تقديم به
نازنين الهه مهرباني
مادر
و تقديم به مظهر قدرت و رشادت
پدر
كه هميشه در همه لحظات زندگي بهترين دوست من بودند
با ميد اينكه
اين چراغ هدايت و آتش عشق در زندگي‌ام نورافشاني كنند
و
اين قابل برگ سبزي نثار بزرگي اين دو جاودانه، دو دريا و دو محراب و عبادگاه دلم

سپاسگزاري
شكر بي پايان تو را اي محبوب محبان ، اي معشوق عاشقان ، اي پناه بي پناهان ، اي درمان دردمندان سرمايه و بناي مستمندان .
كدامين عاشق دلباخته با پاي دل به سويت
آمد اما با ديده جان به ديدارت
نائل نشد.آنان كه در اين
درياي پرخروش
حيات با پاي دل به سويت
آمدند با ديده جان به
ديدارت نائل
شدند .
سپاسگزارم خداوندي را كه انسان را آفريد و او را به زيور عقل و خرد آراست و بر ساير مخلوقات برتري داد وتوانستيم با استعانت به او در صراط حق پويي طلب شعور و معنويت در كنار علم و تخصص گام برداريم.
بجاست از بذل عنايات استاد معزز و فرزانه ام جناب آقاي دکتر روح الله صابري که راهنماي نگارنده در جريان شکل گيري منطقي اين پژوهش بوده اند کمال سپاس و تشکر را داشته باشم. همينطور از ارشادات جناب آقاي دکتر حسين علايي که از خرمن فضل بي منتهايشان خوشه ها چيدم سپاسگزاري بنمايم.
همين طور از گروه گياهپزشکي دانشگاه ولي عصر رفسنجان (عج) که اجازه هستفاده از امکانات آزمايشگاه را به اينجانب دادند کمال تشکر را دارم.

فهرست مطالب
چکيده‌ك
فصل اول‌ل
اهداف تحقيق:16
فصل دوم17
1-2- مفاهيم کنترل بيولوژيک:18
2-2- ريزوسفر18
1-2-2- ديگر ويژگي‌هاي لازم براي کلونيزاسيون: فلاژلا:21
3-2- استفاده از باکتري هاي سودوموناس فلورسنت در کنترل بيولوژيک:22
ويژگي هاي جنس سودوموناس که سبب شده يک عامل بيوکنترل خوب باشد:23
روش مستقيم:24
روش غيرمستقيم:24
1-3-2- توليد فيتوهورمون‌ها:25
2-3-2- توليد آنتي‌بيوتيک:25
3-3-2- سيدروفور:26
4-3-2- سيانيدهيدروژن (HCN):27
4-2- کنترل بيولوژيک Rhizoctonia solani :27
5-2- استفاده از ريزوباکتري‌هاي تحريک کننده رشد گياهان:28
1-5-2- ويژگي‌هاي يک PGPR موفق براي فرمولاسيون:28
2-5-2- ويژگي هاي يک فرمولاسيون ايده‌ال:28
6-2- حامل‌ها در رشد فرمولاسيون:29
1-6-2- انواع فرمولاسيون:30
2-6-2- فرمولاسيون تالک:30
3-6-2- پيت :31
4-6-2- ورمي‌کوليت :31
7-2- عمل‌آوري و کاربرد فرمولاسيون :33
8-2- توجهات لازم در فرمولاسيون :33
1-8-2- محيط تخمير:34
2-8-2- مرحله خشک کردن :34
9-2- سيستم نقل و انتقال باکتري‌ها35
1-9-2- تيمار بذر:35
2-9-2- مزايا و معايب تيمار بذر:35
3-9-2- تيمار خاک:36
4-9-2- ساير روش‌‌‌هاي بکارگيري فرمولاسيون :37
5-9-2- سيستم انتقال چندگانه :37
10-2-فرمولاسيون به همراه مواد شيميايي افزوده شده به فرمولاسيون :38
11-2- فرمولاسيون استرين منفرد :39
12-2- فرمولاسيون استرين هاي مخلوط:39
13-2- تجاري‌سازي:40
1-13-2- محدوديت در تجاري سازي :42
2-13-2- محصولات تجاري‌سازي شده :43
14-2- ويژگي‌هاي قارچ Rhizotonia solani :43
فصل سوم45
1-3- تهيه قارچ:46
1-1-3- نگهداري قارچ بيمارگر: از دو روش استفاده شد:46
2-3- جداسازي باکتري از خاک :46
1-2-3- نگهداري باکتري:47
2-2-3- قدرت بازدارندگي جدايه‌هاي باکتريايي از رشد قارچ بيمارگر 47
3-3- شناسايي جدايه‌هاي باکتريايي :48
4-3- آزمايشات گلخانه‌اي :48
1-4-3- تهيه مايه تلقيح بيمارگر و اثبات بيماريزايي برروي لوبيا48
2-4-3- تهيه مايه تلقيح جدايه‌هاي آنتاگونيست :49
3-4-3- آغشته ‌سازي بذور با باکتري‌هاي آنتاگونيست :50
4-4-3-بررسي خواص بازدارندگي باکتري‌هاي آنتاگونيست در گلخانه50
5-3- قدرت کلونيزاسيون51
1-5-3- بررسي ميزان کلونيزاسيون بذر لوبيا توسط استرينVUP50 و CHA0 51
2-5-3- بررسي قدرت کلونيزاسيون ريشه دو استرين VUP50 و CHA051
6-3- توليد ترکيبات ضد قارچي52
1-6-3- بررسي توليد آنتي‌بيوتيک :52
2-6-3- توليد ترکيبات فرار ضد قارچي:52
3-6-3- توليد سيدروفور:52
4-6-3- توليد پروتئاز:53
5-6-3- توليد سيانيد هيدروژن:53
7-3- فرمولاسيون54
1-7-3- تهيه فرمولاسيون:54
2-7-3- ماندگاري فرمولاسيون:54
3-7-3- اثر فرمولاسيون تهيه شده در کنترل قارچ بيمارگر:55
8-3- تجزيه و تحليل آماري:56
فصل چهارم57
نتايج57
1-4- جداسازي باکتري‌ها از مناطق مختلف:58
2-4- تست هاله بازدارندگي:58
3-4- شناسايي جدايه‌ها60
4-4- نتايج اثبات بيماريزاي R. solani AG-4بر روي لوبيا:64
5-4- نتايج تست گلخانه:64
6-4- توليد آنتي‌بيوتيک و ترکيبات فرار:71
1-6-4- بررسي توليد پروتئاز، سيانيد هيدروژن وسيدروفور:71
7-4- ميزان کلونيزاسيون بذر لوبيا توسط استرين VUP50 و CHA0:71
8-4- نتايج تاثير فرمولاسيون‌هاي مختلف بر شاخص‌هاي رشدي گياه….72
1-8-4- وزن تر ريشه:72
2-8-4- وزن خشک ريشه:73
3-8-2- وزن تر اندام هوايي:75
4-8-4- وزن خشک اندام هوايي:76
5-8-4- درصد گياهچه سالم:78
6-8-4- درصد کاهش بيماري:80
7-8-4- نتايج بررسي جمعيت در فرمولاسيون:81
بحث87
در مبحث کارايي دو مسئله مهم وجود دارد:98
منابع100

فهرست جداول
جدول1-2 برخي از محصولات فرمولاسيون شده43
جدول 2-3- شهرهاي محل نمونه‌برداري و ميزبان‌هاي گياهي56
جدول 1-4: محل جداسازي و ميزبان گياهي 24 جدايه آنتاگونيست61
جدول 2-4 رشد ميسيليوم بيمارگر در حضورجدايه‌ها و درصد بازدارندگي62
جدول 3-4: تاثير تيمار بذري جدايه‌هاي برتر بر وزن تر و خشک ريشه66
جدول 4-4 تاثير تيمار بذري جدايه‌هاي برتر بر وزن تر و خشک اندام هوايي لوبيا68
جدول5 -4:بررسي تعدادي از مکانيسم‌هاي آنتاگونيستي در بازدارندگي 71
جدول 6-4: تاثير فرمولاسيون‌هاي مختلف و سوسپانسيون دو باکتري 72
جدول 7-4: تاثير فرمولاسيون‌هاي مختلف و سوسپانسيون دو باکتري VUP50 و CHA074
جدول 8-4: تاثير فرمولاسيون‌هاي مختلف و سوسپانسيون دو باکتري 75
جدول 9-4: تاثير فرمولاسيون‌هاي مختلف و سوسپانسيون دو باکتري VUP50 و CHA0 77
جدول 10-4: تاثير فرمولاسيون‌هاي مختلف و سوسپانسيون دو باکتري VUP50 و CHA079
جدول 11-4: درصد شاخص بيماري و درصد کاهش بيماري در فرمولاسيون‌ 80

فهرست نمودارها
نمودار1: درصد باکتري‌هاي جداشده از مناطق مختلف آب و هوايي58
نمودار 2: قطر هاله جدايه‌هاي آنتاگونيست59
نمودار3: جدايه‌هاي آنتاگونيست مناطق مختلف آب و هوايي59
نمودار 4 – رشد ميسليوم بيمارگر در حضور جدايه ها در شرايط آزمايشگاه63
نمودار 5- درصد بازدارندگي از رشد ميسليوم توسط جدايه هاي آنتاگونيست64
نمودار 6: تأثير تيمار بذري سوسپانسيون باکتري‌ها بر وزن تر ريشه 67
نمودار 7: تأثير تيمار بذري سوسپانسيون باکتري‌ها بر وزن خشک ريشه 68
نمودار 8: تأثير تيمار بذري سوسپانسيون باکتري‌ها بر وزن تر اندام هوايي 70
نمودار 9: تأثير تيمار بذري سوسپانسيون باکتري‌ها بر وزن خشک اندام هوايي 70
نمودار 10: تأثير فرمولاسيون‌ها و سوسپانسيون دو باکتري‌ VUP50 و CHA0 73
نمودار 11: تأثير فرمولاسيون‌ها و سوسپانسيون دو باکتري‌74
نمودار 12: تأثير فرمولاسيون‌ها و سوسپانسيون دو باکتري‌ VUP50 و CHA0 76
نمودار 13: تأثير فرمولاسيون‌ها و سوسپانسيون دو باکتري‌ VUP50 و CHA0 78
نمودار 14: درصد گياهچه‌هاي سالم در فرمولاسيون و سوسپانسيون79
نمودار 15: درصد کاهش بيماري در فرمولاسيون‌ها و سوسپانسيون و باکتري81
نمودار 16: جمعيت زنده باکتري در گرم فرمولاسيون پس از يک ماه82

چکيده
قارچ بيمارگر Rhizoctonia solani به ‌دليل دامنه ميزباني بالا، قدرت تهاجم بالا و دوام زياد يکي از مهم‌ترين عوامل بيماريزاي گياهي محسوب مي‌‍شود. به‌ منظور کنترل بيولوژيک قارچ R.solani AG-4 عامل مرگ گياهچه لوبيا با باکتري‌هاي آنتاگونيست از سه منطقه آب و هوايي ايران (پرباران، متوسط و کم باران) نمونه‌برداري شد و 850 جدايه خالص گرديد. پس از بررسي اثر آنتاگونيستي باکتري‌هاي جدا شده از مناطق مختلف و باکتري‌هاي کلکسيون گروه گياهپزشکي دانشگاه ولي‌عصر (عج) در شرايط آزمايشگاه 165 جدايه داراي قدرت بازدارندگي بودند. پس از انجام تست‎هاي بيوشيميايي 24 جدايه سودوموناس فلورسنت به ‌همراه 6 جدايه کلکسيون PF-5، CHA0، CHA89(gac/A mutant)،UTPF101، P3 و P3-15 براي تست گلخانه به‌منظور انتخاب دو جدايه جهت فرمولاسيون انتخاب شدند. پس از پنج هفته شدت بيماري و شاخص‌هاي رشدي (وزن تر وخشک ريشه و اندام هوايي) بررسي گرديد. دو جدايه VUP50 و CHA0 به ‌دليل تاثير مناسب بر شاخص‌هاي رشد و کاهش بيماري براي فرمولاسيون در حامل‌هاي تالک، پيت، پودر سيب، خاک‌اره پسته و پوست پسته انتخاب شدند. پس از پنج هفته فرمولاسيون تالک + CHA0 با 85 و 75 درصد تاثير بر وزن تر و خشک ريشه با شاهد اختلاف معني‌دار داشت. خاک‌اره + VUP50و پسته + CHA0 با 46 و 28 درصد تاثيرگذاري بر وزن تر و خشک اندام هوايي با شاهد اختلاف معني‌دار داشتند. فرمولاسيون‌هاي تالک، خاک‌اره، پسته + VUP50تالک و خاک‌اره + CHA0 سبب کاهش 70 درصدي شدت بيماري شدند. نتايج تعيين جمعيت پس از يک ماه نشان داد فرمولاسيون پيت و خاک‌اره با جمعيت 1011 کلني در بيشترين ميزان جمعيت را داشتند.
کلمات کليدي:biological control، formulation، Pseudomonas fluorescens، لوبيا

فصل اول

مقدمه
پاتوژن‌هاي گياهي بر روي سلامت گياهان اثر مي‌گذارند و تهديد مزمني براي توليدات کشاورزي در کل اکوسيستم‌ها مي‌باشند. توليدات کشاورزي سخت‌تر از دهه‌هاي گذشته شده است (Compant et al., .(2005 علي‌رغم استفاده از تمامي يافته‌هاي گياهپزشکي و ابزارهاي موجود براي محافظت از گياهان در حدود يک سوم از محصولات کشاورزي توسط آفات و بيماري‌ها از بين مي‌رود (Nakkeeran et al., 2005). استفاده از مواد شيميايي تاثيرات مثبتي داشته و کمک زيادي به افزايش و بهبود محصولات غذايي کرده است.
افزايش قيمت مواد شيميايي و تقاضا براي مواد غذايي عاري از مواد شيميايي منجر به جستجو براي روش‌هاي جايگزين شده است (Kloepper, 1993).
عدم موفقيت در صادرات محصولات زراعي و باغي بعلت باقيمانده سموم شيميايي از يکطرف و تاثير اندک روش شيميايي در کنترل عوامل بيماري‌زاي خاکزي، هزينه‌هاي اقتصادي و همچنين کاهش تاثير آن‌ها بدليل ظهور نژادهاي مقاوم سبب محدوديت استفاده از سموم شده است.(Whips, 2001; Glimour, 2001)
کاربرد مواد شيميايي از قبيل سموم و کودهاي شيميايي يکي از اساسي‌ترين چالش‌‌هاي قرن حاضر است به طوري که در بسياري از نقاط جهان بدليل بهره برداري نادرست و کاربرد بي‌رويه انواع نهاده‌هاي کشاورزي، وسعت قابل توجهي از زمين‌هاي کشاورزي تخريب شده‌اند (Glimour, 2001).
بعلاوه مشکلاتي از قبيل از بين رفتن ميکروارگانيسم‌‎هاي مفيد، مسموميت کارگران و … استفاده از مواد شيميايي را محدود مي‌کند. دلايل فوق دستيابي به روش‌‌‌هاي سالم و ارزانتر را بعنوان يک چالش جدي فراوري محققان قرار داده است. در اين حرکت استفاده از مواد بيولوژيک در کنترل بيماري‌هاي گياهي مورد توجه قرار گرفته است که در اين بين باکتري‌هاي آنتاگونيست از جايگاه ويژه‌ايي برخوردار هستند. عوامل کنترل زيستي، رشد گياه را زياد کرده و مکانيزم مقاومت را در ميزبان فعال مي‌کند. باکتري‌هاي آنتاگونيست خصوصاً سودموناس‌هاي فلورسنت با توليد يکسري متابوليت‌هاي ضدميکروبي و آنتي‌بيوتيک، سيانيد هيدروژن، سيدروفور، پروتئاز و پديده رقابت و … نقش موثري در کنترل بيماري‌هاي خاکزي دارند (Lopper, 2006).
از جمله بيمارگرهاي مهم خاکزي ميتوان Rhizoctonia solani Kuehnعامل مرگ گياهچه، پوسيدگي بذر، پوسيدگي ريشه و طوقه لوبيا را نام برد. اين قارچ ممکن است عامل بيماري بسياري از گياهان باشد و يا بصورت ساپروفيت در خاک زندگي کند. گونه R. Solani داراي دامنه وسيع از نژادهاي بيماريزا است که برخي فقط محدود به يک گونه ميزبان مي‌‌‌باشند و برخي دامنه وسيعي از ميزبان‌ها را دارا هستند. انتشار وسيع جغرافيايي، بالا بودن قدرت بيماريزايي، دوام و قدرت ساپروفيتي بالا، اين قارچ را از نظر بيماريزايي با اهميت نموده است و از طرفي پيچيدگي محيط خاک و عدم کارايي روش هاي متداول کنترل شيميايي، مديريت بيماري هاي خاکزاد را دشوار مي‌سازد. از اين رو استفاده از ارقام مقاوم در ترکيب با تناوب زراعي و ساير روش‌ها در کنترل تلفيقي توصيه مي‌شود (Agrios, 2005).
در پاسخ به شرايط محيطي سالم و جايگزيني آفت کش‌ها، لازم است روشي براي کنترل آفات و بيماري‌ها در مديريت تلفيقي بسنجيم. با اين حال به نظر مي‌رسد که برخي آفت‌کش‌ها در آينده استفاده شوند و اعتماد بيشتري به آن‌ها نسبت به عوامل کنترل بيولوژيک باشد اما عوامل کنترل بيولوژيک دامنه عمل کمتري نسبت به سموم دارند و نمايش ناسازگاري در مزرعه دارند و اين دلايل اصلي محدوديت استفاده از آن‌ها براي کنترل بيماري‌هاست.
پيچيدگي اکوسيستم خاک، موفقيت عوامل بيوکنترل را در خاک به چالش کشانده است و بنابراين تأثير عوامل زنده و غيرزنده بايد به خوبي مطالعه شوند (Saravanan et al., 2004).
يک علم کامل در مورد مکانيسم و طريقه عمل مربوط به کنترل بيماري به انتخاب گزينه مطمئن کمک خواهد کرد که جهت توليد محصول تجاري قابل اطمينان براي صنايع باشد .(Collins et al.,2005)
تاکنون افراد زيادي پتانسيل استفاده از باکتري‌هاي همراه گياهان در تحريک رشد گياهان، مديريت خاک و مديريت سلامت گياهان شرح داده‌‌‌اند. در سالهاي اخير امکان کنترل بيولوژيکي عوامل بيماري‌زاي گياهي با استفاده از ميکروارگانيسم‌هاي آنتاگونيست بخصوص جنس سودوموناس و باسيلوس مطرح شده است (2001 ,Dekkers & Lugtenberg).
اين دو جنس در ريزوسفر به فراواني وجود دارند و در مقايسه با کل خاک ريزوسفر سرشار از مواد غذايي است و زمينه را براي گسترش جمعيت ميکروبي در اطراف ريشه فراهم مي‌کند و اين حالت بعنوان اثر ريزوسفر شناخته مي شود. بنابراين ميکروارگانيسم‌هاي که در ناحيه ريزوسفر زندگي مي‌کنند خط مقدم دفاعي ريشه عليه بيماري‌هاي خاکزي مي‌باشند (.(Oberhansli,1991
سودوموناس‌هاي فلورسنت بخش قابل توجهي از جمعيت بومي را در خاک‌هايي که به طور طبيعي بازدارنده از برخي بيماري‌ها هستند و نيز ساير خاک‌ها مي‌باشند را تشکيل مي‌دهند (Hass & Heal, 2003).
همچنين باکتري‌هاي سودوموناس داراي ويژگي‌هاي متعددي‌اند که آن‌ها را شايسته ريزوسفر کرده است از جمله: سرعت رشد، سرعت کلونيزاسيون بالا و توليد آنتي‌بيوتيک، HCN و … . تحقيقات متعددي گزارش کردند استفاده از PGPRها براي کنترل برخي از بيماري‌ها از کنترل شيميايي اين بيماري‌ها جلوگيري کرده است. اگر چه کنترل بيولوژيک توسط ريزوباکتري‌هاي افزايش دهنده رشد گياهان (PGPB) دستاورد قابل قبولي است اما متاسفانه عملکرد متفاوت استرين‌هاي بيوکنترل در شرايط مختلف، فصلي بودن محصولات کشاورزي و همچنين ناکافي بودن اطلاعات اکولوژيکي در مورد آنتاگونيست‌ها و مشکل استقرار آن‌ها در محيط مانع پيشرفت تجاري اين موضوع شده است ((Hass & Defago, 2005.
تکنولوژي زماني پويا مي‌شود که يافته‌هاي آزمايشگاهي به مزرعه منتقل شوند(Nakkeeran, 2005) . استفاده از باکتري‌هاي آنتاگونيست ممکن است تحت شرايط مزرعه در کنترل بيماري تأثير متوسط داشته و يا بدون اثر باشد ((Raupach & Kloepper, 1998. قبل از کنترل بيولوژيک، بايد مراحل خاصي تکميل شود که براي بنا نمودن و اثر بيو‌کنترل در شرايط مختلف جوي لازم است. يکي از مهمترين مشکلات در بيوکنترل زنده نگه‌داشتن عامل کنترل در طول دوره انبارداري است. کاربرد آسان، سهولت حمل و نقل، نگهداري طولاني مدت، حفظ قدرت حيات و افزايش کارايي در مزرعه و تجاري‌سازي بايد مورد توجه قرارگيرند Nakkeeran, 2005)). توليد فرمولاسيون‌هايي با عمر انبارداري بيشتر و طيف گسترده‌تر، به همراه تأثير طولاني مدت در شرايط مزرعه، زمينه را براي سرعت بخشيدن در تجاري‌سازي اين تکنولوژي فراهم مي کند. در واقع توسعه فرمولاسيون و کاربرد آن‌ها براي توسعه و پايداري عامل بيوکنترل لازم است (.(Osburn et al., 1995

اهداف تحقيق:
1- جدا کردن باکتري از مناطق مختلف آب و هوايي ايران
2- برسي کنترل قارچ Rhizoctonia solani AG-4 توسط باکتري‌هاي جدا شده در شرايط آزمايشگاه و انتخاب جدايه‌هاي آنتاگونيست
3- برسي کنترل قارچ R. solani توسط جدايه‌هاي آنتاگونيست در شرايط گلخانه و انتخاب جدايه‌هاي برتر
4- فرمولاسيون جدايه‌هاي برتر در شرايط آزمايشگاه در حامل‌‎هاي ارزان قيمت و تاثير فرمولاسيون‌ها بر روي قارچ R. solani درگلخانه

فصل دوم
مروري بر پژوهش‌هاي پيشين

1-2- مفاهيم کنترل بيولوژيک:
بحث‌هاي زيادي در تعريف و حدود کنترل بيولوژيک1 وجود دارد. از ميان تعاريف قديمي بيکر و کوک2 (1983) کنترل بيولوژيک را به عنوان کاهش در تراکم جمعيت يا فعاليت بيماريزايي بيمارگر در حالت فعال يا غيرفعال با يک يا چند موجود زنده، انجام شده به صورت طبيعي يا از طريق دستکاري شرايط طبيعي، ميزبان يا آنتاگونيست يا از طريق وارد کردن توده يا چند آنتاگونيست به مزرعه معرفي کردند. اين تعريف بعدا ساده شد و بصورت کاهش در ميزان اينوکلوم يا فعاليت بيماري‌زايي بيمارگر انجام شده از طريق يک يا چند موجود بغير از انسان بيان شد .(Gnanamanickam et al., 2002)

2-2- ريزوسفر
Rhizo (ريشه) و Sphere (محيط تحت تأثير)
ريزوسفر در حدود يک قرن پيش توسط هيلتنر3 توصيف شد. (منطقه‌ايي که مجاور ريشه گلوم‌هاست و از فعاليت بالاي باکتري‌ها حمايت مي‌کند). اما امروزه معني گسترده‌تري دارد و به معني مقدار خاک تحت تأثير ريشه و بافت‌هايي از ريشه است که توسط ميکروارگانيزم‌ها کلونيزه مي‌شوند (Morgan et al., 2005). ميکروارگانيسم‌ها و توليدات آن‌ها با گياهان رابطه مفيد، مضر با خنثي دارند. اين رابطه مي‌‌تواند سبب رشد گياهان، تغيير در مواد غذايي جذبي و تغيير در حساسيت گياه به بيماري‌ها و استرس‌هاي غيرطبيعي شود ((Hammer et al., 1997. علي‌رغم اثر مضر برخي از ميکروارگانيسم‌ها اثر مفيد، معمولاً بيشتر است و باعث رشد بهترگياه مي‌شود (Jeon et al., 2005).
مطالعات بعدي نشان داد که ريزوسفر از 3 منطقه متفاوت شکل گرفته است که شامل:
ريزوسفر داخلي4: بافت ريشه که شامل اندودرم و لايه کورتيکال است.
ريزوپلان5: سطح ريشه که شامل اندودرم و لايه کورتيکال است.
ريزوسفر خارجي6: خاک اطراف ريشه که تحت تاثير تراوشات ريشه است (Botelho & Mendonca-Hagler, 2006).
ميکروارگانيسم‌ها معمولاً کلاهک ريشه، اپيدرم و کورتکس را کلونيزه مي‌کنند. حتي گياهان که بصورت هيدروپونيک کشت مي شوند نيز داراي ريزوسفرند. حجم ريزوسفر بر اساس نوع خاک، گونه گياهي، سن و فاکتورهاي محيطي از چند ميلي‌متر تا چند سانتي‌متر است (Joseph et al., 2007).
ريزوسفر زيستگاه مناسبي براي تکثير ميکروارگانيسم‌هايي است که باعث حفظ سلامت گياه و حاصلخيزي خاک مي‌شوند (Lynch, 1990).
ترشحات ريشه7 سرشار از اسيدهاي آمينه، مونوساکاريدها و اسيدهاي‌آلي است و سرانجام جامعه ميکروبي در ريزوسفر فعال‌اند و با تجزيه اين مواد و ترشح ترکيبات پيچيده و ليز سلول‌هاي گياهي نقش مهمي در رشد گياه و اکولوژي خاک دارند. کل اين مواد به Rhizodeposition معروف‌اند و يک حالت پويا و ديناميک است و با توجه به گياه، سن گياه، کوليتوار و شرايط زنده و غيرزنده فرق مي‌کند. مقدار اين مواد بين mg 100-0 کربن بر حسب وزن خشک يا %40-30 فتوسنتز است و شامل آمينواسيد، موسيلاژ، آنزيم و … است.
بسياري از اين ترکيبات جاذب شيميايي، نقش غذا و تحريک کننده بيان ژن هستند. و بنابراين بر کلونيزاسيون موثراند (Compant et al., 2010). کلونيزاسيون ريشه در واقع پروسه‌ايي است که بوسيله آن ريزوباکترها، در حضور ميکروفلور مضر خاک به بذر، قسمت رويشي گياه يا خاک معرفي شده در طول ريشه پخش مي‌شوند، تکثير يافته و بقاء پيدا‌مي کنند (Weller, 2007). اين کلونيزاسيون مي تواند بصورت اتصال به ريشه، به صورت آزاد يا اندوفيت باشد.
يکي از گروه‌هاي ميکروبي ريزوسفر که ريشه را کلونيزه مي‌کند و اثرات مفيدي روي آن دارند باکتري‌هاي تحريک کننده رشد گياه يا (PGPR) هستند. اين اصطلاح اولين بار توسط کلوپر و اسکروج8 ريزوباکتري‌هاي محرک رشد گياه (PGPB) ناميده شدند Compant et al.,2005)). در سال‌هاي اخير تعداد زيادي از اين باکتري‌ها شناسايي و تعداد کمي هم بصورت تجاري درآمده‌اند که باعث جلب توجه در استفاده از آن ها بعنوان روش جايگزين براي محصولات شيميايي شده است (Fravel et al., 2005).
ميکروارگانيسم‌ها ترشحات ريشه را درک مي‌کنند و به سوي آن‌ها حرکت مي‌کنند و به آن‌ها اين امکان داده مي‌شود که ريزوسفر و ريزوپلان را کلونيزه کنند و در آن‌جا رشد و تکثير يابند. اين ترشحات هم باکتري‌هاي مضر و هم باکتري‌هاي مفيد و قارچ‌ها و ديگر ميکروارگانيسم‌ها را به سمت گياه جذب مي کند بنابراين باکتري‌هاي مفيد ريزوسفر بايد از يکسري ويژگي‌ها براي قدرت رقابت بالا در کلونيزاسيون ريشه برخوردار باشند. بنابراين توانايي بالاي کلونيزاسيون و رقابت براي اين ارگانيسم‌ها لازم است (Compant et (al., 2010. پتانسيل کلونيزاسيون مربوط به تهيه مواد غذايي از ريشه براي ميکروب و همچنين ژن‌هاي لازم براي کلونيزاسيون است. اگرچه سطح کلونيزاسيون نقش مهمي در بيوکنترل دارد، توليد ترکيبات خاص نيز نقش مهمي در بيوکنترل دارد (Botelho & Mendonca-Hagler, 2006).
توليد انواع آنتي‌بيوتيک9، سيدروفور10، آنزيم‌هاي لايتيک از جمله مزاياي مفيد براي کلونيزاسيون است. آناليز ژني برخي از باکتري‌هاي ريزوسفر مثلPseudomonas fluorescense PF-5 , Bacillus amyloliquefaciens FZB42 نشان مي‌دهد که يک دسته ژن بزرگ براي توليد آنتي‌بيوتيک وسيدروفور دارند. و در واقع کلونيزاسيون ناقص منجر به کاهش فعاليت بيوکنترلي مي‌شود. در واقع کلونيزاسيون کليد موفقيت در بيوکنترل است.
کاهش بيماري توسط باکتري‌ها به توانايي کلونيزاسيون ريشه ربط دارد. ارتباط عکس بين ميزان جمعيت P. fluorescens2-79 و تعداد لکه‌هاي ناشي از بيماري Take-all روي برگ گندم است. که در واقع کلونيزاسيون موفق رشه گندم باعث کاهش بيماري مي‌شود Bull et al., 1991)). کلونيزاسيون موثر و کافي ريشه هنگامي رخ مي‌دهد که باکتري بتواند در زمان و مکان مناسب نيج اکولوژيکي را اشغال نمايد و مانع از رشد و بقاء پاتوژن شود Lutenberg & Dekkers,1991)).
1-2-2- ديگر ويژگي‌هاي لازم براي کلونيزاسيون: فلاژلا11:
فلاژلين باکتري‌ها يک ترکيب مهم فلاژلاست و در واقع سيستم دفاعي گياهي را تحريک مي‌کند. اغلب اختلال در کلونيزاسيون ريشه توسط سودموناس‌ها مربوط به موتانت‌هايي اند که حرکت ندارند (Bakker et al., 2007).
12LPS: زنجيره o-antigene نقش مهمي در کلونيزاسيون دارد. موتانت‌هاي فاقد o-antigene سرعت رشد کمتري نسبت به استرين والدي دارند و اين امر در کلونيزاسيون ناقص نقش دارد. وجود LPS در کلونيزاسيون ريشه سيب زميني توسط P. fluorescensWCS37 نقش ندارد اما در کلونيزاسيون ريشه گوجه‌فرنگي توسط P .fluorescens pcl1205 نقش دارد.
توانايي سنتز آمينواسيد و ويتامين B1: برخي از مطالعات نشان مي‌دهد که استفاده از اسيدهاي آلي اساس کلونيزاسيون ريشه است. موتانت‌هايي از استرين P. fluorescensWCS 365 که توانايي استفاده از مواد قندي را نداشتند رفتاري شبيه استرين وحشي داشتند. ولي موتانتي که نقص در استفاده از آمينواسيد داشت توانايي کلونيزاسيون کمي هم داشت ((Simon et al., 1996.
تحقيقات در کلونيزاسيون ريشه توسط سودموناس‌ها نشان مي‌دهد توانايي استفاده از مالات و سوکيسنات بيشتر از گلوکز و فروکتوز براي کلونيزاسيون ريشه است Compant et al., 2000)).
کروم سنسينگ Quorum sensing: تنظيم کنندة بسياري از ويژگي‌هاي باکتري‌ها مثل توليد آنتي‌بيوتيک، سيدروفور و HCN و … . است و در کلونيزاسيون ريزوسفر و ريزوپلان نقش دارد. زمانيکه جمعيت باکتري‌ها به حد خاصي رسيد سلول‌هاي باکتريايي متابوليت‌هاي خارج سلولي خاصي را توليد مي‌کنند، در حالي که تا جمعيت به حد خاص نرسد باکتري‌ها ميلي براي توليد متانوليت‌ها ندارد. يکي از اين مواد N-acyl homoserine است البته برخي تحقيقات نشان مي‌دهد که Q.S براي کلونيزاسيون برخي از استرين‌هاي لازم و ضروري نيست.
موتانت‌هايي از Serratia liquefaciens هيچ تغييري در کلونيزاسيون گوجه نشان ندادند حال آنکه موتانت‌هايي از استرين P. fluorescns 2P24 فعاليت بيوکنترلي کمتري نسبت به Take-all داشتند.
gacS/gacA: سنسور کيناز gac/S و تنظيم کننده پاسخ محيطيgac/A اجزاء سيستم دو جزيي پروتئيني مي‌باشند که در طيف وسيعي از باکتري‍‌‌هاي گرم منفي از جمله سودوموناس فلورسنت قرار دارند. موتانت در اين سيستم توانايي بيوکنترلي بسياري از استرين‌ها را کم مي‌کند. در سودوموناس‌ها از جملهP. fluorescens CHA0 توليد HCN، پايولوتئورين، پيرول نيترين تحت کنترل اين سيستم است (Hass & Defago, 2005).
پروتئين‌هاي سطحي Cell-Surface proteins: سبب چسبيدن باکتري به ريشه مي‌شوند و شامل پروتئين‌هاي غشاء خارجي (outher membrane pr) و الگوتينين (Agglutinin)اند. اگر اين ويژگي نقش مهمي در کلونيزاسيون دارد اما براي همه استرين‌ها لازم نيست. بعنوان مثال براي کلونيزاسيون ريشه لوبيا توسط P .putida لازم است. ولي در 30 استرين جدا شده از ريشه سيب زميني و گوجه‌فرنگي لازم نبود (.(Corbell et al., 1995
بنابراين باکتري‌ها در ريزوسفر بقاء پيدا مي‌کنند، از مواد مترشحه ريشه استفاده کرده، تکثير مي شوند، ريشه را کلونيزه مي کنند و توانايي رقابت با پاتوژن ها را پيدا مي‌نمايند.
جنس‌هاي مختلفي از باکتري‌ها از جمله Serratia ,pseudomonas ,Bacillus ,Azotobacter و … بعنوان باکتري‌هاي محرک رشد شناخته شده‌اند. از ميان PGPRهاي شناخته شده دو جنس Bacillus و Pseudomonas گسترده‌ترين مطالعات را به خود اختصاص داده‌اند (.(Compant et al.,2010

3-2- استفاده از باکتري هاي سودوموناس فلورسنت در کنترل بيولوژيک:
جنس سودوموناس pseudomonas sensu stricto)از زير رده گاما پروتئوباکتريا) با همولوژي rRNA متشکل شده از تعدادي گونه که متعلق به گروهي از جنس وسيع سودموناس (Pseudomonas sensu stricto lato) است. اين گونه‌ها شامل:
P. putida- P .aeruginosa – P. fluorescense و P. syringae و چند گونه کوچک ديگر است. گونه تيپ گونه P .aeruginosa است که بعنوان يک بيمارگر فرصت طلب اهميت ويژه‌ايي در پزشکي دارد.
سودموناس‌هاي فلورسنت: ميله‌ايي شکل، گرم منفي و متحرک‌اند که معمولاً به صورت بي‌هوازي رشد کرده و تنوع غذايي و اکولوژيکي بالايي دارند. اين گروه به وسيله رنگيزه فلورسنت سبز مايل به زرد به نام سودوباکتين قابل تشخيص اند (Pall et al., 2001).
در سال‌هاي اخير بحث کنترل بيولوژيک عوامل بيماريزاي گياهي با استفاده از ميکروارگانيسم‌هاي ديگر بخصوص سودموناس‌هاي فلورسنت و جنس باسيلوس مورد توجه قرار گرفته است. همچنين بسياري از مطالعات از جمعيت بالاي سودوموناس در ريزوسفر خبر مي‌دهند. اما اين وضعيت هميشگي نيست و گاهي باسيلها تسلط دارند Weller, 1998)).
ويژگي هاي جنس سودوموناس که سبب شده يک عامل بيوکنترل خوب باشد:
1- به سرعت در محيط رشد مي کند.
2- به ترشحات ريشه و بذر سريعاً پاسخ مي دهد.
3- ريزوسفر و اسپرموسفر را سريعاً کلونيزه مي کند.
4- توليد آنتي‌بيوتيک، سيدروفور، HCN و … مي‌کند.
5- براي ميکروارگانيسم‌هاي ديگر مضر است.
6- با شرايط ريزوسفر منطبق شده است.
7- استرس‌هاي محيطي را نسبت به ساير ميکروارگانيسم‌ها بهتر تحمل مي‌کند.
8- توانايي رقابت براي استفاده از منابع محدود مثل؛ ويتامين (بيوتين و تيامين) آهن و … . را دارند.
9- به برخي از آنتي‌بيوتيک‌ها مقاوم‌اند (.(Weller, 1994
علاوه بر اين دلايل، ايجاد کننده خاک‌هاي سوپرسيو در برخي از خاک‌ها هستند (.(Weller, 2007
بيشتر اطلاعات در مورد مکانيسم‌ها در کنترل بيولوژيک مربوط به مطالعه سودوموناس‌هاي فلورسنت است زيرا:
– ساکن ريزوسفر و ريزوپلان‌اند.
– براحتي از محيط جدا مي‌شوند.
– از سوبستراهاي زيادي استفاده مي‌کنند.
– دستکاري ژنتيکي آن‌ها راحت است (.(Botelho & Mendoca-Hagler, 2006
البته بايد به اين نکته توجه نمود که ضعف اصلي جنس سودوموناس در کنترل بيولوژيک توليد آنتي بيوتيک‌ها با دامنه اثر کم و عدم توليد اسپور مقاوم همچون جنس باسيلوس است (.(Weller, 2007 با استفاده از سموم ميزان خسارت ناشي از آفات و بيماري‌ها کم مي‌شود ولي با استفاده از جنس سودوموناس نه‌تنها خسارت کم مي‌شود بلکه باعث افزايش رشد و بازده در گياه مي گردد .(Radja commare et al., 2002).
تاکنون تأثير ريزوباکتريهاي آنتاگونيست زيادي بخصوص از گروه سودموناس فلورسنت و برخي از گونه‌هاي باسيلوس درکنترل بيولوژيک به اثبات رسيده است (.(Weller,1998
باکتري‌هاي سودوموناس فلورسنت بطور مستقيم و غيرمستقيم باعث افزايش رشد در گياه مي شوند:

روش مستقيم:
Phytostimulation: افزايش رشد گياه از طريق توليد هورمون‌هاي گياهي.
Biofertilization: پروسه‌ايي است که توسط آن باکتري‌ها ميزان جذب مواد غذايي از جمله، نيتروژن، فسفات و ميکروالمنت‌ها را براي گياه زياد مي‌کنند Blomberg & Lutenberg, 2001)).

روش غيرمستقيم:
با توليد ترکيبات خاص مانع از رشد و فعاليت پاتوژن‌هاي گياهي مي‌شوند (Schroth & Hancock, 1981).
هر چند بسياري از محققين معتقدند رشد سريع و کلونيزه کردن سريع ريشه توسط باکتري‌ها اساس کنترل بيولوژيک است، تحقيقات اخير نشان مي‌دهد 2 اصل آنتي بيوز و تحريک سيستم دفاعي دو اصل اساسي در عمل PGPR‌ها هستند (.(Compant et al., 2005

1-3-2- توليد فيتوهورمون‌ها13:
برخي از استرين‌ها قادرند از طريق دخالت در غلظت فيتوهورمون‌هاي شناخته شده رشد و نمو گياه را زياد کنند. آين آنزيم‌ها شامل اکسين، اتيلن و جبيرلين‌اند. سيتوکينين، جيبرلين و اکسين سبب افزايش رشد ساقه مي‌شوند.
باکتري P. fluorescense WCS417 در خاک اتوکلاو شده باعث افزايش رشد آرابيدوپيس شد و تحقيقات نشان هورمون اکسين علت اين امر بوده است (.(Vanloon, 2007

2-3-2- توليد آنتي‌بيوتيک:
آنتي‌بيوتيک‌ها ترکيبات شيميايي ناهمگن، با وزن مولکولي کم و در غلظت کم براي رشد و فعاليت ديگر ميکروارگانيسم‌ها مضرند. باکتري‌هاي مولد آنتي‌بيوتيک‌ها در رقابت براي فضا و منابع غذايي از بهترين انتخاب در جايگاه اکولوژيکي برخوردارند. براي بررسي نقش آنتي‌بيوتيک سويه وحشي را با موتانت آنتي‌بيوتيک مورد نظر مقايسه مي‌کنند. باکتريهاي سودوموناس قادر به توليد آنتي‌بيوتيک‌هاي فراواني‌اند که برخي دامنه اثر زياد و برخي فقط روي پاتوژن خاصي موثراند.
از جمله مي توان؛phenezine-1-Carboxylic acid (PCA) , 2-4 diacetylphloroglucinol (PHL) Pyrrolnitrin (pln) – Pyoluterin (plt) نام برد.
اغلب شواهد براي نقش آنتي‌بيوتيک در جلوگيري از بيماري مربوط به کارهاي ولروتوماشو14 (1981( بود جائيکه نشان دادند DAPG توليدي توسط سودوموناس‌هاي فلورسنت نقش مهمي در کنترل بيماري دارد (.(Whips, 2001
فنازين توسط گروهي از سودموناس‌هاي فلورسنت توليد مي‌شود که بقاء و افزايش رقابت P. fluorescens strain 2-79 را زياد مي‌کند و اين آنتي‌بيوتيک عليه بسياري از قارچ‌ها موثر است (Mazola et al., 1992).
آنتي‌بيوتيک پيرول‌نيترين از محيط کشت برخي استرين‌هاي سودوموناس‌هاي فلورسنت جدا شده و اين آنتي‌بيوتيک جلوي رشد Alternaria ,Thielaviopsis basicola, Rhizotonia solani, Verticillium dahlia را در آزمايشگاه مي‌گيرد. و زماني بذر کتان با اين استرين‌هايا پاپيرول‌نيترين آغشته شد بقاي نهال از 79-30 درصد رشد کرد (Howell & Stepanovic, 1997).
آنتي‌بيوتيک‌هاي plt و prn توسط P. fluorescensstarin PF-5 توليد مي‌شود که از رشد R. Solani و Phytium ultimum جلوگيري مي‌کند. آنتي‌بيوتيک‌هاي خالص نيز تاثير خوبي بر روي اين دو پاتوژن داشتند .(Weller, 2007)
باکتري P. fluorescens Q2-87 که از خاک سوپرسيو Take-all گندم جدا شده است قادر به توليد DAPG و HCN است ولي فقط DAPG در کنترل بيماري Take-all نقش دارد .(Vincent et al., 1991) DAPG خالص تخم‌هاي خارج شده از سيست Globodera rostochiensis و فعاليت لارو را کم مي کند (Cronin et al., 1997).
DAPG توليدي توسط P. fluroscens CHA0 از مکانيسم‌هاي اوليه کنترل بيماري پاخوره گندم و پوسيدگي سياه ريشه توتون در خاک‌هاي سوپرسيو اين دو بيماري است (Hass et al., 1991).

3-3-2- سيدروفور:
علي‌رغم فراوان بودن آهن در پوسته زمين، اما اين فلز به اندازه کافي در دسترس موجودات نيست بنابراين ميکروارگانيسم‌ها مکانيسم‌هاي متفاوتي براي جذب آهن دارند. اين استراتژي شامل ترکيباتي با وزن مولکولي کم است که سيدروفور ناميده مي‌شوند که ميل ترکيبي زيادي براي جذب آهن دارد، آهن را از محيط گرفته و در اختيار گياه قرار مي‌‌دهند و دسترس پاتوژن‌‌‌ها را به اين ماده کم مي‌‌کنند.
پس از آنتي‌‌بيوتيک مهمترين نقش را سيدروفور دارد. کلوپر و همکاران نخستين بار بر اهميت سيدروفور به عنوان يکي از مکانيسم‌هاي کنترل بيماري پي‌برده‌اند. آن‌ها مشاهده کردند که افزودن سويه Pseudomona sp B10 يا پيوردين به خاک هادي بيماري پژمردگي فوزاريومي و پاخوره غلات باعث کاهش بيماري شدند. بعلاوه نشان دادند افزودن آهن به خاک اثر مثبت باکتري يا پيوردين را کم کرد (.(Whips, 2001 نقش احتمالي سيدروفور در کنترل بيماري ها بر اساس مشاهدات زير است: 1- خاصيت آنتاگونيستي برخي از استرين‌هاي سودوموناس در شرايط آزمايشگاه فقط در حضور پيوردين است. 2- وابستگي مثبت بين توليد سيدروفور بوسيله سودوموناس‌ها و توانايي در کاهش جوانه زني کلاميدوسپور 3- فعاليت پيوردين درون شيشه بر عليه پيتيوم و فوزاريوم.

4-3-2- سيانيدهيدروژن (HCN):
در بسياري از موارد نقش اين ماده در بيو‌کنترل ثابت شده و گمان مي‌رود بيشتر در القاي مقاومت نقش دارد.
توليد HCN توسط استرين fluorescens CHA0 .P همراه با آنتي‌بيوتيک DAPG در کنترل بيماري پوسيدگي سياه ريشه توتون نقش دارد.

4-2- کنترل بيولوژيک Rhizoctonia solani :
از بين باکتري‌‌هاي ريزوسفر، سودموناس‌هاي جداسازي شده از ريزوسفر گياهان مختلف بعنوان موثرترين آنتاگونيست عليه R. solani و P. ultimum در شرايط آزمايشگاه معرفي شدند .(Hagedron et al.,1989).
اثر 28 استرين از سودوموناس‌هاي فلورسنت که از ريزوسفر گياه سالم و بيمار سيب زميني جدا شده بودند را در شرايط آزمايشگاه بر عليه R. solani بررسي شد.
از بين 28 استرين 9 استرين با توليد سيدروفور، آنتي‌‌‌بيوتيک و آنزيم‌هاي ليز کننده بر روي اسکلروت تاثير خوبي گذاشتند (.(Tariq et al., 2009
هشت استرين از سودوموناس‌هاي فلورسنت که از ريزوسفر برنج جدا شدند تاثير خوبي بر روي قارچ R. solani داشتند. استرين P. fluorescens P003بميزان 87 بازده برنج را بالا برد (Prasanaverdy et al.,2000).
استرين P. fluorescens HP72 برعليه R. Solani AG2-2 IIIB در Bentgrass استفاده شد. در آزمايشات گلخانه‌ايي ميزان توسعه بيماري به مقدار قابل ملاحظه‌ايي کم شد. پس از 10 روز از آزمايش (تلقيح خاک با باکتري و قارچ) ميزان کاهش بيماري تا 68% نيز بود. ميزان جمعيت استرين cfu106 به ازاي هر گرم از ريشه تازه 55 روز بعد از کاشت بود (.(Murakami et al., 1997
6 استرين مختلف سودوموناس فلورسنت براي کنترل ريزوکتونياي سيب زميني استفاده گرديد. علي‌رغم تفاوت در ديناميک کلونيزاسيون ريشه هر 6 استرين سبب کاهش علايم بيماري شدند.(Bautista et al., 2007).

5-2- استفاده از ريزوباکتري‌هاي تحريک کننده رشد گياهان:
با وجود اينکه PGRPها پتانسيل خوبي در مديريت آفات و بيماري‌‌ها دارند قابل استفاده بصورت سوسپانسيون سلولي در شرايط مزرعه نمي‌باشند. بنابراين بايستي سوسپانسيون در حامل معيني تثبيت شود و بصورت فرمولاسيون مناسب براي استفاده آسان، ذخيره‌سازي و استفاده در مزرعه مهيا شود.(Kloepper, .(1993 يک محصول ميکروبي فرموله شده به معناي محصولي مشکل از توده زنده عامل کنترل زيستي به همراه موادي است که دوام و تاثير محصول را بهبود مي‌دهد ( .(Bora et al.,2004بسياري از باکتري‌هاي مناسب هيچگاه به صورت يک محصول اقتصادي در نمي‌آيند و اين شايد بدليل فرمولاسيون نامناسب باشد (.(Bashan, 1998
1-5-2- ويژگي‌هاي يک PGPR موفق براي فرمولاسيون:
1- قدرت ساپروفيتي بالا
2- قدرت رشد و تکثير بالا
3- دامنه فعاليت بالا
4- براي محيط زيست بي‌خطر باشد.
5- با ديگر ريزوباکترها سازگار باشد.
6- به خشکي، گرما و پرتوهاي ماورابنفش مقاوم باشد.
7- به راحتي قابل استفاده باشد.
2-5-2- ويژگي هاي يک فرمولاسيون ايده‌ال:
1- باعث افزايش پايداري باکتري‌ها شود.
2- براي گياه خطرناک نباشد.
3- بخوبي در آب حل شود.
4- مقاوم به شرايط محيطي باشد.
5- با ديگر مواد شيميايي قابل ترکيب باشد.
6- حامل ارزان و در دسترس باشد.
کاربرد اقتصادي سودوموناس‌هاي فلورسنت براي کنترل بيماري‌هاي خاکزاد بستگي به توسعه فرمولاسيون اقتصادي دارد به طوري‌که استرين در آن داوم طولاني داشته باشد، و تاثير فرمولاسيون در شرايط مزرعه بر بيماري‌ها و افزايش بازده محصول بررسي شود.(Vidhyasekaran & Muthamilan, 1995).
6-2- حامل‌ها در رشد فرمولاسيون:
استفاده از PGPRها چه براي افزايش سلامتي محصول و چه براي مديريت بيماري‌هاي گياهي به فرمولاسيون تجاري با عامل مناسب وابسته است که بقاي باکتري را براي مدت زمان قابل قبول پشتيباني کند و همچنين حامل‌ها ممکن است آلي يا معدني باشند. حامل‌‌ها مهم‌ترين، فراوانترين و اثربخش‌ترين قسمت يک فرمولاسيون‌اند Kloepper& Schroth, 1981)). حامل‌‌هايي که براي توسعه فرمولاسيون استفاده مي‌شوند:
شامل Lignite ,Talc ,Turf ,Peat ,Vermiculite ,Alginate ,Zeolite ,kaolinite و غيره مي‌باشند (Nakkeeran et al., 2005).
حامل با جلوگيري از مرگ سلول‌ها و حفاظت آن‌ها در مقابل خشکي نرخ بقاء باکتري را افزايش مي‌دهند. عمر مفيد باکتري‌ها فرق دارد و به جنس، حامل و اندازه حامل و شرايط نگهداري بستگي دارد. حامل‌هايي که داراي اجزاي کوچکتر هستند فضاي سطحي را زياد کرده که باعث افزايش مقاومت سلول‌هاي باکتري به خشکي مي شوند. دو جدايه باکترياييP. fluorescens ( 2-79 RN110 , WF393) در Zeoliteبا اندازه کوچکتر از Kaolinite بقاء بهتري داشتند (Dandurand et al.,1994).



قیمت: تومان


پاسخ دهید