايند، انگيزه‌هاي شرکت، نقطه شروع مناسبي براي درک انگيزش آنها مي‌باشد (بيدل،1997، بهرام و شفيع زاده،1384).
مطالعه در حوزه موضوعاتي همچون انگيزش شرکت در فعاليت‌هاي ورزشي، عوامل رواني اجتماعي، کنترل استرس و اضطراب در ورزش و… بر عهده روانشناسي ورزشي مي‌باشد که يکي از موارد کاربرد ويژه دانش روانشناسي است.

1.2. مباني نظري تحقيق
1.1.2. روانشناسي ورزشي و روند شکل‌گيري آن
روانشناسي ورزشي يکي از موارد کاربرد ويژه دانش روانشناسي را تشکيل داده و موضوعاتي همچون، شخصيت، عوامل رواني، اجتماعي، انگيزش، کنترل استرس و اضطراب، آموزش حرکتي، اعتماد به نفس و ساير مهارتهاي رواني که لازمة يادگيري و اجراي مطلوب مهارتهاي حرکتي مي‌باشد، را مورد بررسي و مطالعه قرار مي‌دهد به عبارتي ديگر مطالعة رفتار فردي در ورزش و فعاليت‌هاي حرکتي، تعيين ميزان تاثير فاکتورهاي رواني بر روي فعاليت‌هاي حرکتي وتعيين کيفيت اثرگذاري تجربيات اولية حرکتي افراد برروي عوامل رواني موضوعاتي هستند که مورد توجه روانشناسان ورزشي قرار مي‌گيرند. بنابراين روانشناسان ورزشي در پي يافتن اطلاعات مفيد و با ارزشي در رابطه با بهبود سطح فعاليت‌هاي ورزشي افراد در هر دو جنبه ورزشهاي انفرادي و تيمي مي‌باشند. مطالعات و بررسي‌هاي انجام يافته حاکي از اين هستند که تا حدود سال 1970 ميلادي گاه و بيگاه به صورت موردي، تحقيقاتي در اين زمينه انجام گرفته است، ليکن برنامه‌هاي تحقيقاتي از اين سال به بعد با تلاشهاي روانشناسان، پزشکان، فلاسفه ومتخصصين تربيت بدني شکل منظمي به خود گرفت بطوريکه اولين کنگره بين المللي روانشناسي ورزش در سال 1965 با تلاش پزشکان در شهر رم ايتاليا تشکيل گرديد. هدف اصلي پزشکان از پرداختن به مطالعه مسائل روانشناسي ورزشي پي بردن به چگونگي تاثير فاکتورهاي رواني به همراه عوامل بيولوژيکي بر روي موفقيت ورزشکاران در اجراي مسابقات ورزشي بود. فلاسفه نيز، به عنوان نخستين افرادي که به مطالعه جنبه‌هاي مختلف روانشناسي در ارتباط با فلسفه پرداخته بودند. جهت همکاري با مسئولين سازمانهاي ورزشي به منظور همکاري در تدريس دروس تعليم و تربيت و روانشناسي به خدمت گرفته شدند. با گذشت زمان، متخصصين و معلمين تربيت بدني با احياي رشته روانشناسي ورزشي به عنوان يک رشته مستقل در حيطة تربيت بدني و علوم ورزشي به بررسي عوامل متنوع رواني در ورزشکاران پرداخته و زمينه را براي انجام تحقيقات و پژوهش‌هاي لازم براي توسعة اين بخش از تربيت بدني مهيا نمودند. اولين متخصص تربيت بدني که به عنوان بنيانگذار روانشناسي ورزشي شناخته شده است آقاي دکترکولمن گريفيت از آمريکا مي‌باشد که با تأليف کتابهاي روانشناسي داوري و روانشناسي پهلواني و انجام تحقيقات آزمايشگاهي متعدد خدمت شايسته‌اي در جهت توسعة روانشناسي رزشي انجام داده است. از سال 1968 تا 1981 کنگره‌هاي علمي مختلفي در کشورها آمريکا، اسپانيا، چکسلواکي کانادا برگزار گرديد. موضوعاتي که در اين کنگره‌ها مورد بحث قرار مي‌گرفت، مواردي همچون: شخصيت قهرمان، پرخاشگري در ورزش، بازي و رابطة آن با ورزش، آموزش حرکتي ونحوة شکل‌گيري فرمهاي حرکتي، انگيزش، نقش گروه و تيم‌سازي در ورزشهاي تيمي، استرس و روشهاي کنترل آن و نظاير آن را شامل مي‌شد. در نهايت به طور خلاصه مي‌توان گفت که رشته روانشناسي ورزشي با گرايش به بررسي جنبه‌هاي متنوع شخصيت افراد و ويژگي‌هاي شرکت کنندگان در فعاليت‌هاي ورزشي شکل گرفته و ويژگي‌ اصلي اين رشته، تمرکز بر روي مطالعة رفتار فرد در فعاليت‌هاي حرکتي مي‌باشد (محرم‌زاده مهرداد، 1376).
اخيراً محققان کلاس درس نيز به مطالعاتي در رابطه با گرايش افراد و پيشرفت عملکردشان در کلاس پرداخته‌اند، که اين نظريه در زمينه تربيت بدني نيز به اثبات رسيده است. يکي از رويکردهاي مهم در تعيين رابطه ميان عوامل انگيزشي و شناختي با پيامد تحصيلي و عملکرد که در دو دهة گذشته توجه



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید