موضوع
بررسي موانع سازماني استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي مديريت
در شركت مخابرات استان خراسان
چكيده:
به هر ميزاني كه گسترده عمليات وسيعتر و پراكنده‏تر مي‏گردد اداره نمودن اطلاعات بدون داشتن يك سيستم منطقي غير قابل اجرا مي‏باشد. سيستمي كه بتواند اين مسائل را پشتيباني نموده و پس از كسب اطلاعات، مدير را در تصميم‌گيريهايش راهنمايي نمايد سيستم اطلاعات مديريت مي‏باشد.
اين سيستم يكي از معتبرترين سيستم‏ها است كه استفاده از آن روز به روز افزايش يافته و هر سازماني بر اساس ساختار دروني خود اين سيستم را طراحي مي‏نمايد. اما مسئله به اينجا ختم نمي‏گردد زيرا تنها طراحي و تنظيم سيستم بخشي از كار بوده و قسمت ديگر استقرار و بكارگيري آن مي‏باشد.
به همين منظور سعي شده ضمن مصاحبه با مديران و كارشناسان متعدد در سطح شركت مخابرات استان خراسان با مطالعات كتابخانه‏اي و توجه به نظرات ارائه شده از سوي انديشمندان و صاحب نظران عوامل اساسي بازدارنده در استقرار سيستم‏هاي اطلاعات مديريت را شناسايي و ميزان اهميت هر يك از اين عوامل را در استقرار MIS در شركت مخابرات استان خراسان تعيين كنيم. عوامل شناسايي شده عبارتند از:
فقدان دانش در کاربران، فقدان زير ساختها، نااگاهي مديران، نبودن اموزش وتخصص کاربران، فقدان رويه ها وفرايندهاي لازم

اين تحقيق تركيبي از دو روش كتابخانه‏اي و ميداني (پرسشنامه‏اي) مي‏باشد، براي ادبيات موضوع از روش كتابخانه‏اي استفاده شده و ابزار جمع آوري اطلاعات در اين پژوهش پرسشنامه كتبي بوده است كه از طريق طيف ليكرت طراحي شده است.
در اين پژوهش پنج فرضيه اصلي و سه فرضيه فرعي تعيين گرديده و براي بررسي و تجزيه و تحليل آماري و تفسير داده‏ها از ضريب همبستگي پيرسون و آزمون مختص به آن استفاده شده است. براي تحليل داده ها از نرم افزار آماري SPSS کمک گرفته ايم.

فهرست مطالب
چكيده
فصل اول: طرح تحقيق
1-1- مقدمه
1-2- بيان مسئله
1-3- اهميت و علت انتخاب موضوع
1-4- هدف تحقيق
1-5- پرسش‌هاي پژوهش
1-6- چارچوب پژوهش
1-7- متغيرهاي پژوهش
1-8- فرضيه‌هاي پژوهش
1-9- مدل تحليلي پژوهش
1-10- تعريف عملياتي
1-11- قلمرو تحقيق:
1-11-1- قلمرو مكاني تحقيق
1-12-2- قلمرو زماني تحقيق
1-12-3- قلمرو موضوعي تحقيق
فصل دوم
مقدمه
بخش اول: مباني نظري پژوهش
2-1- اطلاعات و نقش آن در سازمان
2-1-1- اطلاعات و داده‌ها
2-1-2- اهميت اطلاعات
2-1-3- تبديل داده‌ها به اطلاعات
2-1-4- ارزش اطلاعات
2-1-5- سيستم اطلاعات (IS)
2-1-6- سيستم اطلاعات مديريت (MIS)
2-1-6-1- اجزاء MIS
2-1-7- جايگاه سيستم اطاعات مديريت در سازمان
2-1-8- تأثير فناوري اطلاعات بر سازمان
2-1-9- اهداف طراحي سيستم
2-1-10- شناخت بافت سازماني
2-1-11- گامهاي اساسي روش عوامل حياتي موفقيت
2-1-12- لايه‌هاي سيستم اطلاعات مديريت:
2-1-12-1- لايه‌ فني (تكنولوژيكي)
2-1-12-2- لايه اطلاعاتي
2-1-12-3- لايه كاربردي
2-1-13- سيستم اطلاعات مديريت و نقش مديران:
2-1-13-1- نقش ارتباطي (تعاملي / مراوده‌اي)
2-1-13-2- نقش اطلاعاتي
2-1-13-3- نقش تصميم‌گيري
2-1-14- اثر سطح مديريت بر طرح MIS
2-1-15- طبقه‌بندي سيستم‌اطلاعاتي:
2-1-15-1- طبقه‌بندي بر اساس ساختار
2-1-15-2- طبقه‌بندي بر اساس حيطه عملكردي
2-1-15-3- طبقه‌بندي بر اساس معماري سيستم
2-1-16- عوامل تأثيرگذار برنوع سيستم‌هاي اطلاعاتي مورد نياز
2-1-17- انواع سيستم‌هاي اطلاعاتي:
2-1-17-1- سيستم پردازشي تعاملي (TPS)
2-1-17-2- سيستم گزارشات مديريت (MRS)
2-1-17-3- سيستم پشتيباني تصميم‌گيري (DSS)
2-1-17-4- سيستم هوش مصنوعي (AI)
2-1-17-5- سيستم‌هاي خبره يا هوشمند (ES)
2-1-17-6- سيستم پشتيباني تصميم‌گيري گروهي (GPSS)
2-1-17-7- اتوماسيون اداري (OA)
2-1-17-8- سيستم كاركنان دانشي (KWS)
2-1-17-9- سيستم پشتيباني مديران ارشد اجرايي (ESS)
2-1-18- سير تكامل سيستم‌هاي اطلاعاتي
2-1-19- علت نياز به سيستم‌هاي اطلاعاتي
2-1-20- متدولوژيهاي طراحي و استقرار سيستم
2-1-21- طرق گوناگوم ايجاد سيستم:
2-1-21-1- چرخه حيات سنتي تجزيه و تحليل و طراحي سيستم
2-1-21-2- چرخه حيات نظام يافته و تجزيه و تحليل و طراحي سيستم
2-1-22- گامهاي دهگانه چرخه حيات سيستم
2-1-23- ويژگي‌هاي يك سيستم اطلاعات كارآمد
2-1-24- گروههاي تأثيرگذار در برپايي يك سيستم اطلاعاتي نوين
2-1-25- استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي
2-1-26- عوامل موفقيت در استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي
2-1-27- موانع استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي
2-1-28- معيارهاي پيروزي سيستم اطلاعاتي
2-1-29- مشكلات بكارگيري سيستم‌هاي اطلاعاتي در سازمانهاي دولتي
بخش دوم: توصيف فضاي مطالعاتي، تحقيقاتي
2-2- جايگاه سيستم‌هاي اطلاعاتي در شركت مخابرات استان خراسان
2-2-1- توصيف فضاي مطالعاتي (شركت مخابرات استان خراسان)
2-2-2- سابقه استقرار سيستم اطلاعات
2-2-2-1- زمان بهره‌برداري از سيستم اطلاعات
2-2-2-2- جايگاه سازماني و تشكيلات سيستم‌هاي اطلاعات
2-2-3- سيستم‌هاي اطلاعاتي موجود
2-2-4- شرح هر كدام از سيستم‌ها و انواع گزارشات دريافتي:
2-2-4-1- سيستم طرح جامع مالي
2-2-4-2- سيستم طرح جامع تداركات و انبار
2-2-4-3- سيستم طرح جامع امور مشتركين
2-2-4-4- سيستم طرح جامع نيروي انساني
2-2-5- ساختار سيستم‌هاي اطلاعاتي شركت
بخش سوم: پيشينه پژوهش
2-3- سابقه تحقيق
2-3-1- سابقه تحقيق در داخل كشور
2-3-2- سابقه تحقيق در خارج از كشور
فصل سوم: روش پژوهش
مقدمه
3-1- روش تحقيق
3-2- فرضيه‌هاي پژوهش
3-3- جامعه آماري
3-4- روش نمونه‌گيري
3-5- منابع و روشهاي جمع‌آوري اطلاعات
3-6- ويژگي‌هاي پرسشنامه
3-7- اندازه‌گيري و ابزار آن
3-8- روش آماري
3-9- اعتبار (روايي) پرسشنامه
3-10- اعتماد پذيري (پايايي) پرسشنامه
فصل چهارم: يافته‌هاي پژوهشي
مقدمه
4-1- بخش اول: بافت نمونه آماري تحقيق
4-1-1- ويژگي‌ پاسخگويان بر حسب سطح مديريتي
4-1-2- ويژگي‌ پاسخگويان بر حسب رسته شغلي
4-1-3- ويژگي‌ پاسخگويان بر حسب حوزه كاري
4-1-4- ويژگي‌ پاسخگويان بر حسب سابقه خدمت
4-2- آزمون فرضيه‌ها
4-3- مدل پژوهش
فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهاد
5-1- بخش اول: نتايج تحقيق
5-2- بخش دوم: پيشنهادهاي مبتني بر يافته هاي پژوهش:
5-2-1- پيشنهاد براي بهبود وضع موجود
5-2-2- توصيه به پژوهشگران جهت تحقيقات آتي
فصل اول
كليات پژوهش
فصل اول : طرح تحقيق
مقدمه :
هنگامي كه انسان موفق شد ماشين را به مثابه منبع كار فيزيكي، جايگزين نيروي كار كند، بخشي از كار به ماشين و بخشي ديگر به انسان واگذار گرديد. بدين ترتيب، كار به اجزاي ريز تر تشكيل دهنده خود تقسيم شد .بنابراين، با قرار گرفتن محصول در خط توليد، ضمن افزايش بهره وري، جنبه هاي غير انساني (جانشيني) كار نيز فزوني يافت.
با جنگ جهاني دوم عصر سيستم ها نيز آغاز شد .علي رغم تشكيل شدن سيستم از اجزاي بهم وابسته و پيوسته،آن را بايد به منزله يك كل غير قابل تقسيم به اجزاي خود در نظر گرفت.
عصر سيستم ها، انقلاب فرا صنعتي را به ارمغان آورد . اين انقلاب مبتني بر استفاده از ماشينهاي محاسبي است كه ضمن مشاهده، به توليد، پردازش منطقي و انتقال اطلاعات مي پردازند.با انقلاب صنعتي و ظهور ماشينهاي پردازش و انتقال اطلاعات، امكان ماشيني كردن برخي از فعاليتهاي ذهني نيز فراهم شد.
در حدود اواسط قرن بيستم (دهه 1950) كشورهاي صنعتي به مرحله جديدي پاي نهادند كه طي آن به جوامعي خدمتگرا تبديل شدند. در اين دوره جاذبه استخدام بيشتر مبتني بر ارائه خدمات بود.ولي اكنون اين كشورها در عصر اطلاعات به سر مي‌برند يعني عصري كه در آن حاكميت به كامپيوتر، تكنولوژي ارتباطات و متخصصان و افراد بسيار ماهر تعلق دارد و به جاي تلاش فيزيكي بر لزوم استفاده از قدرت فكر تاكيد مي‌شود.
در عصر صنعتي “سرمايه” منبع استراتژيك به شمار مي آمد، در حالي كه در عصر اطلاعات، دانش منبع استراتژيك است (رضائيان، 1376، 1-6).
ايالات متحده آمريكا از سال 1950 از جهان صنعتي با حفظ برتريت صنعتي به عصر اطلاعات گام نهاد. با افزايش درجه اهميت فعاليت كاركنان و متخصصين در دنياي اطلاعات و ارجعيت و اهميت آن نسبت به فعاليت هاي صنعتي نياز اين گروه از كاركنان در بخشهاي سه گانه خدمات، كشاورزي، صنعت و هنر بيشتر احساس شده است.
جوامع پيشرفته نيز در حال حركت براي تكنولوژي اطلاعات هستند حركتي كه داراي نرخ شتاب بسيار بالايي است. هنگامي كه حجم و سرعت اطلاعات در اختيار مديران افزايش مي يابد، پردازش اطلاعات بايستي بطور فزاينده و با استفاده از سيستم هاي اطلاعاتي مديريت صورت گيرد (مومني،1372، 20-21).
در عصر اطلاعات ارزش افزوده از طريق تبديل اطلاعات به دانش و همچنين سرعت انتقال آن، حاصل مي شود. جريان اصلي عصر اطلاعات، مبتني بر ارتباطات است.
مديران هموراه به دنبال اطلاعات هستند و اتخاذ تصميمات آنان بر اساس داده هاي مرتبط با موضوع تصميم است. در گذشته منابع اطلاعاتي آنان اتفاقي و غير مطمئن و بطور مختلف و گوناگون بوده و اطلاعات آنان از طريق مقامات مافوق و يا مرئوسين و ساير پرسنل سازمان تامين مي شد، كه عدم اطمينان و اتكاء به صحت اطلاعات را تشديد مي‌كرد.
فقر و ضعف اطلاعات موجب مي شود كه مديريت سازمان نه تنها تصور درست و كاملي از آينده نداشته باشد، بلكه حتي نتواند نقاط ضعف و قوت وضع گذشته و موجود سازمان را درست و كامل بشناسد. در نتيجه نه مي‌تواند هدف گذاري صحيح نمايد و نه قادر است فعاليتهاي مناسبي را براي سازمان طراحي نمايد و پيرو اين امر از منابع سازمان استفاده بهينه نخواهد شد. لذا مي توان يكي از عمده ترين دلايل عدم كارائي و عدم موفقيت سازمانها را تصميم گيري ضعيف و يا غلط يابي موقع مديريت سازمان به علت عدم وجود اطلاعات كافي و مناسب دانست و اين امر مي تواند به دليل اهميت كافي قائل نشدن براي اطلاعات، تامين نكردن زير بناهاي مناسب و ضعيف در توليد، سازمان دهي،ذخيره سازي و اشاعه اطلاعات مناسب، دقيق، صحيح و قابل اعتماد و به هنگام و كامل است.
لذا تجهيز مديريت به يك سيستم اطلاعاتي صحيح و مطمئن كه توانايي مديريت را در اتخاذ تصميم، برنامه ريزي و كنترل سازمان ياري دهد الزامي است. (مومني،1372، 24-23).
سيستم اطلاعات مديريت سيستمي است كه بر اساس عرضه داده ها و اطلاعات صحيح و خلاصه شده در موقع مناسب به تصميم گيرندگان سازمان، امكان تصميم گيري صحيح و دقيق را براي مديران فراهم مي سازد.
يكي از مراحل استقرار و راه اندازي سيستم اطلاعات مديريت، شناخت مشكلات مقابل آن و ارائه پيشنهادات جهت رفع اين مشكلات مي باشدكه در اين تحقيق به بررسي آن خواهيم پرداخت.

1-2- بيان مسئله
امروزه در هر سازماني دستيابي به اهداف با حداكثر كارائي و اثر بخشي، مهمترين رسالت سازماني است. براي رسيدن به اين مقصود مي بايست تمامي فعاليتهاي يك سازمان طبق برنامه خاصي انجام گيرد و بايد يك ديدگاه وسيع از كليه مشكلات مقابل آن تهيه گرديده و راههايي براي رفع آن ارائه گردد.
اطلاعات به عنوان اصلي ترين عامل در اين روند داراي ارزش ويژه اي است و هرچه حجم و پيچيدگي عمليات وسيع‌تر مي شود، اطلاعات اهميت بيشتري مي يابد.
به هر ميزاني كه گستره عمليات وسيعتر و پراكنده تر مي گردد اداره نمودن اطلاعات بدون داشتن يك سيستم منطقي غير قابل اجراء مي باشد. سيستمي كه بتواند اين مسائل را پشتيباني نموده و پس از كسب اطلاعات، مدير را در تصميم گيريهايش راهنمايي نمايد سيستم اطلاعات مديريت مي باشد . اين سيستم يكي از معتبرترين سيستم هاست كه استفاده از آن روز به روز افزايش يافته و هر سازماني بر اساس ساختار دروني خود اين سيستم را طراحي مي نمايد. اما مسئله به اينجا ختم نمي گردد بلكه تنها طراحي و تنظيم سيستم بخشي از كار بوده و قسمت ديگر آن استقرار و اجراي آن مي باشد. در كشور ايران بدليل عدم اسقرار صحيح سيستمهاي اطلاعاتي مديريت گردونه توليد و اقتصاد دچار كاستي مي گردد.
دلايل متعددي را مي توان براي اين امر بيان نمود بايد اذعان داشت كه مديران سازمانهاي دولتي كشور در راستاي بكار گيري سيستم اطلاعاتي مديريت با موانع متعدد مواجه بوده و هستند از مهمترين عوامل ياد شده مي توان به فقدان دانش کاربران، فقدان فرآيندها و رويه هاي لازم، نبودن آموزش وتخصص کاربران، فقدان زير ساختها و ناآگاهي مديران از اصول MIS و . . .
ورود سيستم هاي اطلاعاتي مديريت در سازمان هميشه با موفقيت و در جهت اهداف ياد شده نبوده است.هزينه هاي ناشي از تاخير در ساختار سيستم هاي اطلاعاتي، نارضايتي كاربران از سيستم و ساير مسائل مطروحه در چگونگي جذب سيستم اطلاعات مبتني بر كامپيوتر، عارضه هايي از وجود مشكل در استقرار سيستم بوده است )ترک زاده،1368،115-116 ).
نتيجه مطالعات انجام شده از سوي محققين و همچنين گزارشات و تجارب متخصصين بيانگر آن است كه ممكن است سيستم هاي اطلاعات مديريت در سازمان با دقت طراحي شود ولي در بكار گيري و هماهنگ شدن با رويه هاي سازمان دچار مشكل گردد و از سوي ديگر سيستم نه چندان دقيقي در سازمان ديگر بدون مشكل اجراء گردد.
شناسايي موانع، مشخص نمودن جزئيات، يافتن راههايي جهت كاهش و رفع آنها مواردي است كه استقرار هر چه صحيح تر سيستم اطلاعات مديريت را تسهيل مي نمايد.

1-3- اهميت و علت انتخاب موضوع
وابستگي پيچيده صنايع، منابع خارجي، دانش فني، خدمات مهندسي، نصب و راه اندازي و پشتيباني لازم، پرداختن به مسائل مشتريان و مشتركين، آگاه بودن از تحولات و نوآوري ها در زمينه هاي مختلف اهميت اطلاعات و مديريت را روشن مي سازد . ايجاد يك سيستم بزرك و بدون سيستم موثر ارتباطي كه بتواند اجزاء سيستم هاي كوچكتر را مرتبط سازد ميسر نخواهد شد.
در سيستم هاي بزرگ تجاري مديران به اطلاعاتي احتياج دارند كه آنها را براي اتخاذ تصميمات، برنامه ريزي و كنترل سازمان ياري نمايد.بسياري از افراد در مفهوم تجاري اطلاعات را با داده در معنا مترادف مي‌دانند در حاليكه تمايز بين داده ها و اطلاعات براي طراحي سيستهاي مديريت MIS مهم مي باشد.
مديران همواره بدنبال اطلاعات هستند و اتخاذ تصميات آنان بر اساس داده‌هاي مرتبط با موضوع تصميم است. در گذشته منابع اطلاعاتي آنان اتفاقي و غير مطمئن و بطرق مختلف و گوناگون بوده و اطلاعات آنان از طريق مقامات مافوق و يا مرئوسين و ساير پرسنل سازمان تامين مي شده كه عدم اطمينان واتكاء به صحت اطلاعات را تشديد مي كرد زيرا افراد اطلاعات را با افزايش و يا كاهش از آن به مقامات و مسئوليت منتقل مي كردند. لذا اطميناني از درستي آن نبود . تجهيز مديريت به يك سيستم اطلاعاتي صحيح و مطمئن كه توانايي مديريت را در اتخاذ تصميم گيري، برنامه ريزي و كنترل سازمان ياري دهد الزامي مي باشد.
سيستم هاي اطلاعاتي مديريت تا قرن بيستم با تأني بحركت خود ادامه داد و شايد علت آن عدم توانايي بشر در حفظ، نگهداري و بازيابي اطلاعات بود . با توسعه كامپيوترها با ظرفيت، سرعت و دقت بالا در اواسط قرن بيستم تكامل و كاربرد مفاهيم MIS روند ديگر و با سرعت بيشتري توسعه يافت.
هدف سيستم هاي اطلاعاتي مديريت افرايش روند ارائه و اداره اطلاعات و كاهش و حدس و گمان در حل مشكلات در سطوح مختلف سازماني از طريق سيستم هاي بازخورد اطلاعات و بازتاب بازيابي اطلاعات در جهت تكامل داده هاي جديد به سيستم است.
از آنجائيكه مديران همواره متكي به سيستم اطلاعاتي طراحي شده توسط خود هستند و بطور روزمره در جستجوي اطلاعات مي باشندبنابر اين يك سيستم اطلاعات بر اساس و اصول پايگاه داده هاي اطلاعاتي، مديران را در انجام وظايف استراتژيك و تاكتيكي و عملياتي خود مساعدت مي‌نمايد (مومني،1372، 25-23).
با توجه به اينكه استقرار سيستم هاي اطلاعاتي در شركت به سال 1375 بر مي گردد به مرور زمان و با كشف نواقص سيستم هاي اطلاعاتي موجود و همچنين جمع آوري نظرات و خواسته هاي كاربران و پيشنهادات كارشناسان سيستم در شركت ،‌در فواصل زماني مختلف نسخه هاي جديدي از سيستم ها ارائه گرديد كه تا حدودي نواقص سيستم هاي قبلي در آن بر طرف شده است ولي همچنان نياز به تكميل شدن و باز بيني دارد . با عنايت به اينكه تجهيز مديريت به يك سيستم اطلاعاتي صحيح و مطمئن كه توانايي مديريت در اتخاذ تصميم ،‌برنامه ريزي و كنترل سازمان ياري دهد محسوس و الزامي مي باشد لذا در اين پژوهش به دنبال شناسايي عوامل مؤثربازدارنده در استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي مديريت در شركت مخابرات استان خراسان هستيم .
1-4- هدف تحقيق
اهداف اصلي:
اهداف اصلي از اجراي اين تحقيقات شناسايي وپي بردن به عوامل سازماني موثربازدارنده که موجب مي شود تا سيسستم هاي اطلاعاتي مديريت به صورت درست استقرار نيابند :
1- کسب اگاهي از ارتباط موثربين عوامل تکنولوژي ورويه ها وروش هاي موجودورفع موانعي که باعث عدم استقرار صحيح MIS مي شود
2- بررسي سطح دانش واطلاعات مديران از اصول بکار گيري صحيح MIS ودر صورت احساس نياز اقدام به برگزاري واجراي دوره اموزشي ضمن خدمت بصورت کارگاهي وبالا بردن سطح دانش کارکنان ومديران وترغيب به مشارکت در بکارگيري سيستم MIS در شرکت وپشتيباني از تصميم گيري آنان به عنوان عوامل مهم کليدي در نحوه استقرار سيستمها .
اهداف فرعي :
1- افزايش عملکرد و کارايي و صرفه جويي در نيروي انساني وپيشگيري از هدر رفتن اوقات کاري کارکنان.
2- مديريت بهينه نيروي انساني ومديريت زمان وکسب اطلاعات جديد با توجه به تغييرات ساختار سازمانها و پيشرفت تکنولوژي در امور ارتباطات جهاني.
3- استفاده از اطلاعات مکانيزه شده وپردازش اطلاعات دريافت شده ازدرون وبرون سازمان وهمگرا سازي با اهداف اصلي ، حل تنگناهاي موجود وکاهش هزينه ها.
1 -5- پرسش‏هاي پژوهش:

فرضيه هاي اصلي
1- آيا فقدان دانش کاربران در عدم استقرار صحيحMIS در شرکت مخابرات استان خراسان موثر است؟
2- آيا فقدان زير ساختهاي لازم در عدم استقرار مناسبMIS در شرکت مخابرات استان خراسان موثر است؟
3- آيا نااگاهي مديران از اصول MIS در عدم استقرار صحيح MIS در شرکت مخابرات استان خراسان موثر است؟
4- آيا فقدان رويه ها و فرآيندهاي لازم در عدم اسقرار MIS در شرکت مخابرات استان خراسان تاثير گذار است؟
5- آيا نبود اموزش وتخصص کاربران در عدم استقرار صحيح MIS درشرکت مخابرات خراسان موثر است؟
فرضيه هاي فرعي:
1- آيا سن پاسخگو در نظر ازدر خصوص علل عدم استقرار صحيح MIS در شرکت مخابرات استان خراسان تاثير گذار ميباشد؟
2- آيا سابقه کار پاسخگو در نظر او در خصوص علل در خصوص در خصوص عدم استقرار صحيح MIS در شرکت مخابرات استان خراسان تاثير گذار ميباشد؟
3- آيا ميزان تحصيلات پاسخگودر نظر اودر خصوص علل عدم استقرارMIS در شرکت مخابرات استان خراسان تاثير گذار ميباشد؟
چارچوب نظريه پژوهش:
در بسياري از سازمانها ملاحظه شده است كه عليرغم صرف وقت، انرژي و هزينه زيادي كه جهت طراحي سيستم‏هاي اطلاعاتي شده است، برخي از اين سيستم‏ها در عمل بكار گرفته نشده‏اند يا در ارائه خدمات اطلاعاتي داراي مشكلات زيادي هستند. در تحقيقي كه بر روي 19 پروژه انجام شده است مشخص گرديد كه 47 درصد از اين پروژه‏ها تحويل كارفرماي آن شده‏اند و ليكن مورد استفاده قرار نگرفتند، براي 29 درصد از اين پروژه‏ها هزينه مربوط پرداخت شد ولي كارفرما آن را تحويل نگرفت و 19 درصد از‏ آنها متروك شده‏اند.
برخي از سيستم‏هاي اطلاعاتي مديريت به خاطر اينكه كاركردن با آنهابسيار پيچيده و مشكل است. برخي به جهت آنكه داده‏هاي موجود در آن مورد قبول و اطمينان نيستند، برخي بدليل تاخير در پردازش و زمان زياد ارائه پاسخ و برخي جهت بالا بودن هزينه‏هاي عملياتي آنها،‏از سوي مديران مورد بهره‏برداري واقع نمي‏گردند(لندن،کانت،1370،763)
صاحب‏نظران مختلف دلايل گوناگوني را براي شكست در اجراي پروژه‏هاي طراحي و استقرار MIS مطرح نموده‏اند. “پاور و چيني كراو” دلايل زير را به عنوان مهمترين عوامل شكست سيستم‏ها مطرح نموده‏اند (Power, MJ. & chenny, p.h.crow 1990, 35)
1- ارتباطات ضعيف1
2- تجزيه و تحليل غير كامل و ناكافي2
(1/2) به دليل تعجيل در انجام پروژه و ارائه نتايج آن
(2/2) ناكافي و نامناسب بودن اطلاعاتي كه در اختيار تحليل گر قرار مي‏گيرد.
3- عدم وضوح كامل فرايند‏ها و جريان عمليات سازمان براي تحليل گران سيستم
ايشان همچنين به تفاوتهاي فردي بويژه تفاوتهاي فيزيكي، شناختي و شخصيتي افراد اشاره نموده‏ است و از عوامل زير به عنوان عوامل انساني موثر در امر شكست سيستم نام مي‏برند.
(Power, MJ. & chenny, p.h.crow 1990, 450-453)
1- ضعف طراح سيستم (از نظر دانش و تجربه و سابقه كار)
2- نامناسب بودن “زمان پاسخگويي”3سيستم به كاربر (كند بودن سيستم)
3- عدم آموزش مناسب كاربران و راهبران سيستم
4- ناتواني و ضعف راهبران و كاربران سيستم (از نظر دانش و تجربه و سابقه كار)
5- ناتواني برخي از حواس پنجگانه راهبران يا كاربران سيستم به ويژه حواس شنوايي، بينايي و لامسه
6- توانايي ادراكي و شناختي افراد: مثل توانايي در تصميم گيري، حل مساله، جستجو و حافظه
7- تفاوت شخصيتي افراد
در خصوص مراوده بين كاربر و سيستم ملاحظاتي كه در اين رابطه بايد رعايت گردند از سوي اشنايدرمن4 پيشنهادهايي ارائه شده كه بين سيستم‏ و كاربر آن ارتباط دوستانه برقرار شود. وي در مورد اينكه گزارشهاي خروجي سيستم داراي چه ويژگي‏هايي باشد و آنچه بر روي صفحه كامپيوتر ظاهر مي‏شود چگونه سازماندهي و ارائه شود تا كاربر از ديدن آن خشنود شود و ميل به كار بيشتر با سيستم داشته باشد، به نكات جالبي اشاره كرده است. اما آنچه مهم است اين است كه سيستم بايد بگونه‏اي طراحي شود كه با كاربر آن به سبك دوستانه ارتباط برقرار نمايد. مسائل ديگري همچون “ورود داده‏ها به سيستم”5 نحوه كنترل خطاها و روش كردن آن براي كاربر سيستم “آزمايش پذيرش سيستم”6 و نحوه ” نمايش دادها “7 را نيز به عنوان مسائل مهم در اين رابطه معرفي كرده‏اند (schneiderman, j. 1987, 454, 459).

خانم و آقاي “لاودن” از چهار موضوع اساسي براي شكست سيستم‏هاي اطلاعاتي نام مي‏برند. (Laudon, k. & Loudon, j. 1991, 26, 764)
1- طراحي
2- هزينه
3- عمليات
4- داده ها
اگر طراحي به نحو مناسبي انجام نپذيرد، اگر هزينه نگهداري و عملياتي كردن سيستم بسيار زياد باشد، اگر سيستم خوب هدايت و عملياتي نشود، و اگر داده‏هاي صحيح و دقيق و مناسب به سيستم تغذيه وارد نگردد، به طور حتم سيستم در محل دچار مشكل گرديده و با شكست مواجه خواهد شد.
ايشان براي تعيين درجه موفقيت يا شكست سيستم‏هاي اطلاعاتي، پنج معيار را معرفي نموده‏اند. (Laudon, k. & Loudon, j. 1991, 6, 788)
1- سطح بالاي استفاده
2- رضايت كاربر از سيستم
3- طرز تلقي‏هاي مساعد درباره نقش سيستم
4- اهداف تامين شده سيستم
5- آثار و نتايج مالي
از سوي “زاس”8 نيز همين معيارها براي تعيين درجه موفقيت سيستم‏هاي اطلاعاتي معرفي گرديده است (zwass, V. 1992, 54, 746)
خانم و آقاي “لاودن” عوامل موثر در موفقيت و شكست سيستم‏هاي اطلاعاتي را به سه دسته تقسيم مي‏نمايند.
1- عوامل فني
2- عوامل مديريتي
3- عوامل سازماني
عوامل فني مسائل نقص فني در طراحي، عدم توانايي در تشخيص نيازهاي كاربران و كابوس نگهداري و بهبود و به طور كلي مسائل مربوط به نرم افزار و تهيه و طراحي آن را شامل مي‏گردد.
عوامل مديريتي و سازمان هم به طور عمده به مسائل انساني و تشكيلاتي سازمانهاي بكارگيرنده سيستم‏هاي اطلاعاتي و مواردي همچون مساله تغيير و مقاومت در برابر آن، نفوذ و احاطه كاربران، فاصله ارتباطي كاربر و راهبر با طرح سيستم، حمايت مديريت و سطح پيچيدگي و مخاطره در اجراي سيستم باز مي‏گردد (Landon, k. & Landon, j, 1991, 25, 318- 319).
“زاس” عوامل موثر در موفقيت سيستم‏هاي اطلاعاتي را به هفت عامل دسته بندي و تقسيم مي‏نمايد. (Zwass, v. 1992, 748)
1- حمايت مديران
2- تعامل مناسب و كافي بين طراح و كاربر (راهبر) سيستم
3- تطبيق اهداف سيستم با اهداف سازماني
4- مديريت تغيير
5- مديريت صحيح و مناسب بر پروژه توسعه سيستم
6- كاربران و راهبران داراي انگيزه و آموزش ديده
7- كيفيت برتر سيستم.
“موريك و مانيسون” محدوديتهايي را كه براي طراحي (MIS) در سازمانها وجود دارند به دو دسته تقسيم نموده‏اند. (Murdick, R. G & Munson, j. G, 1986, 34, 517)
1- محدوديتهاي داخلي
2- محدوديتهاي خارجي
همانگونه كه در نمودار شماره (1-1) نشان داده شده است محدوديتهاي داخلي يا درون سازماني شامل شش عامل حمايت مديريت بالاتر، سياستهاي سازمان،‏كاركنان ، مالي و ساير منابع ، پذيرش و اعمال نفوذهاي فردي مي‏باشد.
محدوديتهاي خارجي يا برون سازماني هم شامل مواردي است كه از سوي دولت، مشتريان و سايرين (مثل عرضه كنندگان مواد و خدمات مورد نياز سازمان و …) به سازمان تحميل مي‏گردد.
نمودار شماره (1-1) محدوديتهاي درون و برون‌سازماني در طراحي سيستم

“مك لويد”9 معتقد است كه مسايل رفتاري و انساني در هنگام طراحي سيستم بسيار مهم و حياتي است وي از آن به عنوان مهمترين عامل موفقيت يا شكست سيستم‏هاي اطلاعاتي ياد مي‏كند. بيم و هراسي كه كاركنان در اثر ورود سيستم جديد به محيط كار آنان پيدا مي‏كنند. باعث مقاومت زياد آنها در مقابل آن مي‏گردد. چرا كه وقتي آنها از سيستم جديد ترسيدند، راههاي مختلفي را براي نشان دادن واكنش خود انتخاب مي‏نمايند. اغلب مواقع كاركنان ترس خود را از سيستم جديد پنهان نموده ولي بعد صورت پنهاني اقدام به خرابكاري در سيستم مي‏نمايند. آنها در هنگام طراحي سيستم با طراح سيستم همكاري و هماهنگي لازم را به عمل نمي‏آورند و موانع مختلفي بر سر راه وي ايجاد مي‏كنند. (McLeod Raymanod , 1994, 332)
“مديسون و دارنتون”10 معتقدند كه عواملي همچون شخصيت افراد، آموزش، مهارتها، الگوهاي رفتاري و فرهنگ به عنوان “عوامل انساني” و اندازه، نوع و ماهيت سازمان، نوع محصول و خدمات توليدي به عنوان “عوامل سازماني” قوانين، فشارهاي محيطي و نوع نحوه دسترسي به منابع به عنوان “عوامل محيطي” در موفقيت يا شكست سيستم‏هاي اطلاعاتي موثر مي‏باشند. البته آنها معتقدند كه عوامل انساني، بسيار مهم‏تر و موثر تر از عوامل فني هستند .
ايشان همچنين “فرضيه سه جانبه” را در ارتباط با توسعه و بكارگيري سيستم‏هاي اطلاعاتي مطرح نموده‏اند. آنها اظهار داشته‏اند كه در امر طراحي و بكارگيري سيستم‏هاي اطلاعاتي سه عامل “فرايند”، “داده” و “رفتار” به همه فعاليتها مرتبط مي‏گردند. در بحث رفتار اينگونه مطرح مي‏كنند كه وقتي فرايند طراحي و استقرار و بكارگيري سيستم جريان مي‏يابد. بايد به اين سوالات پاسخ داد كه چه واقعه‏اي،تحت چه شرايطي مي‏تواند شروع ياخاتمه يابد و افراد در اين فرايند چه نقش يا تاثيري داشته يا خواهد داشت. (Richard Modison & Geoffery Darnton, 1996,198-9)
اگر همه عوامل موثر در بروز موفقيت يا شكست سيستم‏هاي اطلاعاتي به ويژه (MIS) را دسته بندي نمائيم موانع مهم‏تر و موثر‏تر عبارتند از:
1- موانع انساني
2- موانع سازماني و ساختاري
3- موانع فني و تكنولوژيكي
4- موانع ناشي از طراحي نامناسب
5- موانع ارتباطي
6- موانع محيطي
اگر فرايند طراحي و پياده سازي سيستم‌هاي اطلاعاتي مديريت در سازمانها را به سه دسته “طراحان، كاربران (مديران) و كارشناسان پشتيباني تقسيم كنيم. براي شناسايي همه عوامل مرتبط با موانع سازماني لازم است كه نقش و وظيفه هر يك از سه دسته مزبور را در فرايند توسعه و استقرار MIS تعريف و تعيين نموده و سپس بر اساس آن، موانع سازماني را كه ممكن است در هر مرحله بروز نمايد تعيين و مشخص نمايئم. لذا اگر قرار باشد با يك نگرش سيستمي همه موانع سازماني شناسايي گردند. لازم است با توجه به تقسيم بندي فرايند به سه دسته فوق، به عامل ديگري هم توجه داشت و آن مراحل و گامهاي مختلفي است كه در فرايند ايجاد سيستم‌هاي اطلاعاتي مديريت در سازمانها طي مي‏شود.
به اين ترتيب شناسايي و روشن كردن همه عوامل موثر در ارتباط با هر يك از عوامل سه گانه فوق‏الذكر، روشن كننده كليه موانع سازماني خواهد بود كه بر سر راه سازمانها در فرايند ايجاد و بكارگيري MIS وجود داشته يا خواهند داشت.براي بيان روشن و مناسب اين عوامل از الگوهايي كه هر سه جنبه مزبور در آن ديده شده باشند بايد بهره گيري نمود. در اين تحقيق تلاش مي‏گردد بر اساس يافته‏هاي تحقيق الگوي مناسبي براي اين منظور پيشنهاد نمود.

1-7- متغيرهاي پژوهش
الف) متغير مستقل11: يك ويژگي از محيط فيزيكي يا اجتماعي است كه بعد از انتخاب، دخالت يا دستگاري شدن توسط محقق مقاديري را مي‏پذيرد تا تاثيرش بر روي متغير ديگر (متغير وابسته) مشاهده شود (بازرگان و ديگران، 1381، 43).
در اين تحقيق، متغيرهاي مستقل، عوامل موثر بر عدم استقرار سيستم‏هاي اطلاعاتي مديريت شامل: (*****) مي‏باشد.
ب) متغير وابسته12: متغيري است كه تغييرات آن تحت تاثير متغيرهاي مستقل قرار مي‏گيرد، انتخاب يك متغير به عنوان وابسته (تابع) به هدف پژوهش بستگي دارد (بازرگان و ديگران، 1381، 43). با توجه به هدف تحقيق استقرار موفق سيستم‌هاي اطلاعاتي مديريت به عنوان متغير وابسته مي‏باشد.
ج) متغيرهاي ميانجي: همه متغيرهاي موجود در يك شرايط پژوهشي را نمي‏توان همزمان مورد مطالعه قرار داد. گاهي اوقات متغيرهايي كه تاثير برخي از آنها در تعيين رابطه بين متغيرهاي مستقل و وابسته، بايد خنثي يا ثابت نگه داشته شود (بازرگان و ديگران، 1376: 44). در اين تحقيق نيز از عوامل تاثير‏گذار بر استقرار سيستم‏هاي اطلاعاتي مديريتي كه شامل عوامل محيطي، شغلي، فردي، (انساني) مي‏باشد ثابت در نظر گرفته مي‏شود و به عنوان متغيرهاي ميانجي، كنترل يا مداخله گر قلمداد مي‏شوند. و بيشتر به عوامل سازماني پرداخته مي‏شود.

1-8- فرضيه‏هاي پژوهش
فرضيه هاي اصلي :
1- فقدان دانش درکاربران موجب عدم استقرار مناسب MISدرمخابرات استان خراسان مي شود .
2- فقدان زير ساختهاي لازم موجب عدم استقرارصحيح MIS در شرکت مخابرات استان خراسان مي شود.
3- ناآگاهي مديران از اصول سيستمهاي اطلاعات مديريتي موجب عدم استقرار صحيح MIS در مخابرات استان خراسان مي شود.
4- نبودن آموزش و تخصص کاربران موجب عدم استقرار MIS در شرکت مخابرات مي شود.
5- فقدان رويه ها و فرآيندهاي لازم موجب عدم اسقرار صحيح MIS در شرکت مخابرات مي شود.
فرضيهاي فرعي:
1- سن پاسخگو در نظر او در خصوص علل عدم استقرار صحيح MIS در شرکت مخابرات استان خراسان تاثير گذار است.
2- سابقه کار پاسخگو در نظر او در خصوص علل عدم استقرار صحيح MIS در شرکت مخابرات استان خراسان تاثير گذار است.
3- ميزان تحصيلات پاسخگو در نظر او در خصوص علل عدم استقرار صحيح MIS در شرکت مخابرات استان خراسان تاثير گذار است.
1-10- تعريف واژه ها
مديريت13: فرد يا گروهي از افراد كه مسئوليت بررسي، تحليل، تصميم‏گيري و اجراي عمليات را براي تحقيق هدفهاي سازماني عهده دار هستند (زاهدي شمس السادات – الواني، مهدي – فقيهي، ابوالحسن، 1376، 225).
سيستم14: مجموعه‏اي از اجزاي بهم وابسته كه به علت اين وابستگي ، كليت جديدي را بدست مي‏آورد و از نظم و سازمان مخصوصي پيروي و در جهت تحقيق هدف خاصي فعاليت مي‏كند. (زاهدي و ديگران، 1376، 374)
اطلاعات15: مفهومي كه فرد، عرفاً از داده‏ها استنباط مي‏كند. در كامپيوتر عبارت است از داده‏ها، رقمها، علامتهاي مشخص و مانند آنها كه توسط كامپيوتر، پردازش يا توليد شده است (زاهدي و ديگران، 1376، 168)
سيستم‏ اطلاعات مديريت16: سيستمهاي اطلاعاتي كامپيوتري كه اطلاعات لازم را در زمينه‏هاي مختلف سازمان در اختيار مديريت مي‏گذارد و آنان را در تصميم گيريهايشان ياري مي‏دهد. (زاهدي و ديگران، 1376، 226)
مديريت عالي (ارشد)17: سطح عالي سلسله مراتب اداري. مديراني كه در اين سطح قرار دارند بيشتر، مسئوليت هماهنگي كار ديگر مديران را عهده دار هستند. (زاهدي و ديگران ، 1376، 385)
مديريت مياني18: در سلسله مراتب سازمان، رده‏اي از مديرت است كه مسئوليت اجراي دستورهاي مديريت عالي است. (زاهدي و ديگران، 1376، 236)
حمايت مديريت19: عبارتست از درك كاربر از ميزان علاقه، شناسايي و برنامه ريزي مديريت
در بكارگيري و استقرار سيستم‏هاي اطلاعات مديريت در واحد زماني (Choe, 1997. 227)
مديريت عملياتي20: طراحي، اجرا و نظارت بر سيستمهايسازماني با استفاده از روشهايي چون تجزيه و تحليل جريان كار، برنامه ريزي توليد، كنترل موجودي و كنترل جامع كيفيت ، به منظور نزديك كردن فعاليتهاي موسسه با نيازهاي بازار. (زاهدي و ديگران، 1376، 226) .
مشاركت21: روشي كه در آن تصميم‏گيري‏هاي مديريت با مشاركت كاركنان انجام مي‏گيرد. در اين سبك مديريت، كاركنان تعهد بيشتري براي اجراي تصميم‏ها احساس مي‏كنند و با روحيه‏ي قويتري به كار مي‏پردازند (زاهدي و ديگران، 1376، 276) .
ساختار سازماني22: مبناي توزيع نقشها در سازمان ساختار شامل سلسله مراتب سازماني، مكانيسمهاي تصميم گيري و عملياتي است كه مبناي مقررات و رويه‏هاي سازمان و خطوط ارتباطي لازم براي اجراي كارهاي روزمره را فراهم مي‏آورد(زاهدي و ديگران، 1376، 271).
تعامل23: كنش و واكنش بين دو يا چند نفر. تكرار دستورالعملهاي كامپيوتري (زاهدي و ديگران، 1376، 176) .
عوامل فني و تكنولوژيكي24: دانش و روشهاي مربوط به پروش،‏ ساخت و پردازش چيزي، به ويژه در مورد چگونگي ساخت و كاربست ابزار و ماشين آلات (صائب، 1375، 621)
آموزش ضمني خدمت25: آموزشي است كه به اشتغال جاري مستخدم مربوط مي‏شود و زماني اتفاق مي‏افتد كه وي در استخدام موسسه است. (صائب، 1375، 314)
تكنولوژي اطلاعات26: تكنولوژي مرتبط با انتقال و ذخيره اطلاعات (صائب، 1375، 313).
كارشناسان پشتيباني يا متخصصان اطلاعاتي27: متخصصان اطلاعات مي توانند مساعدتهايي را در هر مرحله از فرايند حل مسئله انجام دهند. وقتي مسائل شناسايي شوند متخصصين اطلاعات مي‏توانند براي درك آنها به استفاده‌گران سيستم كمك نمايند. (Mcleod, 1998, 188)
متخصصان اطلاعاتي كه كار آنها ارائه خدمات اطلاعاتي است شامل واحدهايي چون تحليل‏گر سيستم‏ها، مديران پايگاه داده، متخصصان شبكه، برنامه نويس‏ها، و اپراتورها مي‏باشند.
تحليل‏گر سيستم28: تحليل‏گر سيستم به استفاده گر در شناسايي و درك مساله كمك نموده و سپس راههاي مختلف حل مساله را در مورد توجه قرار مي‏دهد. (Mcleod, 1998, 185)
سيستم اطلاعاتي(IS)29: سيستمهايي هستند كه به كمك ابزارهاي رايانه‏اي و فن‏اوري اطلاعات به گردآوري اطلاعات و پردازش سيستم‏ها مي‏پردازند. (Mcleod, 1998, 23)
1-11- قلمرو تحقيق
1-11-1- قلمرو مكاني تحقيق
قلمرو مكاني اين تحقيق شركت مخابرات استان خراسان مي‌باشد كه مشتمل بر8 حوزة ستادي، 3 معاونت و 9 منطقه تلفن شهري مي‌باشد.
1-11-2- قلمرو زماني
چارچوب زماني اين تحقيق نيمه دوم 1389 مي‌باشد.
1-11-3- قلمرو موضوعي
چارچوب موضوعي اين تحقيق بررسي موانع سازماني استقرار سبستم‌هاي اطلاعاتي مديريت مي‌باشد. با توجه به اهميت موضوع و اهميت استقرار (MIS) به بررسي موانع سازماني يعني شناسايي و ميزان تأثيرگذاري آن بر استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي مديريت مي‌پردازد.
کليد واژه :اطلاعات،سازمان ،سيستم، موانع
فصل دوم
ادبيات و پيشينه تحقيق
فصل دوم: ادبيات و پيشينه تحقيق
مقدمه
سيماي حاكم بر دنياي زندگي حاكي از انفجار اطلاعات حاصل از پيشرفتهاي تكنولوژي است.كامپيوتر و ارتباطات راه دور دگرگوني سريعي را در زندگي روزمره ايجاد كرده است و دنياي امروزه را نزديك تر نموده، بدون شك در سالهاي دهه 90 عصر اطلاعات مهمترين نقش را ايفا خواهد كرد و بدون دستيابي و كنترل اطلاعات تصميمات مديران كاملاً با مخاطرات و ريسك اجرائي توام است.
تكنولوژي كامپيوتر در سالهاي 1960-1950 به عصر بازرگاني راه يافت . اولين كاربرد كامپيوتر در حوزه عمليات حسابداري با انجام امور پرداخت حقوق و دستمزدها شروع شد و سپس به حسابهاي دريافتي و پرداختي نيز دست يافت. در سالهاي 1960 تكنولوژي كامپيوتر سعي كرد تا به دنياي توليد نيز راه يابد و با كاربردهاي انبارداري، كنترل و توليد، سفارشات دريافتي و خريد توانست نقش مهمي‌را در اداره امور كارخانجات ايفا نمايد.
در سالهاي 1980 مديريت دقيقاً هزينه هاي سيستم هاي اطلاعاتي را زير نظر داشت و همين سالها بود كه مديران به اهميت كاربرد سيستمهاي اطلاعاتي به عنوان ابزار استراتژيك پي بردند و اين نقش جديدي بود كه كامپيوتر مي‌توانست ايفا نمايد.
اطلاعات به عنوان يكي از منابع حياتي مانند مواد اوليه، نيروي انساني و پول همگام شد و واژه هاي مديريت منابع اطلاعات (I.R.M)30 و استراتژي كاربرد كامپيوتر، قداست خود را يافت و بانكهاي اطلاعاتي و بهره برداري در آنها شكل گرفت .امروزه بسياري از موسسات تجاري و بارزگان اعتقاد دارند كه تجزيه و تحليل و طراحي سيستم يك امر استراتژيك است و تاثيرات آن مستقيماً بر روي اهداف سازمان منعكس مي‌شود. بنابر اين نياز به طراحي سيستم نه تنها جايگاه كامپيوتر را محقق مي‌سازد بلكه نقش تكنولوژي اطلاعات را ثمر بخش مي‌نمايد (مومني، 1372، 250).
توسعه و پيشرفت MIS محدود به جمع آوري، طبقه بندي، دستيابي و بازسازي اطلاعات نخواهد بود، بلكه هنر متخصص MIS در ارائه طريق در حمايت مديريت نسبت به آينده نگري و اتخاذ تصميمات در بحرانها است. مواجهه با بحرانهاي جهان بدون داشتن اطلاعات لازم و دقيق و سريع مقدور نيست و صدمات ناشي از تصميمات بدون اطلاع، خسارت بار و غير قابل جبران است.
لذا توانايي MIS در فراهم نمودن اشارات و عوامل پيش بيني در مقابله با بحرانهاست.كه در سيستمهاي خبره و باهوش و حامي تصميمات مديريت مورد بحث قرار مي‌گيرد.
امروزه يكي از اقدامات مهمي كه براي اولين بار در ساختار هاي بارزگاني صورت مي‌پذيرد. تشكيل كميته اي مركب از مدير MIS و مديريت فروش، مديريت توليد، مديريت مالي و مديريت مهندسي و پرسنلي است كه سيستم را سازماندهي و هدايت نمايد.اين تيم ويژه مركب از نمايندگان هريك از قسمتها و افراد متخصص MIS است و هنگامي كه اولين سيستم اطلاعاتي مديريت استقرار مي‌يابد و با تداوم اقدام به روشهاي نگهداري آن مي‌نمايد.
يك ساختار سازماني MIS هنگامي دائمي است كه شامل متخصصين سيستم هاي طراحي MIS متخصصين كامپيوتر و ارتباط داده ها و متخصصين پردازش اطلاعات باشد.
اگر بخواهيم يك سيستم اطلاعات مديريت قابل اجرا را در يك سازمان پياده سازيم بطوريكه مورد قبول مديران و پرسنل سازمان قرار گيرد در آغاز بايستي به شناخت سازمان پرداخته و رفتار سازماني و مديريت را كاملا درك و بصورت تصوير تحليلي و علمي ترسيم كنيم. طراحي سيستم هاي اطلاعاتي مديريت بايستي متناسب با نيازهاي سازماني تنظيم گردد در غير اين صورت قابل اجراء نمي‌باشد و مردود است (مومني، 1372، 34-35).
بخش اول: مباني نظري پژوهش
2-1- اطلاعات و نقش آن در سازمان
2-1-1- اطلاعات و داده‌ها
مفهوم دو واژه اطلاعات31 و داده‌ها32 يكسان نمي‌باشند. داده‌ها حقايق و پديده‌هايي هستند كه در رابطه با يك شيء يا يك پديده بطور عام مطرح مي‌شوند و يك ويژكي از آن پديده را به ما منتقل مي‌كنند، به خودي خود مفهوم دارند ولي كاربردي براي آنها متصور نيست.
اطلاعات : داده هاي پردازش شده يا داده‌هاي معني دار مي‌باشند (صرافي زاده،



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید